سقوط سࢪد|ᶜᵒˡᵈ ᶠᵃˡˡ
پارتـ⁵ نیلا با صدایی لرزان و خسته جواب داد: «جانم؟ بفرمایید.» و بلافاصله بعد از آن هقهق گریهاش بل
پـآرتِ پَـنجـُم رمـآن سُقوطِ سَرد
میتونید نظرای زیباتون رو اینجا بگین↓
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uupd1it&btn=ناشناس.سقوط.سرد
پارتـ⁶
سوگند که هنوز از استرس خبر دکتر بیرون نیامده بود با دیدن نیلا گارد گرفت و با اعصبانیت گفت:«تو دیگه کی هستی؟ اینجا چیکار میکنی؟ گمشو بیرون حوصله نداریم.»
ماهورا با تشر گفت:«سوگند ساکت باش! میفهمی اینجا بیمارستانه! بسه..» و با لحن عذرخواهانه رو به نیلا گفت:«معذرت میخوام نیلا.حال روحیمون اصلا خوب نیست.»
نیلا سرش را به نشانه ی درک تکان داد«نه مشکلی نیست، درک میکنم.»
او به سمت اتاقی که مهیار آنجا بود رفت.مهیار با دیدن او ابرو هایش را در هم کشید:«ببخشید شما؟»
نیلا با تردید گفت:«من یکی از دوست های علی هستم.عامم.. شنیدم که بزای هزینه عمل به مشکل خوردید، اومدم کمک کنم.»
سقوط سࢪد|ᶜᵒˡᵈ ᶠᵃˡˡ
پارتـ⁶ سوگند که هنوز از استرس خبر دکتر بیرون نیامده بود با دیدن نیلا گارد گرفت و با اعصبانیت گفت:«تو
پـآرتِ شـِشـُم رمـآن سُقوطِ سَرد
میتونید نظرای زیباتون رو اینجا بگین↓
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uupd1it&btn=ناشناس.سقوط.سرد
هدایت شده از رِفـْیـْقِخُــدٰا:)
اتحاد سین زني فندوم حامیم🤍
این پیام رو فور کنید چنلاتون تا قدرت فندومتون مشخص بشه:)
چنل برگزار کننده✨:
https://eitaa.com/Haamim1376_h