eitaa logo
روشنا!
26 دنبال‌کننده
326 عکس
118 ویدیو
1 فایل
آنقدر شلوغ شده ایم که درنگ برای نوشتن را لازم نمیدانیم در جستجوی مکثِ بزرگِ من و صرفا دفترچه ای برای ضبط صدای قلم ها ... کپی؟ دوست نمی داریم(:
مشاهده در ایتا
دانلود
روشنا!
اگه بدونید قدم زدن با آلستارهایی که از مامانت کش رفته باشی اونم بعد کلاس چه لذتی داره😁✌️🏻
علف هرز هم اگر بودی، در زمین حسین ♥️ ِ زهرا باش!
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاد دفتر و مداد رنگی هام که وسط روضه پهن میکردم و مامانم ذره ذره فرهنگ عاشورا رو مثل قشنگیِ رنگ های مداد هام بهم یاد میداد (:
خدای من؟! با اجازه ی شما، نیاز دارم به یه چنگال بزرگ که فرو کنم تو چشم تک تک اون مادرای پسر داری که وقت و بی وقت، تو هر حال و هوایی، تو هر مجلسی و هر جور لباسی حتی روضه خیره خیره نگات میکنن👀 عهههه ... انگار کالا میبینن
هدایت شده از 「 ایــھامـ」
-_♥
هدایت شده از  Lena|لِنا
انتِ وحدكِ من اهرب اليه عندما تهلكني الحياة. «تو تنها کسی هستی که وقتی زندگی، مرا نابود می‌کند به سراغش می‌روم…» 🌱
... هر آدمی قصه‌ای دارد گلاویژ، من هم قصه‌های خودم را دارم. قصه‌هایی که مرورشان کمکم می‌کند و گاهی آزارم می‌دهد. قصه‌ی تو چیست؟ یک شب بر بالین بیمار عزالدین نشستم تا صبح، وقتی بیدار شدم، با احوال بهتری او بالای سرم نشسته بود. همین شد قصه‌ی من و عزالدین. قصه‌ی من طبابت نیست، یا مبارزه، یا نوشتن، یا تنهایی. قصه‌ی من ماجرایی در لابه‌لای همه این‌هاست. تو هم قصه‌های خودت را داری. قصه‌هایی که در تفنگ تو خلاصه نمی‌شوند. ممکن است در احوال تو هنگام چکاندن ماشه جریان داشته باشد، یا وقتی شانه‌های کوچکت را ستون می‌کنی تا رفیق زخمی‌ات را به جایی امن برسانی :)