eitaa logo
روشنا!
27 دنبال‌کننده
328 عکس
118 ویدیو
1 فایل
آنقدر شلوغ شده ایم که درنگ برای نوشتن را لازم نمیدانیم در جستجوی مکثِ بزرگِ من و صرفا دفترچه ای برای ضبط صدای قلم ها ... کپی؟ دوست نمی داریم(:
مشاهده در ایتا
دانلود
چهاردهم خرداد است انگار. سیزدهم دی‌ماه بغداد؛ سی‌ام اردیبهشت ورزقان گویی. عصر خسته بعد از عاشورای هرسال. شامگاه مبهوت بیست و یک رمضان انگار. ما هنوز بین سیاههٔ جمعیت دفن کنندگان امام‌ایم. هنوز اطراف فرودگاه بغداد. ما هنوز در کوهپایه‌های مه‌آلود ورزقان‌ به جست و جوییم. غم در نسل ما امتداد دارد. ما به دیدن صحنه‌های مهیب تاب‌فرسا بزرگ شدیم. حالا چند روزی است که آرام‌آرام چشم‌هامان را آماده دیدن این کشنده‌ترین پرده بیروت کرده‌ایم. پرده تابوت زرد تو بر شانه‌های سیاه جماعت. که بهت نکند. نمیرد. و آنچه می‌بیند را باور کند. جان‌ها باز به لب رسیده. پس چرا نمی‌آیی سید؟ چرا رخ نمایان نمیکنی عزیز قلب‌های ما؟ بیا و دست به قلب‌های محزون عاشقان بکش. حاج‌آقا هارداسان؟
روشنا!
در انتظار آغوش شما...♥️ ١:٢٠ #به_وقت_پرواز
تسلی بغض های شکسته شده ی امروز بابا؟! آغوش خود خودتون آقای حاجی
امیدواریم...
روشنا!
امیدواریم...
به یک عدد راننده ی حواس پرت که با ماشین سرعت بالایی ما را زیر بگیرد، شدیدا نیازمندیم!
روشنا!
چقدر دوستت دارم آقای بروجردی :) چقدر!
مثلا نجوای دوباره ی تظلم آنقدر دارم میان راهت افتاده که چندانی نگه داری که من بر یک کنار افتم
حلال کنید اگر اینجا حرفی زده شد که دلتونو رنجوند اوه درکل دلخوری هست جایی اشتباه کردم و دلتونو شکستم به خاطر صاحب مون ببخشید و بگذرید دمتون گرم برا هم دعا کنیم این لحظه های آخری :) به وقت آخرین لحظات ماه شعبان
دعا میکنید پیوند بخوره رشته های محبت و صمیمت بین آدم ها، بين خانواده ها؟!
روشنا!
با طبيبان رنج ما را بازگو کردن خطاست جای زخم عشق بر دل های ما معلوم نیست