🌱بیشتر از یک ماه بود که #محمد را از مسئول دانشجویی استان گرفته بودند
چند کار بهش پیشنهاد شد ولی چون اهل پشت میز نشستن نبود قبول نکرد
برای اون که این همه آدم فعالی بود این همه خانه نشینی خیلی سخت بود
🌱یه روز اومد خونه گفت:#محبوبه امروز رفتم پیش مسئول جدید دانشجویی
با عصبانیت گفتم :چرا رفتی؟؟؟
گفت:رفتم بگم اگه شماره مسئولی یا بخشدار یا فرماندار رو میخواد خبرم کنه
خلاصه اینکه همه جوره در خدمتیم
🌱گفتم چرا این کار رو کردی اگه نیاز داشتن خودشون باید میومدن سراغت
🌱#محمد گفت:حضرت آقا توی دوره ریاست جمهوری به حضرت امام گفتن که اگه الان منو تو دورترین پاسگاه مرزی بفرستین تا پست بدم اطاعت میکنم
🌱این یعنی چی؟؟؟
یعنی تو مملکت اسلامی مهم نیست کجا باشی. مهم اینه که هر کاری از دستت بر میاد انجام بدی تا کمکی کرده باشی👌
@Revayate_ravi
🦋#محمد برای اولین بار به خاطر واقعه ششم بهمن سال ۶۰ ، که آمل را به شهر هزار سنگر معروف کرد ، اردوی راهیان نور شمال کشور را مطرح کرد
🦋سال ۹۴ اولین اردوی راهیان نور جنگل با حضور ۵۰ استاد بسیجی و بازدید از مناطق عملیاتی جنگل انجام شد
@Revayate_ravi
🦋#محمد همان کسی که گاهی از خستگی توان ایستادن نداشت و حتی غذا خوردنش معلوم نبود
ولی
هیچگاه از کیفیت نمازش نمی زد
نماز دو رکعتی اش ،۲۰ دقیقه طول میکشید
🦋همیشه بهش می گفتیم نماز طولانی برای اونهائیه که بیکارن ، نه ما که از صبح تا حالا کار کردیم
🦋هیچ کاری رو به فردا نمی ذاشت
همیشه هم زمان نقد حساب می کرد
حتی با خدا هم نقد حساب کرد
🦋حاضر نشدنسیه حساب کند
در همان اعزام اول به سوریه شهادتش را نقدِ نقد حساب کرد
@Revayate_ravi
🦋یک بار در اردوگاه خرمشهر چند مسافر اهل تسنن آمدند
زائر نبودند
مهمان بودند
اهل تسنن کمتر پیش می آید که به امام جماعت شیعه اقتدا کنند،به خصوص امامت کسی که او را نمی شناسند
🦋آنها چنان مجذوب رفتار #محمد شدند که به او اقتدا کردن و نماز جماعت را به امامت او خواندند
@Revayate_ravi
🦋یک بار در پادگان شهید جعفرزاده اندیمشک ، یک اتوبوس از بازنشسته های جنگ و خانواده هاشون اومده بودن
سوله ها پُر بودن و باید داخل حسینیه می خوابیدن
🦋مسئول آنها اصرار داشت ، یکی از سوله ها رو خالی کنید تا ما برویم
مسئولشون بلند داد میکشید ....
من این همه راه خسته و داغون از مازندران نیومدم که تو حسینیه بخوابم
🦋#محمد اومد و گفت: طبق ابلاغیه ما اصلا نباید شما رو بپذیریم
حالا که ما داریم این کار رو میکنیم شما هم کمی مدارا کنید
🦋دوباره اون آقا داد میکشید و به #محمد میگفت:فکر کردی دو روز اومدی اینجا شدی سرگرد محمد بلباسی کسی شدی!!!
فکر کردی کی هستی!!!
🦋#محمد می خندید و میگفت:
من نه درجه دارم ، نه لباس پاسداری
به لباس من نگاه کنید
اینجا نوشته #محمد بلباسی ، این طرف هم نوشته خادم الشهدا
🦋من پاسدار نیستم
من خادم شما هستم
در جواب توهین های اون آقا ، هر چی ما می خواستیم دخالت کنیم #محمد نمی ذاشت
هر طوری بود با لبخند ، سر و صدا رو خوابوند
@Revayate_ravi
🌺همسر شهید بلباسی اینطور نقل می کنه:
🌺عید ۹۵ هر طوری که بود دل رو به دریا زدم و با هر سختی که بود رفتم اردوگاه خرمشهر
🌺همیشه یه بقچه گلایه و بغض داشتم ولی تا #محمد رو می دیدم، خستگی از تنم در می رفت و همه چیز یادم می رفت
🌺#محمد خانه سرایداری اردوگاه رو برامون خالی کرده بود
خیلی کم بهمون سر میزد ، اگر هم میومد میگفت:#محبوبه میشه بچه ها رو ساکت کنی من ده دقیقه بخوابم
🌺 به بیسیم و تلفن هایش جواب میدادم تا چند دقیقه ای بخوابد
آفتاب صورتش را سوزانده بود
زیر چشمش گود افتاده بود
@Revayate_ravi
به نام نامیِ هادی، که هادی دلهاست
یگانه فاتح دلها، امام بی همتاست
امامِ مهر، امامِ وفا، امامِ عشق
امامِ رأفت و رحمت امامِ خوبی هاست
هدایتش همه جا را به زیر سایه بَرَد
امامتش متعالی، زِعامَتَش یکتاست
#میلاد_امام_هادی(ع)💛
#مبارکبارد🌼
@Revayate_ravi