eitaa logo
- سِدنا
308 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
271 ویدیو
5 فایل
- و اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ‌ * /نگران چیزی نباش، طلوع آفتاب همه چیزُ درست میکنه. 'و امید است که گرانبها کرد آن [مخلُوق‌ مِن‌ صَلصالِن‌ کَل‌ فَخار] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ifpya9&btn=𝗴𝗿𝗲𝗲𝗻"
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
بسیار می‌دوم، اما مسئله دویدن نیست و خستگی هم از آن نیست، مسئله چنین است که اگر نشود، اگر پیش نیاید، می‌دانم که چقدر شکسته خواهم شد. همین.
هدایت شده از دفترِخاطرات‌یک‌رَوانی
-
هدایت شده از دریای مواج~
از زندگی دورم، از زنده بودن دورتر.
هیس دانش‌آموزا قهقه نمیزنند
یک خردادی یه قدری مودیه که بعضی وقتا خودشم پشمام میریزه از تغییر حالاتش
غنی شده یا نه؟
صبح ساعت نه و نیم بعد صبحونه، خوندن رو شروع کردم و چون حوصله خوندن رو داشتم، تا عصر درسمو تموم کردم. تا پنج عصر من هنوز جز همون صبحونه نخورده بودم پس رفتم پایین و فلافلی که مامانم آماده کرده بود رو خوردم. شیشه آب رو پر کردم و سیب اندر دست رفتم بالا. دلم میخواستم فیلم ببینم اما خب حوصله نداشتم و نت هم ضعیفه بود پس یکم کتاب خوندم. حدود هشت کتابامو جمع و جور کردم که یکم نفس بشه اتاق و رفتم برای دوش گرفتن. بعدش هم رفتم زیر کولر و یکم صدام و آم گلوم..آره. (مامانم نبین توروخدا). چون فردام سنگین بود و درسای امروزم تموم شده بودم دو پارت هم خوندم که فردام یکم سبک‌تر شه. بعدشم امدم سراغ گوشی و چندتا کاری که داشتم.. دو و نیم تموم کردم و امدم پایین. همه خواب بودن و خونه تاریک. گوشیمو زدم شارژ و رفتم مسواک زدم. گشنم بودا ولی حال غذا خوردن اخرشب رو نداشتم. حالا هم گوشی رو میگیرم و بعد صحبت و اینا میرم لالا تا صبح ساعت هفت. شب بخیر💕
امیدوارم هیچوقت موضوع صحبت اون گروه دخترونه نشی