پدیده ی عشق خیلی عجیبه از خیلی چیزا بخاطر عشق میگذری که تا اون لحظه فکرش هم نمیکردی بتونی انقدر صبور و سازگار باشی..
صدایم زد...
برگشتم...
بعد بدون مقدمه گفت:
"منو بخواه..."
این اولین باری بود که جملهای دستوری، هیچ ترسی نداشت و بلعکس،
برایم گوارا بود...
می توانستم برای این درخواستش بمیرم...
#حميد_جديدی
-ࢪوحاء !:)
من آغوشی برای تو نداشتم
تمام عشاق زندگی من
افسانه های کهن بودند !
می آمدند
می جنگیدند
و می مردند
تو هم به این آغوش نمی رسی !
زیرا نیامده مرده ای
این واقعیت عشاق من است ...
ـ اغوش
الان اونجام که فریدون مشیری میگه:
رک بگویم از همه رنجیدهام! از غریب و آشنا ترسیدهام.
بیخیالِ سردیِ آغوشها، من به آغوشِ خودم چسبیده ام...