eitaa logo
𝙍𝙪𝙗𝙮
528 دنبال‌کننده
189 عکس
30 ویدیو
0 فایل
¹⁴⁰²'⁷'¹⁴ - خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است؛ کارم از گریه گذشته است به آن میخندم - - کپی از محتوا ؟! نمی‌پسندم. هروقتی احساس کردی نیاز داری با کسی صحبت کنی: https://6w9.ir/Harf_9417475
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه که پاییز فصل عاشق شدن، قدم زدن و شعر خواندن نیست! گاهی هم فصلیست که میشود روی بعضی از خاطره ها، مثل برگ های ریخته شده پای درخت.... پا گذاشت و رفت... 🍂🚶‍♀ [فرشته رضایی] Ruby
هدایت شده از راحیل³¹⁵
راحیل یک ادمین میخواد برای انجام تب ادمینی..! خانم باشه بدون حقوق و یهو وسطش نزنه زیرش و بره🗿 و فعال اگر شرایط رو داری:🤝 @No_NAME213
- عشق با انگشت‌های ڪشیده پیانو می‌نواخت ، - من پابه پای پونه‌های وحشی می‌رقصیدم - باران می‌آمد ، - بهار نارنج‌ها همه مست ؛ - هوا هوای تو بود . .☁️(: [سوسن درفش] Ruby
"مَـن‌باتـوانسـٰانۍراکہ‌هَرگزدَرزِندگـۍ خـودنَیافتہ‌بودَم‌پیداڪَردَم(:🌱" [احمد شاملو] Ruby
رگ های زمان گویی از گردش خون خالی است... [بهبهانی] Ruby
- تو را ز خویش جدا می‌کنند، درد اینجاست '! [هوشنگ‌ابتهاج] Ruby
نه تو آنی که همانی ‏نه من آنم که تو دانی🍃 [مولانا] Ruby
میدونی من چقدر دارم درد میکشم که جلوی تو بخندم...؟ میدونی تو تمام رگ های بدنم، خون وایمیسته وقتی میگی، تو داشتی میخندیدی پس فکر کردم خوبی🚶‍♀ میدونی من از درون دارم نابود میشم..؟ میشه بفهمی... [اَفکارِ مَن] Ruby
Emian 1_4389284178.mp3
زمان: حجم: 6.8M
وقتی بیشتر از هزار بار گوش کردم👩‍🦯
هدایت شده از fi
به انتهای دوستی‌ام با او نزدیک می‌شدم ... در مدتِ دوستیمان، زیبایی‌های کمیابی را باهم شریک شدیم. چون دو آینه که مدام در حال انعکاس همدیگرند، ما در یکدیگر ابدیت را به تماشا نشستیم ... اما بالاخره روزی فرا می‌رسد که دایره می‌چرخد و دوران تمام می‌شود ! هر زمستانی بهاری و هر بهار، پایانی دارد ! در جایی که عشق هست، دیر یا زود، جدایی هم هست ...
نه تنها او را می‌خواستم، بلکه تمام ذرات تنم ذرات تن او را لازم داشت، فریاد می‌کشید که لازم دارد. و آرزوی شدیدی میکردم که با او در یک جزیره گمشده‌ای باشم که آدمیزاد در آنجا وجود نداشته باشد، آرزو می‌کردم که یک زمین لرزه یا طوفان و یا صاعقهٔ آسمانی همه این رجاله‌ها که پشت دیوار اتاقم نفس می‌کشیدند، دوندگی می‌کردند، کیف می‌کردند همه را می‌ترکاند و فقط من و او می‌ماندیم. آرزو می‌کردم که یک شب را با او بگذرانم و با هم در آغوش هم می‌مردیم...🫀 [صادق هدایت] Ruby
بعد از تو هیچ خیابانی طاقت قدم زدن با من را ندارد.. [شهرام سببى] Ruby