روزی که قرار بود اینجا نامی بگیرد به خودش از چند نفر نظر خواستم، باید خاص میشد، نام نابی میگرفت
آنقدر گشتم و جست و جو زدم تا رسیدم به آقا مصطفی همیشگی خودم:
[خدایا!
هميشه مي خواستم که شمع باشم، بسوزم، نور بدهم و نمونه اي از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم.]
گفتم بشوم روزنه ی نور، مثل #چمرانِ_خمینی
یک نمونه ی مبارزه، یک کلمه ی حق
و شروع شد
از ابتدا، ممبرها را نقش زده بود: همان یک نفر همیشگی...
هر گاه خواستم تعداد اعضا را با تبلیغ یا پیشنهاد بیشتر کنم چنان نشانم داد که خودم خوب فهمیدم آنکه باید، می خواند و دنبال می کند
اما حالا
در نقطه ای از زمان و مکان قرار گرفته ایم که باید بشویم درست همان نمونه ی مقاومت در برابر ظلم
ظلم، از این آشکار تر؟!
از آنکه راه نفس کشیدن ها را بگیری تازه! حتی آن ها که دست و پا میزنند برای لحظه ای بیشتر زنده بمانند، همه را به یک بمب...
امروز به آن رسیده ام که روشنای اینجا باید دست به کاری بزند باید بشود حاج قاسم ِایستاده در میدان
ایستاده تا فتح الفتوح قدس!
ما با بچه های هیئت دست به تبیین ماجرا زده ایم به رساندن خیلی های دور و بری مان به یقین
از مدرسه، شروع کردیم
نقطه ی عطف زندگی خیلی ها :-)
هدایت شده از - تامیلا -
فلسطینِغمزدهیِمن(:
بهکدامیندردتاشکبریزمُ
برایِکدامینغمتآهبکشم
بهکدامینبیابانسربگذارمازظلمهایی کهبرتورواداشتهاند.
اینجانهغزه ؛ کهمحشریستغمآلود
محشریکهنهمادرازفرزند ؛ ونهبرادرازخواهر
فرارمیکند ؛ بلکهاینجاهرکسبهدنبالتکهایازجگر گوشهاشویرانههارامیگردد.
اینجاکربلاست ؛ کربلاییکهربابهادرکوچهپسکوچهها بهدنبالِتنِبیسرِعلیاصغرهایشانراه افتادند.
کربلاییکهعباسهافدایِمعجرِزینبهاشدند.
کربلاییکهعلیاکبرهایِارباًارباشده ؛ زیرآفتابشجانسپردند.
وکربلاییکهمویِرقیههادرآتشِ خیمههایشسوخت.
اینجاحوضِخوناست ؛ آرامگاهیست
برایِزخمیانیکهدیگردردرابهجان نمیخرند
بلکهمرگضمادیشدهبرایِحالِنزارشان .
اینجافلسطیناست !
فلسطینِعزیزِمن ..
برایِکدامینلحظهیِاندوهبارتسینهامراچاکچاککنم.
آنلحظهکهمادریکودکشرالایِکفن میپیچد ؛ یالحظهایکهتنهابازماندهیِ خانوادهایپرجمعیتکودکیسهساله است.
برایِمظلومیتتصورتبخراشم ؛ یاتشنگیِکودکانت؟
برایِلباسِسفیدیکهحالاغرقدرخون استجامهبدرم ، یانوزادیکه کوچکترینشهیدتبود.
برایِترسِموجزدهدرچشمانِکودکانت بغضکنم ؛ یاپدریکه تکههایِتنِبیجانِفرزندشرادرونِ کیسهمیگذاردُفریادمیزند ؛
" بأیِذنـبٍقتلتَیاعزیزَقلبی؟ "
[ بهکدامینگناهکشتهشدی ، عزیزترازجانم ]
حالاتودیگرتنهانخواهیبود ؛
آغوشِمادراندرسراسرجهانبرایِ فرزندانِبیپناهتبازاست. ؛ شانهیِمردانبرایِشکستنبغضِ
چندسالهیِپدرانِغمدیدهاتمهیاست
صدایِلالاییِخواهراندرسراسرِجهان برایِطفلانتطنیناندازمیشود ..
دستانِپرمهرِبرادرانبرمویِسوختهیِ دخترکانِتو ، نوازشگونه کشیدهمیشود.
فلسطینِمن ؛ دوامبیاور ، یکدنیاباتوست .
جمله حاجآقا پناهیان چقدر عالی و دقیق بود:
باید درب آموزش و پرورشی که به دانشآموزان، علت دشمنی با اسرائیل رو یاد نداده، گِل گرفت!
🇵🇸ما اینجا می گذاریم پیشنهادات و دست و پا زدن هایمان را
اگر خواستید استفاده کنید
برای تبیین
و اگر توانستید به بهتر شدنش
کمک کنید
هر نوع استفاده برای تبیین جریان فلسطین جایز است :)
#حریفت_منم
#حمایتت_می_کنم
امروز "شکار چی شنبه" اکران شد در نمازخانه ی مدرسه
البته ٢٠ دقیقه ی آخرش ماند اما
آنچه که باید شرح میداد را داد!
استقبال کم بود چون مدرسه گفت فقط برای بچه های کلاس خودتان اما من دائم زمزمه ی لبم شده بود که:
ما مامور به وظیفه ایم؛ نه نتیجه.
امروز نتیجه کیفی قشنگی گرفتیم از اکرانش
حالا که به من در مدرسه یهود اسرائیلی خونخوار و البته کودک کش معرفی شده دیگر قضاوت در میدان رسانه ای، تشخیص جلاد و مظلوم برایم راحت است حالا...
میتوانید فیلم را به راحتی دانلود کنید منتهی چند نکته:
١. بهتر است که حالا بعد از هماهنگی با معاون پرورشی و سختی راضی کردن معلم ها، برای استقبال بیشتر از روز یا روزهای قبل اعلامیه بدهید، نفر به نفر بچه ها را خبر کنید و حتی اگر توانایی چاپ پوستر ندارید میشود که روی کاغذ های کوچک رنگی یا دفتری اکران فیلم را اطلاع بدهید
جالب تر آنکه اگر وقت دارید میتوانید بلیط فیلم تهیه کنید برای به ها و در کلاس یا نمازخانه که محل اکران است آنها را بگیرید و اجازه ی ورود بدهید
٢. از قبل حتما تخته هوشمند و اسپیکر ها را چک کنید که به مشکل نخورید
٣.اگر توان دارید با خودتون پفیلا ببرید😁
به وقت یکشنبه ٣٠ مهر
آدما تا تو سختی نیفتن تا به بن بست ته کوچه نرسن یاد نمیگیرن که چیزی رو امتحان کنند
آدمیزاده دیگه تا مجبور نشه، هیچ وقت نمیخواد که بزرگ بشه تغییر کنه و جدید بشه
من تا مجبور نمیشدم هیچ وقت با خط درون شهری نزدیک خونمون جایی نمیرفتم حاضر بودم ده ها هزار تومان اختلاف رو بپردازم اما با ترسم از گم شدن بین اتوبوسای شهر روبه رو نشم خب به هر کی بگی میخنده ولی
من از نتونستنی که واقعا نتونستن نبود میترسیدم میدونی چی میگم؟
من از چیزی که امتحانش نکرده بودم وحشت داشتم از تنهایی!
امروز به لطف مامان مجبور به امتحانش شدم وقتی رسیدم رو به روی ایستگاه از شدت پشیمونی خود خوری میکردم زنگ زدم به بابا گفت نترس بگو فلان جا میرم سوار شوک!
من؟ آدمی که فقط سوار ماشین شخصی میشدم و در خونه مون پیاده میشدم؟
امروز بعد از اینکه رسیدم خونه تا ساعت ها احساس رضایت میکردم خوشحال بودم از بزرگ شدنم از نترسیدنم از...
همونی بودم که صبح وقتی گفت بهم خودت بیا تا کی ازش ناراحت بودم و حالا داشتم با لبخند نگاش میکردم:)
الان میفهمم چرا میگه:
وَ عَسَیٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًٔا وَ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْۖ وَ عَسَیٰٓ أَن تُحِبُّوا شَيْـًٔا وَ هُوَ شَرٌّ لَّكُمْۗ وَ ٱللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ
چه بسا چیزی را دوست دارید و آن به زیان شماست و چه بسا چیزی را دوست ندارید و آن به سود شماست
و خدا میداند و شما... نمیدانید.
کودکی بودم که مسحور از تماشا می دوید
گاه اگر در راه دستت را رها کردم ببخش!
#جواهر_ناب