eitaa logo
رازقی🕊~
80 دنبال‌کننده
750 عکس
34 ویدیو
2 فایل
جوانه زده گلدان کوچک ” یاسم ” دلم کمی بهار می‌خواهد‌ نمی‌آیی🪻؟ 404/3/6 _ برای بعضی روزها، محتوا دارم. ✧ بنویسیم،بشنویم،حرف بزنیم؛ و قلبمون رو از انبوه رازقی ها پرکنیم! ✔️با احترام اینجا یه کُنج دخترونه ست.
مشاهده در ایتا
دانلود
«نماز هدیه به روح امام جواد☁» بعد از اتمام نماز ظهر و عصر دورکعت نماز دورکعتی و بعد نماز ۱۴۶ مرتبه ما شآءَ اللَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ؛ بهتر که بین اذکار صحبتی صورت نگیره و نماز بلافاصله بعد از نماز عصر خونده بشه! «راستیی این نماز مخصوص چهارشنبه هاست»
تو تاریخ ۴۰۴/۴/۴ جزء ۴م رو به پایان رسوندم🌷.
حی علي العزا حی علي البكاء ..
«سوم که بودم یکی از کلمه هایی که باید باهاش جمله مینوشتیم محرم بود، دقیق نمیدونم چه جمله ای نوشتم ولی معلم خیلی تشویقم کرد، مضمون جمله ام یه همچنین چیزی بودکه؛ درسته ما هرسال برات عزاداری میکنیم هرسال اشك میریزیم،همه جا رو سیه پوش میکنیم، درسته، ما خیلی ساله که غمت رو زنده نگه میداریم ولی هرسال انگار اولین باره که داریم برای محرم تو عزاداری میکنیم.»
_ سفارش آیت الله وحیدخراسانی: از روز اول محرم تا روز عاشورا روزى صد مرتبه سوره‌توحید را بخوانید، و به حضرت سیدالشهدا (ع) هدیه کنید، ان شاءالله فیوضاتى نصیبتان می‌شود شرطش هم این است مردم را دعوت به این عمل کنید🌷. «همچنین آیت الله خراسانی اشاره کردند: چقدر خوب است که این عمل نورانی تلاوت صد مرتبه سوره توحید و هدیه کردن به روح مطهر و نورانی حضرت سیدالشهدا (ع) به نیابت از حضرت حجت ابن الحسن المنتظر المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام شود.»
کاروان از راه رسید! و کیست آن که سلام کاروان را پاسخ گوید، جز نیزه ها و شمشیرها؟! کجاست فرات که حسین را سلام گوید؟ کجاست این رود خفته در نخل های آتشین؟ کاروان که از راه رسید! بزم کوفیان آغاز شد، چه نیک، به استقبال کاروانیان آمدند و چه خوب، رسم مهمان نوازی را به جا آوردند؛ مهمانی که خود، فرا خوانده بودند کاروان که از راه رسید کربلاطاقت از کف داده بود. گوشه گیری این خاک، یکپارچه فریاد بود که یا حسین، بازگرد! این جانمان! این سرزمین، قتلگاه کاروان توست! بازگرد. این جانمان! این مردم نامرد، تو را نمی شناسند. رسمشان بی وفایی است و پیشه شان، عهدشکنی. با تو همان خواهند کرد که روزگاری، با پدرت علی علیه السلام کردند. بازگرد مولا! این جا، دستان عباس تو را می خواهند و قامت رعنای علی اکبرت را. این جا، سیل سیلی و تاراج و تازیانه، بیداد می کند. این جا، آتش، بر انتظار خیمه های توست. این جا، حجاب اهل حرمت را به یغما می برند. این جا نگاه زینب را خیره به بدن خون آلودت میخواهد. این جاهفتاد و دو ستاره ی وفامند را خونین و خاکستر شده میخواهد. اما رسید کاروان.... یکی زانویش را برای خواهر پله کرده بود، دیگری شانه اش را تکیه گاه کرده بود تا مبادا آب توی دل عمه تکان بخورد! چشمش ‌که به صحرا افتاد پرسید: نام اینجا چیست؟ شنید:کربلا..... دلش آشوب شد ، پناه برد به برادر گفت: بوی جدایی می‌دهد این خاک، قول می دهی سایه ات از سر زینب کم نشود؟ حسین میگوید: اینجا مردان ما شهید، خون ما ریخته و حرم ما اسیر میگردد، قول بده نگذاری شیطان صبرت را بِدُزدد! دل ها بی قرار است، تا اینکه حرّ با دستور عبیدالله کاروان را متوقف می‌کند و مجبورند همانجا بمانند ، حسین برای تسلیم نیامده ، نیامده با کسی که از خاندان معاویه ،قاتل پدر و برادرش است، بيعت کند. تازه اول راه است ، اصحاب ،اهل بیت و زینب چگونه آن شب را به پایان می رسانند؟ شبی که می دانند انتهایش چیست ،چگونه گذشت؟! کربلا، عمیق ترین زخمی است که بر جان ها نشسته است؛ رساترین فریادی است که در سرسرای تاریخ، طنین افکنده است.و اینک حسین به کربلا آمد؛ آمد تا یزید، همه کاره ی دنیا نباشد. آمد تا آیین سبز محمدی صلی الله علیه و آله وسلم ، به دست فرزندان ابوسفیان، در خاک نشود.آمد تا ذوالفقار علی علیه السلام ، در نیام نپوسد. از کربلا تا قیامت، خطی ممتد کشیده اند؛ جاده ای برای سفر عشق، راهی برای رفتن و رسیدن؛ پای در راه بگذارد می بینی که جاده، خود، راهبر است. کربلا، سرزمین شگفتی است که تنها با دست و پای قطع شده، می توان به وصل رسید؛ اگر مرد راه باشی، تکلیفت فقط با کربلا روشن می شود؛ راهی که تنها با پای عقیده و جهاد پیمودنی است. اینک این تو و این کربلا؛ در این آزمون حیرانی و در این ابتلای عظیم، کجا خواهی ایستاد؟ در صف حسین یا یزید؟