کلیله و دمنه📜🐮
کلیله و دمنه یکی از مشهورترین کتابهای ادبی و اخلاقی جهان است که داستانهای که غالبلاً با زبان حیوانات بیان میشه و در دل هر داستان، پندها و نکات اخلاقی، سیاسی و اجتماعی نهفته است.
☁️↓ چطوری به وجود امد
داستانهای موجود در کلیله و دمنه درواقع داستانهای ساخته شده توسط مردم باهوشِ هند باستان هستن. اون موقع که انتقاد کردن زشت بود، مردم برای بیان صحبتها، یک داستان میساختن که بتونن باهاش منظورشون رو بدون اینکه به کسی بربخوره بیان کنن. و حالا بعدها توسط بیدبا یا بیدپا نوشته میشه.
☁️↓ چطوری به زبانهای مختلف ترجمه شد
یک روزی یک پزشکی به اسم برزویه به هند سفر میکنه و وقتی برمیگرده به پادشاه اون زمان ایران، انوشیروان میاد و میگه که اونجا یک کتاب با این مضامین هست و اصلا یه گنجی از پندو اندرزِ برای خودش و خلاصه پادشاه رو مشتاق میکنه که بخونه. وقتی هم نسخه سانسکریتیشو میارن به منشی دربیار که آقای ابوالعمالی نصرالله منشی بوده، ترجمه میکنه. به چه زبانی؟ زبان پهلوی. البته اینم بگم که اولین کسی که به فارسی (اون دوران) ترجمه کرد رودکی بود که جز چند نسخه چیزی ازش باقی نمونده.
امّا بعدها در قرن ششم دو نفر توی ایران به صورت خیلی اتفاقی و بدون اطلاع از هم شروع به ترجمه میکنن؛ یکی همین نصرالله منشی، که ما الان نسخه ترجمهشده رو به کلیله و دمنه میشناسی. و دومی محمد بن عبدالله بخارا که تا سال ۱۹۶۱ کسی از وجود این ترجمه آگاه نمیشه.
سالها بعد توسط ابن مقفع ( ایشون ایرانی و فارس بودن و اسم فارسیشون روزبه پور دودایه هستش که بعدها توسط منصور خلیفه عباسیان کشته میشه). حالا همین نسخه تبدیل شده از پهلوی به عربی، بعدها به فارسی و بعدها از فارسی به فرانسوی ترجمه میشه و جهانی میشه.
☁️↓ شش فصلِ اضافه شده به کلیله و دمنه
اول اینکه بذار بگیم که چرا اضافه شدن؛
یک فصل مقدمه که نوشته بزرگمهر وزیر انوشیروانِ، یک فصل هم نوشته برزویه هستش که درمورد چگونگی آوردن و برگرداندن به زبان فارسی صحبت کرده. و امّا مهم ترین تغییری که ایرانیان در کلیله و دمنه انجام دادن، افزودن بخش بازجست کار دمنهس.( کلیله و دمنه دوتا شخصیت اصلی داستان هستن که کلیله شغال خوب و نیک و دمنه حیلهگر هست.) در خود کلیله دمنهٔ اصلی (سانسکریتی) دمنه جزای کارشو نمیده و به مقام بالایی میرسه و کلیله کشته میشه، امّا چون ایرانیان معتقد هستن که آدم خوب همیشه میبرِ و آدم بد شکست میخوره، میان و چند فصل در ادامه اضافه میکنن که مسیر داستان عوض بشه، و دمنه به زندان بیوفته و جزای کشته شدن دوستش، کلیله و یک شنزبه ( یک گاویِ که در داستان کلیله و دمنه هست) میشه رو با باید بده. - #خوندنی
امشب میخوام یک قسمت از کلیله و دمنه رو بذارم😭 خیلی ذوقشو دارم، واقعا یکی از داستانهای موردعلاقمِ😭
- سِدنا
امشب میخوام یک قسمت از کلیله و دمنه رو بذارم😭 خیلی ذوقشو دارم، واقعا یکی از داستانهای موردعلاقمِ😭
اوم. امروز چون ولادت امام کاظم هم هست، و امام موردعلاقمِ، دوست دارم درمورد اونم صحبت کنم. پس شد امشب امام کاظم، فردا کلیله و دمنه🍉
🔆داستان از کجا شروع شد؟
بعد از شهادت امام صادق، حکومت عباسی خیلی حساس شده بود. علتش هم این بود که امام صادق (ع) شاگردهای زیادی تربیت کرده بود و شیعه نسبت به قبل گستردهتر شده بود.
عباسیها میترسیدن مردم کمکم به سمت امامان شیعه جذب بشن و حکومتشون به خطر بیفته. وقتی نوبت به امامت امام کاظم (ع) رسید، فشارها چند برابر شد.
هارون الرشید فقط از شمشیر امام نمیترسید. اصلاً امام ارتش نداشت. چیزی که هارون رو میترسوند محبوبیت و نفوذ اجتماعی امام بود.
تصور کن تو حاکم یک کشور باشی و یک نفر دیگه وجود داشته باشه که مردم از ته دل بهش اعتماد داشته باشن، پولشون رو بهش بدن، مشکلاتشون رو با اون مطرح کنن و حرفش براشون از حرف حکومت مهمتر باشه. این دقیقاً چیزی بود که هارون رو نگران میکرد.
حالا نکته اینجاست که امام کاظم (ع) نمیتونست آزادانه سفر کنه، سخنرانی کنه یا مردم رو دور خودش جمع کنه. حتی سالهای زیادی از عمرش رو توی زندان گذروند یا محفی بوده. ولی با این حال شیعه از بین نرفت. چرا؟
چون امام یه شبکه مخفی و فوقالعاده منظم ساخته بود. تصور کن اینترنت نباشه، تلفن نباشه، ماشین نباشه، ولی بخوای با آدمهایی از مدینه تا کوفه و بغداد و خراسان در ارتباط باشی. کار خیلی سختیِ. امام کاظم (ع) یه گروه از نمایندهها داشت که بهشون «وکیل» میگفتن.
🌐 دو شخصیتِ «وکیل» محبوب من:
فضل بن ربیع - علی بن یقطین
علی بن یقطین: پدرش از شیعیان بود.
خودش هم عاشق امام کاظم (ع). اما به جای اینکه از حکومت فاصله بگیره، تبدیل شد به یکی از مقامهای بلندپایه عباسی. در نهایت وزیر هارون شد. فکر کن وزیر کسی باشی که امامت رو زندانی کرده! خیلیها بهش اعتراض میکردن. ولی امام اجازه داده بود بمونه.
چرا؟ چون حضورش برای شیعهها حیاتی بود. وقتی یک شیعه بیگناه دستگیر میشد، علی بن یقطین گاهی از نفوذش استفاده میکرد و نجاتش میداد. گاهی اطلاعات مهم رو منتقل میکرد. گاهی جلوی ظلم رو میگرفت. در واقع یکی از مهمترین مهرههای شبکه بود.
فضل بن ربیع: یکی از زندانبانهایی که خیلی آدم خشن و خشکی بوده که بعدها به عنوان جاسوس وارد خلافت میشه و به مقام بالایی دست پیدا میکنه، یه چیزی مثل فرمانده کل ارتش یا یگانه ویژه..
هدایت شده از برگ زیتون🌿
منتظرم امشب بزنیم بعد یکی بیاد بگه دییییدیییین؟؟ صبوووور نبووودیییننن وگرنه ماااا میییزنیییمممدبدیدی تا همین گوشیو بکنم تو حلقش!
طبق پیششرطای مذاکرات این وضعیت اصلا نباید پیش میومد و نباید تو لبنان اینقدر شهید میدادیم اصلا عقب مانده!