eitaa logo
- سِدنا
311 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
271 ویدیو
5 فایل
- و اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ‌ * /نگران چیزی نباش، طلوع آفتاب همه چیزُ درست میکنه. 'و امید است که گرانبها کرد آن [مخلُوق‌ مِن‌ صَلصالِن‌ کَل‌ فَخار] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ifpya9&btn=𝗴𝗿𝗲𝗲𝗻"
مشاهده در ایتا
دانلود
شعرم آماده شده، بخونید و نظر بدید🫐 (از نظر وزنی خیلی اشکال داره اما نمیخوام درسش کنم چون همینجوری دوسش دارم)
- سِدنا
شعرم آماده شده، بخونید و نظر بدید🫐 (از نظر وزنی خیلی اشکال داره اما نمیخوام درسش کنم چون همینجوری د
دختر: به چشمِ شهر، غریبه؛ به دل، تمامِ منی میانِ ازدحامِ جهان، تو آرامِ منی کسی نفهمید چرا خنده‌هام طولانی‌ست تو پشتِ بغضِ شبانه، تبِ دوامِ منی من از کنارِ تو یک سقفِ ساده می‌خواهم نه قصر، نه طلا… زیرا صبح و شامِ منی اگرچه سهمِ من از دست‌های تو کم بود همان اشاره‌ی پنهان، احترامِ منی پسر: نترس از این‌که جهان نامِ ما را پس بزند تو در شناسنامه‌ی قلبِ من، به نامِ منی هنوز فاصله دیوارِ بینِ ما شده است ولی قسم به خدا، انتخابِ تامِ منی دختر: شبی که حلقه به انگشتِ آرزو برسد تو اولین خبرِ روشنِ پیامِ منی اگرچه پشتِ نگاهِ همه، جدا مانده‌ایم درونِ نقشه‌ی فردا، کنارِ بامِ منی پسر: بمان… که بعدِ عبور از تمامِ سختی‌ها تو مادرِ نفسِ خانه و نظامِ منی دختر: به چشمِ شهر نگفتم، ولی خدا شاهد تو نیمه‌ی گمشده‌ی سرنوشتِ رامِ منی
هدایت شده از Backstage
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این ویدیو برای تمام کسایی که دلتنگ گنبد طلایی ان. مشهد بهمن ماه 404/🤍
این مدت مدرسه نمیرم و دیگه دوست ندارم برم. واقعا حالم از مدرسه و کادر و بچه‌هاش بهم میخوره. امروز ساعت یازده اینا بیدار شدم و از همون موقع داشتم تاریخ میخوندم که بلاخره سه ساعت پیش تمومش کردم. الانم باید تا قبل از ساعت سه، چند درسی که مدنظرمه رو هم بخونم. میدونم دارم کند پیش میرم اما باز خوشحالم که توی وضعیتی که هستم دارم ادامه میدم.. کلا خوندن تاریخ رو من همیشه پارت یکی مونده به آخر میزارم که دیگه تموم کنم، بعدش مرور و لالا. اما امروز که امتحانی گذاشتم اول دقیقا همینکه تمومش کردم خوابیدم🤣 انگار توی مغزم این فرایند شکل گرفته که بعداز تاریخ باید خوابید، و اینطور شد که فقط تونستم تاریخ رو بخونم🦧
- سِدنا
- کیوی واقعا میوه موردعلاقمه
تاریخ تموم شو لطفا✋🏼✊🏼✋🏼
ساعت هفت پتو رو کنار میزنم و بلند میشم دست و صورتمو بشورم. به فاطمه زنگ میزنم: -میری مدرسه؟ +نه . گوشی رو توی اتاق میزنم به شارژ و میرم هال، در و پنجره‌ها رو باز میکنم و یه هوای خنک اول صبحی وارد خونه میشه، آخش. refresh میتونی حس اون لحظه‌مو توصیف کنه🌱⛅️🍏🥛🏄🏻‍♂ فارسی رو باز میکنم. درسی که قراره امروز دبیر آزمون امتحان بگیره رو میخونم. فارسی رو که تموم کردم باید جامعه دو درسشو مرور بزنم بعداز میریم بیرون، یکم‌ پیاده روی + کافی نت + باجه + خریدن یه چیز کوچولو ، بعدش برمیگردیم خونه🎠