https://eitaa.com/Green128/4803
ایده هایِ قشنگت باعث شد دوباره بنویسم و به دوستام کتاب بدم تا بخونن که حس خیلی خوبی داشتتت:*)
اولین نفری بودییی که عضو کانال شدیی*[حس خوب زیاااد]
و فوروارد کردن پیام هام...[اکلیلی شدن:*]
بابت همشون تچکر:)))))🌝
هدایت شده از سه+تاپ
setup_ir4_6014881323276050545.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
صدایِ حرمِ امام رضا علیهالسلام دقایقی از اذانِ صبح، بدون هیچ نوا و مداحی با صدایِ واقعی محیط...
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا علی بن موسی الرضا
🌱 سهتاپ | @setup_ir
-ReyhaNil
صدایِ حرمِ امام رضا علیهالسلام دقایقی از اذانِ صبح، بدون هیچ نوا و مداحی با صدایِ واقعی محیط... اَ
خدایا.
این نوا چقدر آرامش داره...
[فکر کنم مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه باشه..]
وای معنیش>>>>
یکم حرف با رفقایی که امروز آزمون داشتن:_)🌿
از خاطرات ۳ سال پیش خودم میگم براتون...
شاید یکمی کمکتون کنه:)
✨
اون سال ، تاریخ آزمون تیزهوشان زودتر از نمونه بود...
شب قبل آزمون اول،کلی احساسات مبهم و همزمان داشتم...
فکر میکردم فردا خطِ آخرِ دنیاست؛[اشتباه میکردم]
نتیجه یکساااال تلاش و خونِ دل خوردنا فردا مشخص میشه.!
چون سال نهم رو بکووووب نشستم پایِ درسام و خوندم و خوندم...
[اولین سالی بود که با خانوادم مسافرت نرفتم، تمامِ عید رو نشستم خونه و درس خوندم، کل ساااال!
صبحا عصرا شبا...
تست و تست...
درس و درس...]
#یکمتجربه
-ReyhaNil
یکم حرف با رفقایی که امروز آزمون داشتن:_)🌿 از خاطرات ۳ سال پیش خودم میگم براتون... شاید یکمی کمکتون
خلاصه.
صبح رسید و با استرسی که [سعی میکردم کنترلش کنم] حرکت کردیم سمتِ محل آزمون...
یادمه صندلی جلو نشسته بودم؛ مامانم جلویِ حوزه نگه داشت ؛ نگاهی به صورتم کرد و گفت: ریحانا اگه استرسِت زیاده همین الان برگردیم خونه؛
اصلا لازم نیست آزمون بدی...
[مامان بابام از همون اول مخالف آزمون دادن و ورودِ من به مدارس خاص بودن و چون خودم خیلی اصرار کردم اجازه دادن... حالا بعداً میگم چرا.]
منم گفتم: نه، من خوبم مامان!
خلاصه بغل و آرزوی موفقیت و اینا که تموم شد، رفتم داخل حوزه..
#یکمتجربه
-ReyhaNil
خلاصه. صبح رسید و با استرسی که [سعی میکردم کنترلش کنم] حرکت کردیم سمتِ محل آزمون... یادمه صندلی جلو
پروسه آزمون دادن گذشت و
آزمون با همه فراز و نشیبهاش،
بالاخره تموم شد.
من موندم در انتظار نتیجه ها.
کارِ اشتباهی که [نباید میکردم] ولی کردم، نگاه کردن پاسخنامه های احتمالی بود که از در و دیوارِ فضای مجازی میریخت!.
دیدن همانا و سردرگمی های بیشتر همانا..!:(
#یکمتجربه