eitaa logo
رسانه کتاب آکادمی روح‌بخش
21.6هزار دنبال‌کننده
822 عکس
177 ویدیو
20 فایل
خوش اومدید به دنیای کتاب ما🌷 📚 خلاصه میکنیم| میخونیم|معرفی میکنیم|هدیه میدیم 📌اینجا به درد کتابخونا میخوره. زیر نظر آکادمی روح بخش [تبلیغات نداریم] لینک ناشناس: https://punz.ir/message/09Y7qdl ارتباط با ادمین: @rbook_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
⚡️ فقط ۱۰۰۰ نفر اول شانس قرعه‌کشی سفر مشهد رو دارن! 👀 همین الان سفارش بده تا حسرت فردا رو نخوری! همین الان سفارشتو از طریق لینک زیر ثبت کن 👇 https://ketabresan.net/campaign/cHay1
. هزینه اسنپ خونه تا حرم و میدیم بهتون. 😁😁😁🌺
رسانه کتاب آکادمی روح‌بخش
#چالش_نماز_باحال 📌#روز_هشتم 📖 محدوده ای که باید بخونید: صفحه ۶۸ تا صفحه ۷۹ (حدود ۹ صفحه + ۲ صفحه خ
📌 📖 محدوده ای که باید بخونید: صفحه ۸٠ تا صفحه ۸۹ (حدود ۸ صفحه + ۱ صفحه خالی) ⏰ زمان تقریبی برای مطالعه: ۱۵ تا ۲٠ دقیقه 📍چه سوالاتی در این محدوده جواب داده میشه؟ ۱. رابطه خودکار قرمز و مرکز فرماندهی بدن چیه؟ ۲. ربط خودکار قرمز و نماز چیه؟ ۳. سر دو راهی های زندگی باید چیکار کنم؟ ۴. خط قرمز داشتن، چه فایده ای برای زندگی ما داره؟ 🔺تا شب فرصت داری این قدم انجام بدی. 🤝 ببینم چیکار میکنی... https://eitaa.com/Rbook_ir
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+ من چالش نماز باحالُ، با یک نفرم باشه ادامه مدیم. - چرا؟ چه فایده؟! + ویدیو بالا را دیدی؟! . https://eitaa.com/Rbook_ir
رسانه کتاب آکادمی روح‌بخش
💬 چرا این مجموعه، دقیقاً همون چیزیه که پدر و مادرها دنبالش بودن؟ ✨ چون بچه‌ها رو خسته نمی‌کنه، جذبش
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺 وقتی حجت‌الاسلام رفیعی تو برنامه‌ی سمت خدا گفت: «پدر و مادرها! این دو کتاب رو حتماً برای بچه‌هاتون تهیه کنید...» یعنی با یه اثر معمولی طرف نیستیم 🌟 ✅من هیچی نمیگم شما خودتون توضیحات ایشون رو ببینید... 📘 احکام پسران (۱۳ سال به بالا) 📗 احکام دختران (۸ تا ۱۳ سال) کتاب‌هایی که با زبون ساده، داستانی و جذاب، به بچه‌هامون یاد می‌دن چطور درست، مؤمن و با آرامش زندگی کنن 💚 . https://eitaa.com/Rbook_ir
✂️ . دیگر وقتش رسیده بود! چقدر باید صبر می‌کردم تا یکی پا پیش بگذارد. هفده سال مگر کم است!؟ آن‌همه مدت منتظر مانده بودم و خبری نشده بود. آن‌همه سال گوش به زنگ مانده بودم و اتفاقی نیفتاده بود، ولی دیگر نمی‌خواستم دست روی دست بگذارم. تصمیمم را گرفته بودم؛ باید همه‌چیز را تمام می‌کردم. باید سراغ مردی می‌رفتم که از مدت‌ها پیش، فکر و ذهنم را مشغول کرده بود. سال ۷۹؛ دختری دبیرستانی بودم و به روال هر جمعه صبح، مشغول جمع و جور کردن خانه. تلویزیون روشن بود و برنامه‌های سیمای استانی قم را نشان می‌داد. در یکی از رفت و برگشت‌هایم، چشمم به قاب سیاه و سفیدِ گوشهٔ اتاق افتاد. دوربین، در و دیوارهای خانه‌ای را نشان می‌داد. پایین‌تر که رفت، به زنی رسید و بعد از او به مردی. مرد روی تخت خوابیده بود، آرام لبخند می‌زد و با حجب و حیا دوربین را نگاه می‌کرد. در آنِ دیدنش، صدها سؤال در ذهنم ردیف شد که حتی جواب یکی از آنها را هم نمی‌دانستم. آن آدم، با آن شرایط چطور زندگی می‌کرد؟ روز و شبش چگونه سر می‌شد؟ خانواده‌اش چه می‌کردند؟ اصلا با آن شرایط، چطور می‌توانست آن‌قدر آرام باشد؛ لبخند بزند و با آرامش دوربین را نگاه کند! هرچه فکر می‌کردم، نمی‌فهمیدمش. هرچه در ذهنم، بین تمام کتاب‌هایی که تا آن زمان ورق‌زده و خوانده بودم، دنبال نوشته‌ای می‌گشتم که زندگیِ امثال او را به تصویر کشیده باشد، چیزی پیدا نمی‌کردم. روایتی از آدم‌هایی که زندگی‌شان خاص بود و خودشان خاص‌تر؛ همان بازمانده‌های جنگ، که از زمین تا آسمان با بقیه فرق داشتند. دبیرستان را تازه تمام کرده بودم که خبر شهادتش را شنیدم. پیش خودم می‌گفتم امروز و فرداست که داستان زندگی‌اش چاپ شود و آن وقت، خودم اولین کسی هستم که کتابش را می‌خرم و یک‌نفس می‌خوانم. هفده سال منتظر ماندم و خبری نشد. هفده سال به امید نشستم و اتفاقی نیفتاد. ب عد از آن‌همه سال، تنها یک مجموعه خاطره از شهید دخانچی چاپ شده بود و خیلی از سؤالات من هنوز جوابی نداشت. باید خودم کاری می‌کردم؛ اما می‌توانستم؟ دودل بودم. نمی‌دانستم از پس برداشتن آن بار برمی‌آیم یا نه. گوشی را که برداشتم، شماره را که گرفتم، صدای مهربان و باطمأنینهٔ آن طرف گوشی را که شنیدم، دلم قرص شد و اراده‌ام چند برابر؛ و این‌گونه، داستان دنباله‌دار زندگی‌ام شکل دیگری گرفت. از آن به بعد، من بودم، یک مادر شهید بود و یک زندگی که دوست داشتم تا عمقش بروم، تا ته ماجراهای متفاوت و غیرمنتظره‌اش. . 📚 تب ناتمـــام
📚کتاب: تب ناتمــــام 📌 توضیحات: این کتاب، خاطرات مادر شهید حسین دخانچی از زمان پرستاری از ایشونه. ۱۷ سالی که مادر شهید و اسطوره ما، ایشون را بخاطر قطعی نخاع، تر و خشک میکردن. شهید حسین دخانچی در ۲۴ اسفند سال ۶٠ به دفاع مقدس رفت و در عملیات بدر، قطع نخاع شد و ۱۷ سال بعد هم به جمع رفقای شهید خودش پیوست. شهید عزیز، در ایام بیماری و خونه نشینی خودش هم دست از شهدا برنداشت و در این ایام به روایتگری درباره شهدا مشغول بود.... ❓به درد کی میخوره؟ به درد همه میخوره، مخصوصا اونایی که میخوان بدونن از چه از خودگذشتگی هایی برای این آب و خاک و دین شده. . 🛒 از کجا پیداش کنم؟ به ادمین پیام بدید. 🙋‍♂ @rbook_admin . https://eitaa.com/Rbook_ir
رسانه کتاب آکادمی روح‌بخش
💬 چرا این مجموعه، دقیقاً همون چیزیه که پدر و مادرها دنبالش بودن؟ ✨ چون بچه‌ها رو خسته نمی‌کنه، جذبش
📌از زبون سید کاظم بخون؛ 💬 گفت‌وگوی خودمونی که با نویسنده کتاب داشتم 👦 گفتم: حاج‌آقا، چی شد که به فکر نوشتن این کتاب افتادید؟ 😊 لبخندی زد و گفت: ببین سید، همیشه این آیه‌ی قرآن تو ذهنم مونده که می‌فرماید: «ای کسایی که ایمان آوردید، خودتون و خانوادتون رو از آتشی که هیزمش انسان‌ها و سنگ‌ها هست، حفظ کنید.» 🔥🪨 یعنی فقط مسئول خودمون نیستیم، بچه‌هامون هم امانتی‌ان دست ما 💞 📚 سال‌ها بود این دغدغه رو داشتم که ما چقدر برای تربیت دینی بچه‌هامون وقت می‌ذاریم؟ همه‌مون حواسمون به رشد جسمی 🏃‍♂️ و درسی 📖 بچه‌ها هست، ولی رشد اعتقادی‌شون چی؟ 🙏 چرا باید صبر کنیم تا بچه‌هامون به سن تکلیف برسن، بعد تازه دنبال آموزش دین براشون بگردیم؟ 🤔 👶 بچه باید قبل از بلوغ، کم‌کم با احکام آشنا بشه. اگه از همون دوران کودکی، با زبان خودش و بدون سخت‌گیری یادش بدیم 💬❤️ وقتی به سن تکلیف می‌رسه، انجام کارهای دینی براش راحت و شیرین می‌شه 🌸 🧠 یه عالم اخلاق یه جمله قشنگی داره، می‌گه: «مشکل بعد از بلوغ، از رها کردن قبل از بلوغه!» واقعاً هم همینه 💭 اگه از بچگی یاد نگرفته باشه، بعداً سخت می‌تونه با دل قبول کنه 💔 ✍️ به همین خاطر، دلم می‌خواست کتابی بنویسم که احکام مورد نیاز بچه‌ها رو، قبل از بلوغ، به‌صورت ساده، دلنشین و تصویری بهشون یاد بده 🎨👦 چون واقعاً بچه‌ها با تصویر خیلی بهتر ارتباط می‌گیرن 👀 اون چیزی که می‌بینن، توی ذهنشون می‌مونه 🧩 📖 برای همین، توی این کتاب سعی کردیم با تصویرهای جذاب 🖼، صفحه‌آرایی قشنگ ✨ و محتوای دقیق و هوشمندانه 💡 کاری کنیم که بچه هم لذت ببره 😄، هم یاد بگیره 🎯 🔍 این کتاب بارها بازبینی شده تا هم دقیق باشه، هم صمیمی، هم متناسب با ذهن و نیاز بچه‌های امروز 💬🕊