eitaa logo
روشنا!
27 دنبال‌کننده
328 عکس
118 ویدیو
1 فایل
آنقدر شلوغ شده ایم که درنگ برای نوشتن را لازم نمیدانیم در جستجوی مکثِ بزرگِ من و صرفا دفترچه ای برای ضبط صدای قلم ها ... کپی؟ دوست نمی داریم(:
مشاهده در ایتا
دانلود
برای بار دوم جرات نوشتن کردم و خودت خوب میدانی که نوشتنم بهانه ی قشنگی ست برای هم کلام شدنت، برای خیال کردنت خیالی که... عجیب به حلاوت عسل می ماند :) راستش حرف نگفته زیاد دارم قصد سوا کردن شان را هم ندارم دوست دارم برای تو، خودم باشم خوش دارم که حداقل پیش تو تبعیت قواعد کمی مسخره ی بزرگتر ها را زیر سوال ببرم منظور آن است که اینجا و در این عریضه ها نباشم آن که درد دارد ولی خود را عادي نشان می‌دهد، از حرف ها دلخور می شود ولی به روی خودش نمی‌آورد، گاهی شاد است اما برای دیگران کنترلش می‌کند و... تو مشکلی نداری که نه؟! حالا لازم است که بگویم خراااب شده ام؟ که انگار که یک تپه خاک آوار شده روی سرم؟ گاهی یک عده مسئولیت ها خرابم میکند گاهی تو باید بیایی و من را از میان این تور ِتوجه به دیگران جدا کنی، بندها را دونه دونه باز کنی بعد که نگاهم میکنی بگویی ببین با خودت چه کردی؟ و حالا که میبینی داغون شده ام دستم را بگیری و بنشانی کنار خودت من خودم میتوانم بخوانمت که می گویی عیبی نداره با هم درستش میکنیم من می توانم بفهممت که نگرانم شدی عیبی ندارد چیزی نگو دیروز کتاب میگفت اگر تحمل هجران و تنهایی و دوری را ندارد نباید عاشق شود نمی پذیرم عزیزم اصلا من اگر چه بلد نیستم عاشق باشم یعنی نه آدابی میدانم و نه آن تاب دوری و دردها را دارم ولی دوستت دارم :) هرجا که می‌روم به هر که میخورم باز دلم سمت خودت قبله می گیرد همینش خوب است و الا دلی که هر روز به یک سمت باشد دل نیست نه؟! خوبه که تو هستی که عزیز من می شوی خوبه، راضیم:)
ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود :) صلي الله عليک یا اُمُنا يا فاطمه♥️
دعا میکنید برا دین مون؟!
در خانه ی ما اینقدر علم آموزی اهمیت دارد که اگر کسی این موقع شب، یک سری لغات فارسی را با معنی های کلیشه ای شان پشت هم بلغور کند باز هم کسی حق اعتراض ندارد، حتی اگر فردایش باید با ارکان شعری و سوالات غریب فنون سر و کله بزند 😐 .. شکوِه به وقت 11:45 P. M
پیش از اینت بیش از این اندیشه ی عشاق بود! مهر ورزی تو با ما شهره ی آفاق بود
روشنا!
پیش از اینت بیش از این اندیشه ی عشاق بود! مهر ورزی تو با ما شهره ی آفاق بود #حافظ_گفته
یاد باد آن صحبتِ شب‌ها که با نوشین لبان بحثِ سِرِّ عشق و ذکرِ حلقهٔ عُشّاق بود
.. ♥️ سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟ ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نماهنگ | شرط ساختن فرصت‌ها از دل تهدید‌ها 👆 بیانات اخیر رهبر انقلاب اسلامی درباره اینکه از دل تهدیدها، فرصت‌ها سر برمی‌آورند ➕ سخنان شهید حاج قاسم سلیمانی: با تجربه می‌گویم میزان فرصتی که در بحران‌ها وجود دارد، در خود فرصت‌ها نیست. 💻 Farsi.Khamenei.ir
الان؟! ذهن مچاله شده از جویدن تکه نظریات فلسفی ِ... ؛ خواستم شعر بذارم ولی واقعا فلسفه انرژی میگیره واقعا!
شنبه ای که داشتیم برنامه میچیدیم، رسیدیم به فرجه ی این روزها خانم به من گفت که این ماهی، این فُرجه خیلی فرصت خوبیه برا جبران برای سبقت از بقیه بعد انگار که یک چیزی یادش اومده باشه نگام کرد گفت راستی تو که امسالو نمیری گلزار نه؟! گفتم حالا ببینیم چی میشه یکم فکر کنم.. آدم خوبیه خانم اهل نمازه، خوبه ولی حق میدم بهش که سخت باشه دنیای منو درک کنه حق میدم که بهم بگه: یه امسالی رو بچسب به درس برو دنبال موفقیت به جای شهادت! جا خوردم؟ راستش نه، انتظار داشتم که مقایسه ی ذهنی ش او را مجبور به اظهار نظر می‌کند منظورم مقایسه میان من و آن هایی است که محکم می‌نشینند خانه تا مبادا تیری از جایی در برود و از بیخ گوش شان بگذرد، این ایام از جا شون تکون نخورند من فقط موضع نشان دادم که مگه با هم فرق میکنن؟! ولی او یک لحظه جا خورد چند ثانیه ای نگاهم کرد و سریع بحثش را عوض کرد، خوب کرد خانم، خوب کرد!