انباری کتابخانه
نشستم عکسای سال قبل رو نگاه کردم با بچه ها تو موقعیت های مختلف با دبیرا و ی مقدار گرد غم پاشیده شد ب
یک فیلم دیدم، یکی از رفقا وسط امتحان داره فیلمبرداری میکنه از بچه ها😭🤣🤌🏻 حس میکنم یه مقدار اندکی به میزان خیلی کمی شیطنت های دوازده ریاضی بیشتر از حد مجاز بود:))
انباری کتابخانه
یک فیلم دیدم، یکی از رفقا وسط امتحان داره فیلمبرداری میکنه از بچه ها😭🤣🤌🏻 حس میکنم یه مقدار اندکی به
ی سری اومدن دنبال گوشیامون و ما اونا رو داخل پلاستیک انداختیم و گذاشتیم تو سطل زباله:))
ی بار هم داخل نایلون پیچیدیم و گذاشتیم تو یکی از گلدونا ی سریامون هم رفتن تو اون کتابخونه ی مشهور و متروکمون و بالای قفسه ها قایم کردن((:
سر شبه نهایی ها هم یادمه میخواستیم بریم تو باغچه خاک کنیم((: ولی خوب خطر رفع شد😀✅😂
انباری کتابخانه
ی سری اومدن دنبال گوشیامون و ما اونا رو داخل پلاستیک انداختیم و گذاشتیم تو سطل زباله:)) ی بار هم دا
طی سه سال دبیرستانمون از تمام کلاس ها گوشی بیرون رفت الا کلاس ما ((: چه دهم، چه یازدهم و چه دوازدهم 🤦🏽♂😂
انباری کتابخانه
طی سه سال دبیرستانمون از تمام کلاس ها گوشی بیرون رفت الا کلاس ما ((: چه دهم، چه یازدهم و چه دوازدهم
و میدونید جالبیش کجا بود؟! ما اینجوری بودیم که واقعا مدرسه خانهی دوم ماست✓ سیم شارژر، هدفون، ایرپاد، پاوربانک و.. پاسوور:)) خدایا همه چی پیدا میشد تو کیفامون و اینقدر حس راحتی داشتیم که زنگ تفریح گوشیامونو تو پریز میزدیم.
حتی از کلاس های دیگه رفقا میومدن شارژر میگرفتن😭🤣🤌🏻، چمیدونم داخل کلاس ما تو زنگ تفریح سراغ گوشیشون میرفتن و بعد که زنگ میخورد برمیگشتن سر کلاساشون...
انباری کتابخانه
و میدونید جالبیش کجا بود؟! ما اینجوری بودیم که واقعا مدرسه خانهی دوم ماست✓ سیم شارژر، هدفون، ایرپاد
دارم از فلاسک های چایی و نبات و شکلات تلخ های کنارش با لیوان های جهزیهی والده های گراممون، دمپایی، درختهای خشک شده( که به عنوان هدیه به دیتای کلاس وصل کرده بودیم و مثل ماریجوانا شده بود)، زیرانداز، گالن های اب میوه و سلف سرویس میوه و سبزیجات(من ی روز با ی کیلو کاهو پرکنده رفتم مدرسه😔)، دیدن بازی های جام جهانی، پاسور بازی کردنای بچه ها ته کلاس، انیمیشن( سه تا از بچه ها انیمیشن لاک رو تو دو زنگ حسابانی که پشت سر هم داشتیم دیدن🥲🤌🏻)-فیلم- سریال دیدن، اینستا گردی، رکورد زدن تو سابوی سرف، حلیم و آش و سوپ و عدسی و پلو ماش و.. خوردن سرکلاس، دوستان عزیز ده و بیست دقیقه ای دوشنبه ها، پیچوندن های مدرسه و فرار به سمت حرم، میخ و چکش و پیچ گوشتی، سفارش عدسی برای زنگ دوم اخرای زنگ اول، پول نداشتن برای سفارش ایس پکی که سه تومن پامون افتاده بود😔🤣، کف سالن مدرسه به اعتصاب و اعتراض نشستن، هراسوندن افراد غیر بومی مدرسه🤌🏽 به هر نحو ممکن تا حدی که با اوردن اسم دوازده ریاضی بی خیال هرچی هستش بشن، و ناتوانی دو سری کادر مختلف در برابر توانایی های بیشمار ما، عبور میکنم و با اشکی که تو چشامه لبخند میزنم به روز های خوب قدیم که بدی هاش دیگه ناپدید شدن از پیش چشمم((:
انباری کتابخانه
دارم از فلاسک های چایی و نبات و شکلات تلخ های کنارش با لیوان های جهزیهی والده های گراممون، دمپایی،
اخ ی چیز مهم یادم رفتتتت! ما قرص هم پخش میکردیم تو مدرسه بخاطر تعدد سر دردی ک داشتیم... با دهم انسانی قرارداد بسته بودیم حفاظت از گوشی در قبال ژلوفن، استامینوفن 500 و ادولت کلد✓
انباری کتابخانه
امروز از هر دوتا چنل وحشتناک فوق العاده و محبوبم تقدیمی گرفتم و دیگر در گنج خود نمیپوستم و ایم داننن😭🤌🏻
انباری کتابخانه
من پارسال حدودا همین روزای مهرماه بود اینو برای هارمهر فرستاده بودم:)
داستان پشت این اهنگ خیلی دژیاژلذساشمشتساا هستتش😅😁. قشنگ اکلیل در حجم نامشخصیه🥲✅
این چند روز خیلی مقاله درخصوص جرم و جنایت و دلایل و قضیه های پشتشون خوندم و ویدیو و پادکست های دادگاه و دفاعیه دیدم و واقعا حقوق درس خشمگینی هستش:)) خشونت منظورم نیستااا خشم داره یک خشم پنهان نسبت به بی عدالتی و واقعا اون خشم تحسین برانگیزه...
ی دوستی دارم حقوق خونده و تازگی ازمون وکالت داده بعد باهاش حرف میزدم دیروز و حالا داشته باشید یه چیز بامزه برای خودم-که شاید البته جزو کمتر جاهایی باشه که درسته- روند ذهنیش خیلی قشنگ بود منظورم به سیر فکری هستش میدونید یعنی چی؟! یه ذهن نظام بند هست با ویژگی های سطحی ندیدن، عمقی و دنیال ریشه گشتن و از بنیاد در پی حل مسئله... بامزست واقعا😂😂
افرادیکه حقوق خوندن مردم جالبی ان😂😂
انباری کتابخانه
این چند روز خیلی مقاله درخصوص جرم و جنایت و دلایل و قضیه های پشتشون خوندم و ویدیو و پادکست های دادگا
یکی از مطالب جالبی که دیدم این بود: