eitaa logo
انباری کتابخانه
133 دنبال‌کننده
663 عکس
303 ویدیو
2 فایل
دیلی احتمالاً و هجویات📻✨. کنارم سکنا گزین و به تماشای بنشین صنعت سرگرمی را🎭. گریز خواهیم زد به لبخند و احوالات گاها بیگار:)). کتابخانه‌ی محقر: https://eitaa.com/pagliuzzaandcoffee خواهیم شنید: https://eitaa.com/34433042/1679
مشاهده در ایتا
دانلود
انباری کتابخانه
_داداش یا تو شناخت ادما زیادی خوب و بادقتی یا منو خیلی وقته میشناسی و آشنایی👌🏻😂😂منو دقیق گفتی ولی ری
اوم هارمهر جدیه بیشتر اوقات ولی خوب من نه ولی اگر جدی باشم واقعا روی دیگری نمایان میشه😂🥲 مرسی از انرژی مثبتت😅😌 هارمهر خودش اینجوریه که تو اون موقعیت خاص میتونه ی جوری تلاش کنه که ده تای منو پشت سر بگذاره:))
دروس عمومی های دانشگاه ها رو داشتم میدیدم و خدایا از این شوخیا با من نکن من جنبشو ندارم😭😂🤌🏻
🥲🥲🥲ادمینا دارن میرن هی اون از مرجود، اون از رحیل اینم رهایش 💔💔
نشستم عکسای سال قبل رو نگاه کردم با بچه ها تو موقعیت های مختلف با دبیرا و ی مقدار گرد غم پاشیده شد بهم🤝
انباری کتابخانه
نشستم عکسای سال قبل رو نگاه کردم با بچه ها تو موقعیت های مختلف با دبیرا و ی مقدار گرد غم پاشیده شد ب
یک فیلم دیدم، یکی از رفقا وسط امتحان داره فیلمبرداری میکنه از بچه ها😭🤣🤌🏻 حس میکنم یه مقدار اندکی به میزان خیلی کمی شیطنت های دوازده ریاضی بیشتر از حد مجاز بود:))
انباری کتابخانه
یک فیلم دیدم، یکی از رفقا وسط امتحان داره فیلمبرداری میکنه از بچه ها😭🤣🤌🏻 حس میکنم یه مقدار اندکی به
ی سری اومدن دنبال گوشیامون و ما اونا رو داخل پلاستیک انداختیم و گذاشتیم تو سطل زباله:)) ی بار هم داخل نایلون پیچیدیم و گذاشتیم تو یکی از گلدونا ی سریامون هم رفتن تو اون کتابخونه ی مشهور و متروکمون و بالای قفسه ها قایم کردن((: سر شبه نهایی ها هم یادمه میخواستیم بریم تو باغچه خاک کنیم((: ولی خوب خطر رفع شد😀✅😂
انباری کتابخانه
ی سری اومدن دنبال گوشیامون و ما اونا رو داخل پلاستیک انداختیم و گذاشتیم تو سطل زباله:)) ی بار هم دا
طی سه سال دبیرستانمون از تمام کلاس ها گوشی بیرون رفت الا کلاس ما ((: چه دهم، چه یازدهم و چه دوازدهم 🤦🏽‍♂😂
انباری کتابخانه
طی سه سال دبیرستانمون از تمام کلاس ها گوشی بیرون رفت الا کلاس ما ((: چه دهم، چه یازدهم و چه دوازدهم
و میدونید جالبیش کجا بود؟! ما اینجوری بودیم که واقعا مدرسه خانه‌ی دوم ماست✓ سیم شارژر، هدفون، ایرپاد، پاوربانک و.. پاسوور:)) خدایا همه چی پیدا میشد تو کیفامون و اینقدر حس راحتی داشتیم که زنگ تفریح گوشیامونو تو پریز میزدیم. حتی از کلاس های دیگه رفقا میومدن شارژر میگرفتن😭🤣🤌🏻، چمیدونم داخل کلاس ما تو زنگ تفریح سراغ گوشیشون میرفتن و بعد که زنگ میخورد برمیگشتن سر کلاساشون...
انباری کتابخانه
و میدونید جالبیش کجا بود؟! ما اینجوری بودیم که واقعا مدرسه خانه‌ی دوم ماست✓ سیم شارژر، هدفون، ایرپاد
دارم از فلاسک های چایی و نبات و شکلات تلخ های کنارش با لیوان های جهزیه‌ی والده های گراممون، دمپایی، درختهای خشک شده( که به عنوان هدیه به دیتای کلاس وصل کرده بودیم و مثل ماریجوانا شده بود)، زیرانداز، گالن های اب میوه و سلف سرویس میوه و سبزیجات(من ی روز با ی کیلو کاهو پرکنده رفتم مدرسه😔)، دیدن بازی های جام جهانی، پاسور بازی کردنای بچه ها ته کلاس، انیمیشن( سه تا از بچه ها انیمیشن لاک رو تو دو زنگ حسابانی که پشت سر هم داشتیم دیدن🥲🤌🏻)-فیلم- سریال دیدن، اینستا گردی، رکورد زدن تو سابوی سرف، حلیم و آش و سوپ و عدسی و پلو ماش و.. خوردن سرکلاس، دوستان عزیز ده و بیست دقیقه ای دوشنبه ها، پیچوندن های مدرسه و فرار به سمت حرم، میخ و چکش و پیچ گوشتی، سفارش عدسی برای زنگ دوم اخرای زنگ اول، پول نداشتن برای سفارش ایس پکی که سه تومن پامون افتاده بود😔🤣، کف سالن مدرسه به اعتصاب و اعتراض نشستن، هراسوندن افراد غیر بومی مدرسه🤌🏽 به هر نحو ممکن تا حدی که با اوردن اسم دوازده ریاضی بی خیال هرچی هستش بشن، و ناتوانی دو سری کادر مختلف در برابر توانایی های بیشمار ما، عبور میکنم و با اشکی که تو چشامه لبخند میزنم به روز های خوب قدیم که بدی هاش دیگه ناپدید شدن از پیش چشمم((:
انباری کتابخانه
دارم از فلاسک های چایی و نبات و شکلات تلخ های کنارش با لیوان های جهزیه‌ی والده های گراممون، دمپایی،
اخ ی چیز مهم یادم رفتتتت! ما قرص هم پخش میکردیم تو مدرسه بخاطر تعدد سر دردی ک داشتیم... با دهم انسانی قرارداد بسته بودیم حفاظت از گوشی در قبال ژلوفن، استامینوفن 500 و ادولت کلد✓