eitaa logo
اسکارلت
59 دنبال‌کننده
1هزار عکس
23 ویدیو
46 فایل
اینجا پر از پی دی اف کتاب و کلی عکس وتم و وسایل جینگوله!، برای ثبت سفارش: برای سخن گفتن از ورای خیال:https://abzarek.ir/service-p/msg/4860967
مشاهده در ایتا
دانلود
با او می‌توانستم بعد از گریه های بلند به چیزهای کوچک بخندم.
خطاب به بهترین آدم زندگیم ؛ اندکی از تو، بسیاریست از همه چیز.
https://eitaa.com/SETAREHKAHKESHANM تقدیمی ها رفتن داخل ایستگاه فضایی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه چیز عجیبی درباره‌ی زمان وجود داره. وقتی تو یه لحظه زندگی میکنی، فکر میکنی این حال و هوا قراره تا ابد ادامه داشته باشه. فکر میکنی همیشه همین آدم میمونی، همین چیزها برات مهم میمونن، همین دغدغه‌ها ذهنت رو درگیر میکنن. اما بعد از چند سال به عقب نگاه میکنی و میبینی برای چیزهایی ناراحت بودی که حتی یادت نمیاد چی بودن. برای چیزهایی جنگیدی که امروز هیچ ارزشی برات ندارن. و اونجاست که میفهمی زندگی بیشتر از اینکه درباره‌ی نگه داشتن باشه، درباره‌ی رها کردن بوده. رها کردن آدم‌ها، رها کردن خاطره‌ها، رها کردن نسخه‌های قدیمی خودت. و شاید بزرگ شدن همین باشه. اینکه یه روز به گذشته نگاه کنی میبینی همه چیز عوض شدن، از جمله خودت.
همیشه فکر میکردم یه روزی میرسه که همه‌چیز سر جای خودش قرار بگیره. یه روزی که دیگه نگرانی‌ای نباشه، سوالی بی‌ جواب نباشه و ذهنم برای چند ساعت هم که شده آروم بگیره. برای رسیدن به اون روز خیلی عجله داشتم. همیشه منتظر فردا بودم. منتظر یه اتفاق، یه تغییر، یه حال بهتر. اما یه جایی فهمیدم زندگی همون فرداهایی بود که منتظرشون بودم. همون روزهایی که با عجله ازشون رد شدم، همون لحظه‌هایی که فکر میکردم معمولی‌ان، همون چیزهایی که خیال میکردم بعدا برای خوشحال شدن وقت دارم. و تلخ‌ ترین اشتباه آدم اینه که اونقدر درگیر رسیدن به یه زندگی بهتر بشه که زندگی کردن رو فراموش کنه.