eitaa logo
روشنا!
26 دنبال‌کننده
326 عکس
118 ویدیو
1 فایل
آنقدر شلوغ شده ایم که درنگ برای نوشتن را لازم نمیدانیم در جستجوی مکثِ بزرگِ من و صرفا دفترچه ای برای ضبط صدای قلم ها ... کپی؟ دوست نمی داریم(:
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 「 ایــھامـ」
-_♥
هدایت شده از  Lena|لِنا
انتِ وحدكِ من اهرب اليه عندما تهلكني الحياة. «تو تنها کسی هستی که وقتی زندگی، مرا نابود می‌کند به سراغش می‌روم…» 🌱
... هر آدمی قصه‌ای دارد گلاویژ، من هم قصه‌های خودم را دارم. قصه‌هایی که مرورشان کمکم می‌کند و گاهی آزارم می‌دهد. قصه‌ی تو چیست؟ یک شب بر بالین بیمار عزالدین نشستم تا صبح، وقتی بیدار شدم، با احوال بهتری او بالای سرم نشسته بود. همین شد قصه‌ی من و عزالدین. قصه‌ی من طبابت نیست، یا مبارزه، یا نوشتن، یا تنهایی. قصه‌ی من ماجرایی در لابه‌لای همه این‌هاست. تو هم قصه‌های خودت را داری. قصه‌هایی که در تفنگ تو خلاصه نمی‌شوند. ممکن است در احوال تو هنگام چکاندن ماشه جریان داشته باشد، یا وقتی شانه‌های کوچکت را ستون می‌کنی تا رفیق زخمی‌ات را به جایی امن برسانی :)
روشنا!
ساعت. به وقت آقای اما رضا ♥️☺️
سر میز مداح نشستن بعد روضه خونگی پشت دم و دستگاهش و باقی مانده ی دمنوش حال قشنگیه :)
کاش... ماها دهانمان را یه وقتایی ببندیم
روشنا!
کاش... ماها دهانمان را یه وقتایی ببندیم
شنیدی میگن اومد ابروشُ درست کنه زد چشمش هم کور کرد؟! یه وقتایی از سر دلسوزی حرف می‌زنی اما چون دلیِ و فکر نکردی بهش به کله زمین میخوری!
ای خدای نجواهای در ِگوشی :)