- سِدنا
میرم دوش بگیرم، بعد صبحونه درست حسابی میخورم. - شاید یکم خوابیدم و بعد - سلامت رو شروع میکنم. باید ن
ترشی رو درست کردم. ناهار رو آماده کردم. خونه رو مرتب کردم و ظرفارو شستم. خیلی خستمه امیدوارم بتونم حداقل یه فصل بخونم بعد بخوابم🦀
مدتی است با خود اندیشه میکنم که اگر امسال مقبول نیفتم، چه خواهد شد؟
دیدم که جهان را با حالِ من کاری نیست. باد، به رسم خویش، خواهد وزید. خورشید، بیاعتنا به اندوه من، خواهد تابید. کارگرانِ خانهٔ مجاور، هر سحرگاه، سرِ ساعت پنج از راه خواهند رسید. پدرم، همچون عادت هر روز، چهار و نیم برای نماز از خواب برخواهد خاست. حسین نیز، مطابق رسم همیشگیاش، حوالی ساعت چهار بیدار خواهد شد تا مرا ببیند و باز سر بر بالش نهد. مادرم ساعت هشت از خواب برمیخیزد. سماور به جوش میآید و نور، از نورگیر، آرامآرام در حیاط خلوت میریزد.
امّا... من؟
قرار است تنها بر آن تخت دراز کشیده باشم و هیچ نکنم. همه چیز در جریان است، جز زندگی که در من جریان ندارد. نفسی ممتد از هوای اتاق برمیکشم و در تاریکیِ حجرهٔ خویش، با جامِ اندیشه، نوشخواریِ غم میکنم. حسرت میخورم، افسوس میخورم، و دقیقهها را به ماتم میسپارم. گوشیام، همیشه زیرِ بیست درصد، گوشهای افتاده است؛ نه پاسخی به پیامی میدهم و نه گوشی به ندای کسی میسپارم. از آدمیان کناره میگیرم، از زندگی روی برمیتابم، و آرامآرام در ورطهٔ افسردگی فرو میروم.چون مدتی بگذرد، گذشته را، هرچند با هزار زخم، رها میکنم و نوبتِ آینده میرسد. لیک نه با دیدهٔ امید، بلکه با همان چشمِ بدگمان.
«اگر خواستنی بود، همان وقت بیشتر تلاش میکردی.»، «پیشتر هم کوشیدی؛ چه شد؟ هیچ. پس دیگر برای چه؟» «مگر خود را لایق آن میدانی؟»
و هزاران وسوسه و ملامت دیگر، چون لشکری بیرحم، در خاطر من صف میکشند و دم به دم بر دلم می تازند.
نمیدانم... امّا امروز، در عالمِ من، قبول نشدن یعنی ختمِ همهٔ راهها؛ یعنی بسته شدنِ هر دری که به فردا میرسد. نه آن روحیه را در خود میبینم که یک سال دیگر پشتِ کنکور بمانم، و نه روزگارم چنان سامان دارد که بتوانم با خاطری آسوده بر درس دل بنهم.
شاید باید از همین امروز، جدیتر از همیشه، تلاش کنم. میدانم شاید دیر باشد؛ امّا دلم گواهی میدهد که هیچ تلاشی نزد خدا بیثمر نمیماند. هر قدمی که بردارم، هر اشکی که در این راه فروخورم، هر شبِ بیداری که به امید فردا سر کنم، خداوند ثمرش را، هر زمان که صلاح بداند، به من خواهد رساند. - #امضاء