این مدتی که اینجام تصمیم گرفتم برای مامایدو و دایی علی غذای کمروغن و بدون برنج و نون درست کنم که یهذره حالت سالم بودن بگیره غذاهاشون. ما توی خونه بابایدو فقط پنج نفریم. منو دختر خالهم، مامایدو و دایی علی و دخترِ دایی؛ مامایدو و دایی علی هم از بعد فوت بابایدو حالت افسردگی گرفتن و اصلا توی خودشونن و غذا بسیار قلیل میخورن. از برنج و خورشت و نون هم خسته شده بودیم، پس تصمیم گرفتم بال کباب کنم با گوجه. دایی که بیدار شد دید دارم بالها رو مزه دار میکنم، گفت که دلم از اون سبزیجاتی میخوام که اون روز برام درست کردی - همین سبزیجاتی که من همیشه بخارپز میکنم توی خونمونه -، بهش گفتم پس بگو هویج و کلم بروکلی یا گلکلم بیارن تا درست کنم. بعد اینا توی یخچال کدو حلوایی پیدا کردم که یک ماه پیش برای بابایدو گرفته بودن برای غذاش. بعد چون خیلی وقته مونده و خراب نشده پس یعنی الاناس که خراب بشه، منم شروع کردم به پوست کندن و نگینی خوردن کردن برای فریز کردن. وسطاش گفتم بذار یه مقداری رو هم بردارم برای بخارپز کردن ببینیم چه مزهای میشه😭😂
خلاصه آقا، ما ساعت یهربع به سه رفتیم برای کباب کردن بال و گوجه و همزمان کنارم سبزیجات و یهدونه سیبزمینی خورده شده گذاشتم که بپزن - سیبزمینی هم گذاشتم چون دخترخالهم گفت بال دوست ندارم -. و وای بچهها، وای. اولین تجربهم برای کباب کردن واقعا خوب بود و دوسش دارم😭 با اینکه بلد نبودم و یهدونه بال هم سوخت - به گربه دادمش که کسی نبینه - امّا ماباقی رو خوب کباب کردم😭😭😭😭 وای بعد من تند و ترشش کرده بودم و واقعا جاتون خالی. من خودم مرغ و جوجه و اینارو دوست ندارم امّا چه کرده بودم واقعا ایول🔥 بالها رو با این ادویه مزه دار کردم: فلفل قرمز + آبلیمو + نمک + یهذره پاپریکا + پیاز، که بو بدش بره + یهدونه سیر هم رنده کردم تا یه عطر تندی بگیره.