eitaa logo
روشنا!
26 دنبال‌کننده
326 عکس
118 ویدیو
1 فایل
آنقدر شلوغ شده ایم که درنگ برای نوشتن را لازم نمیدانیم در جستجوی مکثِ بزرگِ من و صرفا دفترچه ای برای ضبط صدای قلم ها ... کپی؟ دوست نمی داریم(:
مشاهده در ایتا
دانلود
.. چ..
روشنا!
.. چ..
گاهی در زندگی ات آدم های خاصی پیدا می شوند جا می‌گیرند در روح و جانت و میان تار و پود افکارت که درست وسط تماااام دغدغه ها تنها با یک حرف از حروف سی و چهارگانه ی الفبای فارسی یاد می شوند قشنگ تر از این؟!
دارم... میشم یکی دیگه میفهمی؟!
دلگرمی های از جنس نور خدا :))
مدت هاست که داغ نرسیدن ها به دلمان بدجور مانده و بغض سختی است که از فرط بی لیاقتی در گلوی مجروح مان قورت می‌دهیم میدانی محبوب من؟ حال عزیزت اصلا خوب نیست، مدت هاست خوب نیست چه می کنی یا چه می کنم که به این چاه مخوف بدبختی افتاده ام ها؟ کجا نشسته ام که نمیبینم نقطه ی کور گره را؟ چرا نمیبینمت واضح تر از این؟ فکر میکنی به چه دل خوشی زنده ام؟ تو میدانی، خوب هم میدانی که برای تو باشد قید همه ی زمین و زمان را میزنم میدانی که اگر بخواهی عیییییین خیالم هم نیست نمره و رتبه و تراز و هر زهر مار دیگری به کم اهمیت ترین نقطه ی ذهنم میگیرم تمام زندگی و دل مشغولی های مزخرف دور و برم ریخته را... دستت را دراز کن و از آن عرش مهربان ناجی طورت دست این بیچاره های این شکلی روی زمین را که از صبح امروز مدت هاست دویده اند تا به یک شهید گمنام برسند اما نشد دویدند اما اتصال مطلوب خواهان هر انسان درک نشدنی شده برایشان دلشان سوخته است خیلی سوخته دلم می‌خواهد بدانم چطور این جگر جزّ شده را مرهم میذاری نکند چون برایم بعضی جاها نظر تُ مهم نبوده حالا برایت مهم نباشم؟ اما من عزیز تو هستم هنوز نه؟ خدایا در این بحران گمگشتگی گونه گون قلب مان ویژه تر بنگر به نگریستن مان :/
الهم الرزقنا راحت الموت! ♥️
الهم عجل سریع وفاتی ...! :)
وقتی قلبت با حجم سنگینی از فشار مواجه شده نفس کشیدن سخت تر میشه میدونی؟!
هدایت شده از ‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
رفته رفته کار من دارد به خواهش می‌کشد
التماست می‌کنم، چیزی نمی‌خواهم، بمان ..
- غسلش داد و کفنش کرد بعد تنها نشست برایش گریه کرد و در کفنش زمزمه کرد: زهرا..؟ من علي ام!
روشنا!
مدت هاست که داغ نرسیدن ها به دلمان بدجور مانده و بغض سختی است که از فرط بی لیاقتی در گلوی مجروح مان
عنایت مادر؟! صبح شهادت مادر مثل همیشه لطف خاصش نصیبت بشه . . معراج شهدا :) با شش تا دردونه ی خدا، کنار شش تا آیه ی ناب خدا!
روشنا!
عنایت مادر؟! صبح شهادت مادر مثل همیشه لطف خاصش نصیبت بشه . . معراج شهدا :) با شش تا دردونه ی خدا،
مثل همون صبح شهادت دو سال پیش، که یکی رو روانه کرد طرف فکر پر گیر و دارم تا اسلام رو معرفی کنه تا راه رو نشون بده تا فانوس بگیره و بگه خیمه ی امامت همین طرفیه ... همون صبح شهادتی که دستمو از جلو چشام برداشتی و گفتی بیا دخترم طعم واقعی کیوی رو بچش نذار واست تعریفش کنن مادرم بودید که زمرمه می کردید در گوشم که راه حق همینه، بلند پروازی کن تو این راه برو دنبالش حقیقت رو بچش،تعریف از حقیقت کافی نیست یادتونه؟! این مکتب پر خیر شماست :)