eitaa logo
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
271 دنبال‌کننده
157 عکس
22 ویدیو
8 فایل
«انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران» ارتباط با دبیر انجمن: @m_b_abraham
مشاهده در ایتا
دانلود
👤 | دکتر لطیف پدرام 🔖 | از نخبگان تاجیک تبار افغانستان 🔻 رستم (قهرمانِ ملیِ ایران) با دیوها و اهریمنان و دشمنان ایران غالباً یکه و تنها روبه‌رو می‌شد و می‌جنگید. حالا که مقاومت بی‌نظیرِ ملتِ بزرگِ ایران را در برابرِ دشمنانِ اهریمن‌خوی می‌بینم، به این می‌اندیشم که چگونه اسطوره‌ها رنگ و بوی واقعیت می‌گیرند! 🆔 @saissut
📃 | *پسا‌جنگ و معادلات تازه قدرت؛ چهار میدان سرنوشت‌ساز برای ایران* 🔻 از غروب سه شنبه 18 فرودین مهمترین خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بین المللی را به طور دائم رصد می‌کردم. معلوم بود اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است، تا سحر که خبرهای موثقی از آتش‌بس دو هفته‌ای منتشر شد. اگر همان‌طور که در ظاهر، پیشنهاد 10 ماده‌ای ایران پذیرفته شده، در عرصه دیپلماسی و تدوین اسناد معتبر بین‌المللی با مصوبه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل هم اتفاق بیافتد و آمریکایی‌ها دوباره فریب جدیدی رو نکنند، قطعا پیروزی بزرگ و بلامنازع ایران برای همگان روشن است. اما هدف اصلی متن اشاره به چهار عرصه مهم جهان پس از جنگ است. 🔻 چهار عرصه مهم در جهان پس از جنگ وجود دارد که می‌تواند شاهد تغییرات جدی و اثرگذاری باشد. تغییرات در دو عرصه اول یعنی عرصه نظامی و اقتصادی تغییراتی قهری و شگفت‌انگیز خواهند بود. تغییرات در عرصه اجتماعی و سیاسی محل تردید و نگرانی است که باید جدی گرفته شود و می‌تواند پاشنه آَشیل جمهوری اسلامی گردد. چهارمین عرصه به ارتباطات و تعاملات بین‌المللی برمی‌گردد که بسیار جای امیدواری دارد که جمهوری اسلامی عملا تبدیل به یک بازیگر موثر بین‌المللی نه تنها در سطح ساختارهای سیاسی و رسمی، بلکه در سطح فرهنگ عمومی و اجتماعی و دانشگاهی جهان شود. 1⃣ *عرصه نظامی* جنگ تحمیلی هشت ساله دست‌مایه جدی برای پیشرفت و رشد شگفت‌آور نظامی برای ایران در حوزه‌های مختلف موشکی، پهپادی، جنگ الکترونیک و غیره شد، اما موشک‌ها و پهپادها و تجهیزات بومی تولید شده در دهه‌های گذشته هیچ گاه به صورت کاملا جدی و واقعی مورد استفاده و به‌کارگیری واقع نشد. هر چند در مقاطعی مثل مبارزه با داعش و یا جنگ اوکراین برخی مورد آزمایش قرار گرفتند، اما این تجربه سنگین استفاده از قدرت نظامی بومی، موجب شناخت نقاط قوت و ضعف و زمینه‌سازی برای توسعه و پیشرفت چند برابری آنها را فراهم می‌کند. از سوی دیگر، هیچ کشوری در این سالها چنین تجربه‌ مستقیمی از مواجهه با پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های نظامی دنیا که در اختیار ارتش آمریکاست را نداشته است. تسلط بر نقاط قوت و ضعف تجهیزات بومی و تسلیحات آمریکایی زمینه‌ای قهری برای جهش ایران در عرصه نظامی در عصر پسا جنگ را رقم خواهد زد. 2⃣ *عرصه اقتصادی* اگر آنگونه که در پیشنهاد ده ماده‌ای ایران پیش‌بینی شده است، ایران بتواند با مصوبه قطعی شورای امنیت همه تحریم‌های اولیه و ثانویه را کنار زده و علاوه بر آن درآمد حاصل از کنترل تنگه هرمز را نیز به دست آورد، چیزی قریب به 20 درصد بر درآمدهای خالص ایران خواهد افزود. در این صورت تغییرات اقتصادی و گشایش‌های فراوانی به طور قهری در جامعه رخ خواهد داد. به‌ویژه اینکه، از ساعات اولیه اعلام آتش‌بس، شرکت‌ها و پالایشگاه‌های بزرگی تقاضای خرید نفت ایران را رسما اعلام کرده‌اند، چرا که با مدیریت ایران بر تنگه هرمز، نفت ایران به امن‌ترین نفت غرب آسیا بدل خواهد شد که در صورت بروز حوادث مشابه فروشش استمرار خواهد داشت. 3⃣ *عرصه اجتماعی و سیاسی* بر خلاف تغییرات و پیشرفت‌های نظامی و اقتصادی که به نظر می‌رسد به صورت قهری در جهان پس از جنگ رخ خواهد داد، تغییرات سیاسی و اجتماعی داخلی منوط به تصمیمات مقامات ارشد و مسئولان بلندپایه نظام است. ایران در سال‌های اخیر از استمرار و حل‌نشدن برخی مسئله‌های اجتماعی داخلی رنج برده است. مسائلی چون رانت‌خواری برخی نزدیکان به قدرت، ضرورت بروزرسانی برخی نهادها و سازمان‌های کلان رسانه‌ای، اقتصادی و رفاهی متناسب با نیازها و اقتضاءات جدید اجتماعی، مصلحت‌سنجی‌های مضر و گاهی فداکردن مصلحت نظام به‌خاطر حفظ افراد، ایجاد ساختارهای رسمی پذیرش اعتراضات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و ایجاد اصلاحات واقعی متناسب با آنها و یا نهادینه کردن الگوهای پذیرش تکثر اجتماعی و سیاسی، از جمله مواردی است که نظام جمهوری اسلامی در دوران پیروزی پرافتخار پس از جنگ باید به صورت جدی برای آنها الگوهای بومی و اصلاحات متناسب با اسناد بالادستی فراهم آورد. جمهوری اسلامی به همه جهان نشان داده که از ساختار اجتماعی و سیاسی بسیار توانمند و ویژه‌ای مبتنی بر رابطه امام و امت برخودار است که آن را به تنها کشور دارای جسارت مقابله با ابرقدرت‌های جهان تبدیل کرده است، اما این توانمندی باید در جریان ساختارها و نهادهای مدیریت داخلی جامعه نیز بیش از پیش جریان یافته و به الگوهای پایدار تبدیل شوند. 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📃 | *پسا‌جنگ و معادلات تازه قدرت؛ چهار میدان سرنوشت‌ساز برای ایران* 🔻 از غروب سه شنبه 18 فرودین مه
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 4⃣ عرصه بین‌الملل* با تثبیت پیروزی ایران و تسلط پایدارش بر تنگه هرمز، بدون شک ایران به‌مثابه یک قدرت بلامنازع جهانی در نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای نقش‌آفرینی خواهد کرد، اما جمهوری اسلام باید بتواند یکی از چالش‌های گذشته خود در عرصه ارتباطات و تعاملات بین‌المللی را با استفاده از این ظرفیت نوپدید ترمیم کند. 🔻 در این سال‌ها، بسیاری از شرکت‌های بزرگ اقتصادی یا مراکز فرهنگی، علمی و دانشگاهی به بهانه تحریم‌ها و یا ترس از عواقب همکاری با ایران، از تعامل جدی با ایران خودداری می‌کردند. حتی سایه تحریم‌ها و فشار بر ایران، در سطح دانشگاهی و دعوت از شخصیت‌های تراز اول بین‌المللی و اجرای پژوهش‌ها و یا همکاری‌های دانشگاهی و هنری و سینمایی خودنمایی می‌کرد. اکنون جمهوری اسلامی در جهان پس از پیروزی باید برنامه‌ای جدی برای تعامل با مردمان سایر کشورها در حوزه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته باشد. بدون شک، الگوی موفق ایران در مواجهه و پیروزی بر استکبار جهانی جذابیت‌های فراوانی برای مردم جهان خواهد داشت که دوست دارند بیایند و ببینند و حتی در آن سهیم باشند. این فرصت طلایی را باید مغتنم شمرد. 👤 | سیدهادی ساجدی 🔖 | عضو هیئت علمی دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🆔 @saissut
📃 | *آتش‌بس موقت؛ از میدان نبرد تا میدان ارادۀ اجتماعی* 🔻تحولات اخیر جنگ میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی، با پذیرش یک آتش‌بس دو هفته‌ای با میانجیگری پاکستان وارد مرحله‌ای تازه شده است. بیانیه نهادهای رسمی نشان می‌دهد که این آتش‌بس نه پایان جنگ، بلکه ورود به مرحله‌ای پیچیده‌تر از نبرد است؛ مرحله‌ای که در آن «روایت»، «اراده سیاسی» و «حضور مردمی» نقشی تعیین‌کننده در سرنوشت نهایی میدان خواهند داشت. 🔻 *آتش‌بس؛ پایان جنگ نیست، تغییر شکل آن است* در ادبیات راهبردی جنگ‌ها، آتش‌بس اغلب نشانه پایان نبرد نیست بلکه نشانه انتقال جنگ از میدان سخت به عرصه‌های ترکیبی سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای است. در این چارچوب، آتش‌بس اخیر را باید «وقفه‌ای در جنگ» دانست نه خاتمه آن. هنوز تا «نهایی شدن جزئیات پیروزی» فاصله وجود دارد و این مرحله نیازمند استقامت، تدبیر و حفظ وحدت ملی است. 🔻*چرا آتش‌بس در نقطه برتری میدانی اهمیت دارد؟* یکی از نکات کلیدی در تحلیل شرایط فعلی آن است که پیشنهادهای ده‌گانه ایران به عنوان مبنای مذاکرات مطرح شده است. در عرف روابط بین‌الملل، معمولاً چارچوب مذاکرات را طرف پیروز یا دارای دست برتر تعیین می‌کند. بنابراین پذیرش این چارچوب توسط آمریکا، حتی در سطح «مبنای گفت‌وگو»، نشانه‌ای از تغییر موازنه قدرت در میدان تلقی می‌شود. 🔻*تنگه هرمز؛ گره ژئوپلیتیکی نبرد* در میان همه موضوعات مطرح شده، مسئله کنترل و مدیریت تنگه هرمز اهمیت راهبردی ویژه‌ای دارد. این تنگه یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان است و هرگونه تغییر در وضعیت آن، اثر مستقیم بر اقتصاد جهانی دارد. اگر ایران بتواند در این دوره آتش‌بس، مدیریت مؤثر و عملیاتی این گذرگاه را تثبیت کند، در واقع یک «اهرم ژئوپلیتیکی» قدرتمند در اختیار خواهد داشت که می‌تواند معادلات اقتصادی و سیاسی مذاکرات را به نفع خود تغییر دهد. 🔻*نبرد روایت‌ها؛ جنگی که تازه آغاز شده است* یکی از ویژگی‌های جنگ‌های مدرن، همزمانی میدان نظامی و میدان روایت است. در چنین شرایطی، هر طرف تلاش می‌کند تصویر پیروزی یا شکست را در افکار عمومی تثبیت کند. در فضای رسانه‌ای غرب نیز واکنش‌هایی دیده می‌شود که نشان می‌دهد بخشی از تحلیلگران آمریکایی این روند را نوعی شکست راهبردی برای واشنگتن ارزیابی کرده‌اند. اشاره آنان به مواردی مانند باقی ماندن برنامه هسته‌ای ایران، حفظ توان موشکی و افزایش نقش ایران در تنگه هرمز، بیانگر همین نگرانی است. با این حال، اتکای صرف به این روایت‌ها کافی نیست. واقعیت آن است که شروط مطرح شده هنوز «دستاورد تثبیت‌شده» نیستند بلکه چارچوب مذاکرات محسوب می‌شوند. بنابراین مرحله کنونی بیش از آنکه زمان روایت پیروزی باشد، زمان درایت، مراقبت و پیگیری تحقق شروط است. 🔻*نقش مردم؛ از پشتیبانی میدان تا نظارت بر سیاست* یکی از نکات برجسته در تحلیل‌های ارائه شده، تأکید بر نقش مردم در این مرحله است. در دوران جنگ، حضور اجتماعی و همبستگی ملی نقش مهمی در تقویت قدرت بازدارندگی ایفا می‌کند. در مرحله کنونی پشتوانه اجتماعی و حضور مردمی می‌تواند تضمین‌کننده استمرار دستاوردها باشد. این حضور چند کارکرد مهم دارد؛ تقویت روحیه مقاومت در داخل کشور، ارسال پیام انسجام ملی به دشمنان، حمایت از تصمیمات کلان کشور در برابر فشارهای خارجی. مطالبه تحقق کامل شروط اعلام شده مردم در این مرحله «بازوی قدرت ملی» محسوب می‌شوند؛ قدرتی که می‌تواند اراده ملی را در برابر فشارهای سیاسی تثبیت کند. 🔻*ضرورت هوشیاری در برابر فریب راهبردی* در عین حال تجربه تاریخی نشان داده است که دشمنان ممکن است از آتش‌بس به عنوان فرصتی برای بازسازی توان یا ایجاد غافلگیری استفاده کنند. به همین دلیل در منابع اسلامی نیز نسبت به خوش‌بینی ساده‌انگارانه هشدار داده شده است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نامه خود به مالک اشتر می‌فرمایند؛ «پیشنهاد صلح دشمن را اگر رضای خدا در آن باشد رد مکن... اما پس از صلح، کاملاً از دشمن برحذر باش؛ زیرا گاه دشمن نزدیک می‌شود تا غافلگیر کند.» آتش‌بس دو هفته‌ای را باید نقطه‌ای حساس در روند جنگ دانست. نه می‌توان آن را پایان قطعی نبرد تلقی کرد و نه می‌توان اهمیت دستاوردهای میدانی ایران را نادیده گرفت. آنچه اکنون تعیین‌کننده است، سه عنصر اساسی است؛ ۱- حفظ انسجام ملی ۲- هوشیاری در برابر فریب‌های سیاسی و رسانه‌ای ۳- استمرار حضور و حمایت مردمی از تحقق کامل مطالبات اعلام شده اگر این سه عامل به‌درستی مدیریت شود، آتش‌بس فعلی می‌تواند به مرحله‌ای برای تثبیت دستاوردهای میدان و تبدیل آن به پیروزی راهبردی تبدیل شود. در غیر این صورت، این وقفه می‌تواند فرصتی برای بازسازی دشمن و آغاز مرحله‌ای جدید از فشارها باشد. 👤 | احمد کوثری 🔖 | مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام 🆔 @saissut
📃 | *سوئز ناقوس مرگ امپراتوری بریتانیا بود. هرمز ممکن است همین کار را برای ایالات متحده انجام دهد* 🔻 *دکتر سامی عریان از تحلیلگران و متفکران برجسته جهان عرب به شمار می‌رود و استاد سابق دانشگاه فلوریدای امریکاست.* اما این متفکر فلسطینی بیش از هر چیزی، به خاطر حمایت‌هایش از مقاومت فلسطین شناخته می‌شود؛ حمایت‌هایی که برای او چندان هم بی‌هزینه نبوده است. در سال ۲۰۰۳ «عریان» به دلیل حمایت از جهاد اسلامی فلسطین، توسط امریکایی‌ها محاکمه و به زندان محکوم شد. همچنین در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ نیز دادگاه امریکا «عریان» را به جرم حمایت از مقاومت فلسطین به دادگاه کشاند که در نهایت منجر به منع فعالیت‌های آکادمیک او شد. «عریان» همچنین از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ و با حکم دادگاه امریکا در حبس خانگی به سر برد و در سال ۲۰۱۵ نیز به ترکیه تبعید شد. 🔻 *متن زیر نگاشته وی در وبگاه میدل ایست آی است که در آن وضعیت امروز آمریکا در نسبت با تنگه هرمز را با جنگ کانال سوئز در سال 1956 مقایسه می کند که آن جنگ به منزله پایان هیمنه و تسلط بریتانیا در منطقه خاورمیانه به شمار می آید.* 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📃 | *سوئز ناقوس مرگ امپراتوری بریتانیا بود. هرمز ممکن است همین کار را برای ایالات متحده انجام دهد*
📃 | *سوئز ناقوس مرگ امپراتوری بریتانیا بود. هرمز ممکن است همین کار را برای ایالات متحده انجام دهد. 👤 | سامی العریان 🔖 | میدل ایست آی 1️⃣ بخش اول 🔻 *امپراتوری‌ها زمانی افول می‌کنند که دامنهٔ نظامی‌شان از راهبرد سیاسی‌شان پیشی بگیرد، زمانی که بنیان‌های اقتصادی‌شان تضعیف شود، و زمانی که مردمی که قصد سلطه بر آن‌ها را دارند آن‌قدر دوام بیاورند که از نیروی برتر آن‌ها پیشی بگیرند.* 🔻 در سال ۱۹۵۶، جمال عبدالناصر با ملی کردن کانال سوئز، قدرت امپراتوری بریتانیا در خاورمیانه را به چالش کشید. بریتانیا به‌همراه فرانسه و اسرائیل به مصر حمله کرد و در ابتدا از نظر نظامی موفق بود، اما نتوانست به پیروزی سیاسی برسد. 🔻 عامل اصلی شکست، فشار آمریکا و شوروی—به‌ویژه فشار مالی آمریکا—بود که بریتانیا را مجبور به عقب‌نشینی کرد. در نتیجه، ناصر تقویت شد و بریتانیا جایگاه خود را به‌عنوان قدرت مسلط منطقه از دست داد و آمریکا جای آن را گرفت. برتری نظامی به‌تنهایی کافی نیست؛ ضعف اقتصادی و فشارهای بین‌المللی می‌تواند حتی یک قدرت بزرگ را به شکست سیاسی بکشاند. 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📃 | *سوئز ناقوس مرگ امپراتوری بریتانیا بود. هرمز ممکن است همین کار را برای ایالات متحده انجام دهد.
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 2️⃣ *بخش دوم: محدودیت‌های آمریکا* 🔻 ایالات متحده با معضلی مشابه بریتانیا در سال ۱۹۵۶ روبه‌روست، البته در محیطی پیچیده‌تر. تشدید تنش‌ها خطرات قابل‌توجهی دارد. بسته‌شدن طولانی‌مدت تنگهٔ هرمز یا اختلال در جریان انرژی می‌تواند بی‌ثباتی اقتصادی جهانی ایجاد کند، قیمت انرژی را افزایش دهد و متحدان آمریکا را تحت فشار قرار دهد. 🔻 از سوی دیگر، کاهش تنش بدون دستیابی به اهداف اعلام‌شده، محدودیت‌های قدرت اجبارگر آمریکا را آشکار می‌کند و به بازیگران منطقه‌ای نشان می‌دهد که «تحمل و دوام» می‌تواند حتی قدرتمندترین نیروی نظامی را خنثی کند. 🔻 این وضعیت بازتاب مشکل گسترده‌تر «بیش‌گستری امپراتوری» است. ایالات متحده باید تعهدات خود را در چندین منطقه مدیریت کند، در حالی که حمایت داخلی و ثبات اقتصادی را نیز حفظ کند. درگیری طولانی در خاورمیانه هر سه را تحت فشار قرار می‌دهد. 🔻 در ارزیابی این رویارویی باید میان برتری‌های تاکتیکی و ساختاری تمایز قائل شد.محور آمریکایی-صهیونیستی از نظر نظامی برتری تاکتیکی آشکاری دارد: نیروی هوایی، توان دریایی، سامانه‌های اطلاعاتی و فناوری پیشرفته. اما این برتری‌ها لزوماً به نتایج سیاسی تبدیل نمی‌شوند. 🔻 در مقابل، *ایران از نوعی تاب‌آوری ساختاری برخوردار است. عمق جغرافیایی، دکترین نظامی غیرمتمرکز و ائتلاف‌های منطقه‌ای به آن امکان می‌دهد فشارهای طولانی‌مدت را تحمل و به آن پاسخ دهد. مهم‌تر از آن، اهدافش محدود و دست‌یافتنی است. این عدم تقارن تعیین‌کننده است. محور آمریکایی-صهیونیستی به‌دنبال تغییر ساختار دولت ایران و نظم منطقه‌ای است، در حالی که ایران به‌دنبال بقا و بازدارندگی است. در چنین درگیری‌هایی، طرفی که اهداف محدودتری دارد اغلب پیروز می‌شود.* 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 2️⃣ *بخش دوم: محدودیت‌های آمریکا* 🔻 ایالات متحده با معضلی مشابه بریتانیا در سال
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 3️⃣ *بخش سوم: پایان یک دوران* 🔻 تضعیف سلطهٔ آمریکا فضایی برای بازیگران منطقه‌ای ایجاد می‌کند تا استقلال بیشتری به دست آورند. همچنین مشارکت قدرت‌های خارجی مانند چین و روسیه را افزایش می‌دهد، هرچند نه لزوماً در قالب یک هژمون جدید. 🔻 در سطح منطقه‌ای، بقای ایران و تقویت موقعیت آن، همراه با تداوم محور مقاومت، توازن قوا را تغییر خواهد داد. فرض برتری بلامنازع نظامی اسرائیل بیش‌ازپیش به چالش کشیده می‌شود. تضمین‌های امنیتی آمریکا مورد بازنگری قرار می‌گیرد و هم‌پیمانی‌های جدیدی شکل می‌گیرد. در این چارچوب، پیامدها برای فلسطین عمیق خواهد بود. 🔻 تضعیف هژمونی آمریکا، ارزش راهبردی اسرائیل را نیز محدود می‌کند؛ کشوری که برتری نظامی‌اش به‌شدت به حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا وابسته بوده است. با پرهزینه‌تر و مورد مناقشه‌تر شدن این حمایت، پایه‌های ساختاری این قدرت نیز به‌تدریج فرسایش می‌یابد. نتیجه نه فروپاشی فوری، بلکه فرایند تدریجی تضعیف ساختارها و نظام‌های پشتیبان آن خواهد بود. بازدارندگی نظامی کاهش می‌یابد، انزوای سیاسی افزایش پیدا می‌کند و تضادهای داخلی تشدید می‌شود. در این شرایط، مسئلهٔ فلسطین بار دیگر به پرسش محوری آیندهٔ منطقه تبدیل می‌شود. 🔻 *تاریخ نشان می‌دهد پروژه‌های استعمار سکونتی زمانی که پشتوانهٔ امپراتوری خود را از دست بدهند، دوام نمی‌آورند. فروپاشی ساختار صهیونیستی دیگر مسئلهٔ «اگر» نیست، بلکه «چه زمانی» است.* 🔻 *اگر سوئز پایان یک امپراتوری و آغاز امپراتوری دیگر را رقم زد، هرمز ممکن است نشان‌دهندهٔ چیزی متفاوت باشد: نه جایگزینی، بلکه فرسایش تدریجی خود سلطهٔ امپراتوری.* 🔻 در این چشم‌انداز، درس تاریخ ثابت است: *امپراتوری‌ها در یک نبرد قاطع سقوط نمی‌کنند، بلکه زمانی فرو می‌ریزند که دیگر نتوانند قدرت نظامی را به کنترل سیاسی تبدیل کنند. از این منظر، شاید نتیجهٔ این رویارویی از پیش مشخص شده باشد.* 🆔 @saissut
📃|توافق در سایه آتش؛ چرا حمله درست در آستانه گفت‌وگوها رخ داد؟ 🔻حمله وحشیانه دیروز اسرائیل به لبنان، آن هم درست در ساعات اولیه از اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای بین ایران و آمریکا حاوی معانی و پیام‌های مهمی از سوی اسرائیل به منطقه و جامعه جهانی است. علاوه بر اینکه، این حمله بسیار گسترده بوده و با هدف ترور دبیرکل حزب الله لبنان و برخی شخصیت‌های لبنانی انجام شد، هر چند از این جهت ناموفق بود، اما قریب به هزار نفر زخمی و شهید برجای گذاشت. 🔻هدف اول: تلاش برای برهم زدن هر توازن جدید وقتی احتمال توافقی میان واشنگتن و تهران مطرح می‌شود، اسرائیل احساس می‌کند ممکن است فشار بر ایران کاهش یابد یا نفوذ گستره ایران در منطقه دوباره سامان‌دهی شود. به همین دلیل، این حمله به‌عنوان پیامی روشن اینگونه تفسیر می شود که: «اجازه داده نخواهد شد این توافق بدون ایجاد واقعیت میدانی جدیدی عملیاتی شود».  🔻هدف دوم: بستن راه «کاهش تنش» هر توافقی معمولاً به معنای نوعی آرامش نسبی است. اما حمله گسترده دقیقاً برعکس این را نشان می‌دهد. بالا بردن سطح تنش پیش از آن‌که هرگونه آرامشی تثبیت شود؛ گویی می‌گوید میدان همچنان باز است، فارغ از هرگونه تفاهم سیاسی. وجود اسرائیل مبتنی بر تنش، جنگ و ناآرامی است.  🔻هدف سوم: فشار بر ایران از طریق صحنه لبنان لبنان یکی از میدان‌های اصلی در موازنه قدرت منطقه‌ای به شمار می‌رود. وقتی به این شکل هدف قرار می‌گیرد، این فقط یک پیام داخلی نیست، بلکه فشاری غیرمستقیم بر ایران نیز محسوب می‌شود که یا ضرب‌آهنگ اوضاع را کنترل کند، یا اینکه تشدید تنش به حوزه‌های نفوذش در منطقه نیز خواهد رسید. 🔻هدف چهارم: تثبیت نقش اسرائیل به‌عنوان بازیگری مستقل   این حمله همچنین پیامی برای خود واشنگتن دارد. اینکه اسرائیل لزوماً به هر مسیر کاهش تنشی که ملاحظات امنیتی‌اش را در نظر نگیرد پایبند نخواهد بود و حتی در بحبوحه مذاکرات بزرگ نیز قادر است به‌طور مستقل اقدام کند. 🔻هدف پنجم: بالا بردن سقف مذاکره  در سیاست، گاهی آتش برای بهبود شرایط مذاکره به کار می‌رود. حمله‌ای در این ابعاد می‌تواند تلاشی برای بالا بردن سقف پیش از تثبیت هر توافقی باشد؛ به‌گونه‌ای که طرف‌ها در حالی پای میز مذاکره بنشینند که تحت فشار میدانی بیشتری قرار دارند. 👤|سیدهادی ساجدی 🔖 | عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🆔 @saissut
📃 | صبحِ صیانت زیبایی نگهبانانِ صبح: تجربه‌ای از مادریِ بسط‌یافته در دل شهر 🔻 امروز صبح، حوالی شش‌ونیم، با نیت خرید نان از خانه بیرون رفتم. شهر در وضعیتی غریب از خلوتی فرو رفته بود؛ خیابان‌هایی که معمولاً با شتاب همیشگی تهران همراه‌اند، این‌بار خاموش و تهی بودند. جز چند خودرو پراکنده، نشانی از حرکت و زیست روزمره دیده نمی‌شد؛ گویی تهران برای لحظه‌ای در خود فرورفته بود. نانوایی محل بسته بود و همین سکوت و بی‌نشانی، رشته‌ای از نگرانی آرام و خزنده را در من بیدار کرد؛ اضطرابی که تنها در لحظاتی سربرمی‌آورد که نظم عادتی جهان پیرامون ترک برمی‌دارد و زندگی شهری در تعلیقی کوتاه می‌ایستد. 🔻 راه را به‌سمت محله‌ای دیگر ادامه دادم. در میانه این خلوت سنگین، حضور چند جوان خوش‌سیما و راست‌قامت که از خیابان‌ها مراقبت می‌کردند، پیشِ چشمم منظری تاز‌ه گشود؛ منظری که هم غیرمنتظره بود و هم آرام‌بخش. آتشی روشن کرده بودند تا تن از سرمای صبحگاهی محفوظ بماند، اما نگاه‌شان سراپا هوشیاری و مراقبت بود؛ ترکیبی کم‌نظیر از گرما و صلابت که نوعی نظم اخلاقی و مسئولیت‌پذیری را در دل سکوت شهر بازتولید می‌کرد. 🔻 به آن‌ها که رسیدم، بی‌آنکه سخنی از پیش آماده کرده باشم، ناگهان گفتم: «خسته نباشید؛ همه‌تان فدایی دارید و اولین فدایی‌تان خود منم.» یکی از جوانان، با چشمانی نافذ و روشن، گفت: «ممنون مادر!» همین دو واژه، در من شعفی تکان‌دهنده آفرید؛ تجربه‌ای از مادری که از حدود زیستی و خانوادگی فراتر می‌رود و بدل به نسبتی اجتماعی و اخلاقی می‌شود. سال‌ها مادری را پروژه‌ای ناتمام دانسته‌ام، و امروز دریافتم که این پروژه حقیقتاً قابلیت بسط یافتن دارد؛ می‌تواند در دل رویارویی‌های ساده اما انسانیِ شهر، معناهای نو بیافریند. با لبخند گفتم: «دارم می‌روم نان بگیرم، برای شما هم بگیرم ؟» یکی‌شان پاسخ داد: «مگر بچه‌ها نیستند؟» گفتم: «پسر من هم مثل شما سرباز است و من چشم‌به‌راه. همان‌طور که همیشه به او می‌گویم مراقب خودش باشد، به شما هم می‌گویم مراقب باشید. خدا می‌داند در خانه‌ها دلی نگران، چشمی منتظر و سری سربلند چشم‌به‌راه بازگشت‌تان نشسته است. 🔻 و چنین شد که از کنارشان که گذشتم، احساس کردم از آن نگرانی نخستین فاصله گرفته‌ام. آرامشی درونی در من نشست؛ آرامشی برخاسته از آگاهی به اینکه فرزندان این شهر، با روحی لبریز از تعهد و حس مسئولیت، از خیابان‌ها صیانت می‌کنند. در چنین لحظاتی، تعهد، مهر مادری و پیوندهای عاطفی در هاله‌ای از معنابخشی اخلاقی در هم می‌تنند و رشته‌ای می‌سازند که ایستادگی را معنادار می‌کند. این جوانان، نه از سر وظیفه اداری، که از سر مسئولیت اخلاقی و باور درونی در خیابان‌ها حضور دارند؛ حاضرانِ بی‌نام در روایت رسمی، اما پررنگ در ضمیر جمعی ما. 👤 | سهیلا صادقی 🔖 | استاد دانشگاه تهران 📆 | چهارم فروردین ۱۴۰۵ 🆔 @saissut
📃 | *سوژۀ مصرفیِ جنگ‌طلب کشورهای حاشیۀ خلیج یا انسان مولِد مقاوم ایرانی* *درنگی در جنگِ رمضان* 1⃣ بیش‌شک یکی از ابعاد جنگ منطقه‌ای رمضان، بُعد اقتصادی آن است، اما در این میان، فراتر از نوسانات قیمت نفت یا دیگر اهرم‌های اقتصادی، این جنگ را می‌توان از حیث جامعه‌شناسی اقتصادی نیز تحلیل کرد. همانطور که می‌دانیم مقولۀ مصرف یکی از ارکان اصلیِ نظام سرمایه‌داری، مخصوصاً سرمایه‌داریِ نیمۀ دوم قرن بیستم است. گره‌خوردنِ تبلیغات تجاری و صرفِ هزینۀ هنگفت شرکت‌های اقتصادی برای تبلیغات، برخاسته از دقیقه‌ای است که مارکس در توضیح بحران درونیِ نظام سرمایه‌داری متذکر شده بود. رقابت سرمایه‌داری و خطر نرخ نزولی سود، باعث شد تا سرمایه‌دار بخش قابل توجهی از سرمایۀ خود را صرفِ تبلیغات و بالابردنِ مصرف کند تا چرخۀ سرمایه‌دار دچار خسران و فروپاشی نشود. 2⃣ با این‌حال تحقق مقولۀ مصرف و گره‌خوردنِ آن با تبلیغات، عملاً سویه‌ای از مدرنیته را برجسته کرد که هرچند ریشتۀ تاریخیِ آن‌را شاید بتوان در دورۀ رنسانس و کنارگذاشتنِ سنت‌های دینی و مابعدالطبیعی دنبال کرد، اما در دورۀ پست‌مدرن به‌شدت فراگیر شد. ازدیاد مصرف، نیازمند تولد سوژه‌ای مصرفی بود که تحقق آن، بدون از میان‌بردنِ هرگونه قید و بند به محدودیت‌های این‌دنیایی یا آن‌دنیایی، اعم از طبیعی و اجتماعی و مابعدالطبیعی، ممکن نمی‌بود. تولد سوژۀ مصرفی نیازمند اوج تفرّدِ رنسانسی، منفعت‌طلبی اخلاقی، لذت‌جوبی جنسی و جسمی و رهایی از هرگونه تقید به امور طبیعی یا مابعدالطبیعی بود. سوژۀ مصرفی بایستی با رهاسازیِ کامل تخیل خویش، امکان‌های بی‌شماری از مصرف را متحقق می‌ساخت تا با به‌حداکثر رساندنِ مصرف، چرخۀ بی‌پایان سرمایه‌داری را متوقف نسازد. این ویژگیِ که ابعاد مختلف آن، در آثار متفکرین دورۀ پست‌مدرن و حتی در توضیح نظریات جهانی‌شدنِ سرمایه‌داری یا مدرنیته توضیح داده شده، به دلیل پیوندی که با قدرت و سلطه برقرار می‌کند، در برابر هرگونه تقید به هستی و حتی قراردادهای اجتماعی پایدار، ناگزیر به خشونت می‌گراید. 3⃣ پیشتر اشاره شد که این تحلیل از وضعیتِ سوژۀ مصرفی، یکی از مهمترین دلیل بروز خشونت در حوادث دی‌ماه 1404 در ایران را حضور و فراگیری نسبیِ این سوژه در بخش‌هایی از جامعۀ ایرانی و تقابل آن با روحیۀ تولیدی بخش دیگری از جامعه می‌داند. با این‌حال این تحلیل اکنون و در شرایط جنگ رمضان، می‌تواند تقابل دیگری را در میان جامعۀ تولیدی و مقاوم ایران در مقابل جامعۀ مصرفیِ جنگ‌طلبِ کشورهای عربِ منطقه توضیح دهد. کشورهایی نظیر قطر، کویت، بحرین و امارات، سال‌ها است که با تن‌دادن به چنین نقشی در تعاملات جهانی با غرب، در عینِ پذیرش وابستگی به فرایندهای توسعۀ غربی، با تکیه بر درآمدهای بادآوردۀ نفتی، تبدیل به جامعه‌ای مصرفی شوند. جنگ‌طلبی و خشونتِ زایدالوصفِ آنها در مقابله با ایرانی که بیش از 47 سال تن به مقاومت در برابر چنین فرایندهایی داده و بیش از ده‌سال است که مطابق رهنمودهای رهبری انقلاب اسلامی، در مسیر «تولید» حرکت می‌کند، نمودی از قرارگرفتن در وضعیتی است که لیوتار، آن‌را با عنوانیِ وضعیت پست‌مدرن توصیف کرده است. وضعیتِ تولید، وضعیتِ ثبات و امنیت و مقاومت در برابر تجاوز و هویتِ عمیق تاریخی و فرهنگی است که در ایران، به‌شکل تاریخی وجود داشته، در‌حالی‌که وضعیت مصرفی، وضعیتِ تلاطم، خشونت، جنگ، بی‌هویتی و وابستگی است. 👤 | محمدرضا قائمی‌نیک 🔖 | دانشیار علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📣 | فراخوان ارسال مطلب برای کانال انجمن ♦️ دانشجویان و فارغ‌التحصیلان عزیز، ایران ما این روزها ش
📋 | *جنگ برای جهانی واحد* با آغاز بشریت و ایجاد تمدن های گوناگون در سراسر جهان و ایجاد دین ها یکی پس از دیگری، دین الهی یهودیت مسیر خود را نه تنها با ادیان دیگر بلکه با انسان های غیر خونی خود شروع کرد و با اعلام اینکه ما نسبت به انسان های دیگر برتریت داریم، شروع به زیستن کردند. آنها با رنگ عوض کردن و فرو ریختن ظاهر خود وارد همه جوانب فرهنگی و سیاسی و اقتصادی دنیا شدند و روی نقطه ای دست گذاشتند که همه ی صورت های دنیا را در بر میگرفت، این نقطه چیزی نبود جز اقتصاد. چیزی که دنیا را چه از نظر فرهنگی چه از نظر سیاسی و حتی دینی کنترل میکرد. با قدرتی که در نظام های مختلف در جهان پیدا کردند دست به اقداماتی تاریخی و بلند مدت زدند و تاریخ را به دست خودشان گرفتند تا نظام جهانی را به سلطه خودشان در‌بیاورند و دنیا و بشریت را به چنگ بگیرند و خود را پشت جنگ های جهانی اول و دوم، با ایجاد هولوکاستی که خودشان برنامه ریزی کردند، دست به برنامه های نسل کشی بزنند که قدرت های فکری را نابود کنند. بله، دور از ذهن است که چنین سیاست هایی را باور کنیم ولی یادمان باشد که باطن را می‌توانیم در لایه های مختلفی از ظاهر پنهان کنیم.این جنگ ها و این تاریخ ها بخش کوچکی از اقدامات در چارچوب قرار گرفته این قوم است که حتی آنها پشت دین ابراهیمی و پشت هم نسل کشی خودشان پنهان می‌شوند. آنها دنیا را طوری کنترل می‌کنند که حتی شما با وجود اینکه درون افکار خودتان غرق شدید باز هم درون سیستمی قرار دارید که آنها برای شما طراحی کردند.اما به هر حال تنها راه مقابله با آنها جست وجو میان تاریخ و حقیقت های ذاتی نه حقیقت تحمیلی است. 👤 | کیارش عرب، دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران 👤 | فریناز گل‌محمدی، دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران 🆔 @saissut