روشنا!
چندسال قبل که تلوزیونهای صهیونیستی مارش پیروزی نواختند و خانه ویران شده یحیی را نشان دادند که تلّی
ما دوستتان داریم
ای مجاهدِ مقاومِ تاریخ ساز
و
حقیقتا امت اسلامی انتظار آن روز را به دل دارد که به همراه مولایمان برگردید دست در دست هم..
راستی سلام ما را به عزیز دل های اهل مقاومت برسانید به همان سپهبد پر افتخار مذکور این روزها
هدایت شده از شهید شیخ بیگ🇮🇷 (گروه مردمی)
👕👟 چند وقته میخوای برای خودت و بچهها لباس بخری، اما با همون قبلیا سر کردی و هزینش و برای لبنان واریز کردی؟
قبول باشه جهادت✔️
🍇🍐همیشه ۳ نوع میوه برای خونه میخریدی و الان شده ۲ نوع میوه و مابقی و برای لبنان واریز کردی؟
قبول باشه جهادت✔️
🚶♂مسیر کوتاه رو به جای اینکه با اسنپ بری، پیاده طی کردی و هزینش و برای لبنان واریز کردی؟
قبول باشه جهادت✔️
🍔🍕 دلت لک زده برای فست فود و غذای آماده اما همه وعدهها رو خودت میپزی و اون هزینهای که قرار بود بشه، برای لبنان واریز کردی؟
قبول باشه جهادت✔️
🎂 میخواستی یه جشن تولد حسابی بگیری، پا گذاشتی رو دلت و هزینش و برای لبنان واریز کردی؟
قبول باشه جهادت✔️
🍫🧃 روزانه از سوپر مارکت برای بچهها تنقلات میخریدی، الان با خلاقیت خودت خوراکی خونگی میدی و هزینش رو برای لبنان واریز کردی؟
قبول باشه جهادت✔️
💇♀🧘♀🎭 هزینهی اشتراک فیلیمو و فیلمنت و باشگاه و آرایشگاه این ماهت و برای لبنان واریز کردی و به جاش پیادهروی کردی و کتاب خوندی و خلاقیت به خرج دادی؟
قبول باشه جهادت✔️
تو خوب فهمیدی که «غزه و لبنان»، خط مقدم ایران هستن🫵
تو زندگیت به قبل و بعد صحبت رهبرت برای کمک به لبنان تقسیم شده🫵
تو هر باری که با نفست مبارزه میکنی، روحت بزرگتر میشه و درجاتت متعالیتر🫵
یادته یه عمر به امام حسین میگفتیم «بنفسی أنت و اهلی و مالی و ولدی»
حالا جانشینِ حسینِ زمانهمون فرمان جهاد با مال و اهل و نفس داده و تو لبیک گفتی 💖
خوشا به احوالت 🌸
قبول باشه جهادت 🌸
ظهور رو جلو انداختی 🌸
❗️مبادا جا بمونیم
#امام_خامنهای:
بر همهی مسلمانان فرض است ...
https://eitaa.com/mahsolatema
روشنا!
حال خوب؟! دراز کشیدن زیر لوستر های بززززرگ حرم بابا حیدر :)
"نقشی به این زیبایی ندیدم"
میدونی ناتانائیل جان،
به وقت دلتنگی، کوچکترین نشانه ها زیباترین يادآورها هستند نه؟!
...
دلمان لک زده برای حرم تان یا اَبانا♥️
هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تواینوضعیتیکههستم
بهشدتبههمچینآغوشینیازدارم..
#آقاجونم
در خیالات خودم
چای ساز را به برق میزنم، جوش که میآید یک فنجان از Gold coffee های معروفم برایت میگذارم روی همان میز چوبی رو به روی مبل صورتی تک نفره اتاقم
بعد
مینشینم رو به رویت، ترجیح میدهم فعلا مدتی را در چشمانت غرق شوم تا بعد..
تا بعدش شاید همین طور که زل میزنم به تو دست بکشم روی صورتم و
دست هایم را که از روی چشم هایم برمیدارم میبینمت که خیره ام شدی در حالتی که با فنجان سفید قهوه ت بازی میکنی، احتمالا تو هم مثل من خیلی با این چیزها حال نمیکنی
حتما تو هم معتقدی که زندگی ها به اندازه کافی تلخ هستند که نیازی به قهوه ی گلد نداشته باشند نه؟!
دوست دارم در خیالات خودم ببینمت که تو فقط برای منی برای خودم
آره مغرورتر شدم چند وقتی که نبودی که حس نمیکردمت
دلم نمیخواهد که فکر کنم قرار است از من جدا شوی، که تو هم مثل همه، چیزهای دیگری داشته باشی که تو را از من و احوالاتم باز بدارد
بعد که تصور خلد بودن حضورت خیالم را راحت کرد
میخواهم تلخی های دلم را در حضورت حل کنم
مثل نبات هایی که بابا تازه با خودش آورده حل شوي در وجودم سرتاسرش :)
عزیزِ دلم
واضح است کارد به استخوان رسیدنم؟
تو باید خوب بدانی که نوشتن برایم چقدر سخت است نه؟ ولی حالا نوشتم بالاجبار
شب نگاشته های فراق؛ مصادف با آخرین روز دانش آموز زندگیم :)