eitaa logo
رازقی🕊~
81 دنبال‌کننده
741 عکس
34 ویدیو
2 فایل
جوانه زده گلدان کوچک ” یاسم ” دلم کمی بهار می‌خواهد‌ نمی‌آیی🪻؟ 404/3/6 _ برای بعضی روزها، محتوا دارم. ✧ بنویسیم،بشنویم،حرف بزنیم؛ و قلبمون رو از انبوه رازقی ها پرکنیم! ✔️با احترام اینجا یه کُنج دخترونه ست.
مشاهده در ایتا
دانلود
*
رازقی🕊~
دَرَجَت مِّنهُ وَمَغفِرَةࣰ وَرَحمة وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورا رَّحِيمًا (٩٦‌_نساء) به درجات و رتبه‌هايى، و آمرزش و رحمتى ويژه از سوى خود؛ و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است. ☘️~ شرط دريافت و برخوردارى از رحمت الهى، پاك بودن و پاك شدن است.ابتدا «مَغْفِرَةً‌» آمده، سپس «رَحْمَةً‌» تفسیر نور محسن قرائتی /جلد 2 صفحه 139
سلام به اهالی خوب رازقی،اوقات بخیر🌟.
رازقی🕊~
إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَفَّىٰهُمُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْۖ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي ٱلْأَرْضِۚ قَالُوٓاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةࣰ فَتُهَاجِرُواْ فِيها فَأُوْلَـٰٓئِكَ مَأْوَىٰهُمْ جَهَنَّمُۖ وَسَآءَتْ مَصِيرًا(٩٧ _نساء) قطعاً كسانى كه [با ترك هجرت از ديار كفر، و ماندن زير سلطۀ كافران و مشركان] بر خويش ستم كردند [هنگامى كه] فرشتگانْ آنان را قبض روح مى كنند، به آنان مى گويند: [از نظر ديندارى و زندگى] در چه حالى بوديد؟ مى گويند: ما در زمين، مستضعف بوديم فرشتگان مى گويند: آيا زمين خدا وسيع و پهناور نبود تا در آن [از محيط شرك به ديار ايمان] مهاجرت كنيد؟! پس جايگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است. ☘️~ ✔پيش از جنگ بدر، كفّار مكّه مردم آن شهر را به جنگ با مسلمانان فراخواندند و تهديد كردند كه همه بايد شركت كنند و هركس تخلّف كند، خانه‌اش ويران و اموالش مصادره خواهد شد. برخى از مسلمانان هم كه ساكن مكّه بودند و هنوز هجرت نكرده بودند، از ترس جان، همراه كفّار به جبهه‌ى جنگ با مسلمانان آمدند و در «بدر» كشته شدند، آيه نازل شد و آنان را كه با ماندن در محيط كفر و ترك هجرت، به خويش ستم كرده بودند، توبيخ كرد و مقصر دانست. • فرشتگان به كارهاى انسان آگاهند. اَلْمَلاٰئِكَةُ‌ ... قٰالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قٰالُوا • ترك هجرت و از دست دادن هدف و عقيده، ظلم به خويش است. (شعار «خواهى نشوى رسوا، همرنگ جماعت شو» از نظر قرآن مردود است.) «ظٰالِمِي أَنْفُسِهِمْ‌» • توجيه گناه پذيرفته نمى‌شود. كُنّٰا مُسْتَضْعَفِينَ‌ ... تفسیر نور محسن قرائتی / جلد2 صفحه 141
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ساعت پنج و نیم بود که رسیدم خانه، خسته، نالان،بی رمق،شوریده و نابسامان. یک قطره از نور امید درونم نبود، اگر مرا مچلاندی باران فرسودگیم سیلاب میشد بر آنچه که ساخته بودم. دلم میخواست فرار کنم به چندساعت بعد آنجا که پتوی گلبافتم را در آغوش میکشم و به آیاتم و خاطرات و آرزوهایم انقدر فکر میکنم که در نهایت چشم برهم میبندم. عجیب بود تلاشی برای تنفس امید نمیکردم، برخلاف روزهای مشابه گذشته حتی چای را از قوری گل سرخ سماور نریختم و حبه قند هل دار را گوشه لپم نگذاشتم تا شیرینیش بپوشاند تلخی مزاجم را. درنهایت تسلیم شده شکلات داغی میخورم اسمش شکلات داغ است اما من حتی آب را گرم هم نکردم،به چشم می دیدم که چگونه گرد شکلات داغ در میان آبی که بخاری برای سوزاندن ندارد،گلوله میشود! اما اهمیتی نداشت. برای من شکلات سرد بود با حجم زیادی غم که همراهش قورت دادم. الان که به چندساعت گذشته نگاه میکنم نفس عمیق میکشم و خوشحالم که قوی این روز را گذراندم،همیشه که قرار نیست زندگی به ما امید و نور و صبر هدیه دهد گاهی هم اسیر تاریکیمان میکند که هراسان به دنبال جرعه نور بگردیم و قدر بدانیم! 04/11/27
شکلات داغ فلک زده ی بی نوا.
ممنون که به یادم بودی،زیارتت قبول🤍.
سلام سلام سلام.
✓ اگه هنوز برنامه ننوشتید💙✧.