عاشق بشید و تجربه کنید این حس رو.
واسه همتون آرزو میکنمش.
البته توقع نداشته باشین به کسی برسین، کسی شما رو کامل کنه و هر چیز دیگه.
عشق شکست میخوره.
مثل لیوان چایی که سرد میشه
مثل فلسفهای که با ۹٫۷۵ میفتی
مثل دبستان و نقاشی که آبرنگ بغل دستیت میریزه روش
مثل اشتباهی که خانواده بابتش دعوات میکنن
مثل رفاقتی که خراب میشه
عشق هم همینه. 'نه' شنیدن داره. 'شکسته شدن' داره. 'آسیب دیدن' داره.
اما تجربهش؟
بی نظیره!
لحظه لحظهش مثل الماس صیقل داده شده میدرخشه...
دیگه چیزی به نام خودتون وجود نداره.
همش میشه اون.
فکرتون ، ذکرتون ، رکوع و سجود نمازتون ، رمز گوشیتون ، روتین و هدف و برنامتون ، پلن چیندنای زندگیتون ، همه و همشون میشن اون. انگار زنده بودن رو تجربه میکنین.
چنان رنجی میکشین که خود واقعیتون رو پیدا میکنید.
از منیت میگذرین و در او حل میشین.
شبهاتون آتیش میگیره و با گرمای وجودتون می سوزه. ذوب میشین و حل میشین و دیگه اون آدم اول نیستین. و فردا بعد از طلوع آفتاب روز از نو و روزی از نو.
تمام روایت های کهن عاشقانه رو در نظر بگیرین: مولانا، حافظ، نظامی، شکسپیر، گوته و حتی قدیمی گتر.
در یک چیز مشترکن و اون شکست خوردن عشقه.
اما تجربهش، از ضروریات یک زندگی تمام زیسته. نترسید. تجربش کنید.
- سِدنا
عاشق بشید و تجربه کنید این حس رو. واسه همتون آرزو میکنمش. البته توقع نداشته باشین به کسی برسین، کس
سه نفر با عاشق شدن مخالف بودن و به نشانهٔ اعتراض از اینجا رفتن 🙏🏼
از دیشب تصمیم گرفتم تصوراتم در قالب نوشته، برای افراد نزدیکم بفرستم و واکنششون تشویقم کرد که ادامه بدم و بیشتر بنویسم :))))))))
- سِدنا
از دیشب تصمیم گرفتم تصوراتم در قالب نوشته، برای افراد نزدیکم بفرستم و واکنششون تشویقم کرد که ادامه
این بهترین واکنشی بود که کسی میتونست به نوشتههای ساعت سهی نصف شبم بده :)))))))))))))))))))))
هدایت شده از خیآلِخوش.
.Iday-Bru-320(1).mp3
زمان:
حجم:
6.2M
بسیار حرف دارم، حرفها در سرم میچرخند و تنها واکنش من به آنها، فقط سکوت است .
نیاز دارم حرف بزنم و احساس سبکی کنم اما آدمی مناسب حرفهایِ من وجود ندارد .
کلمهها ناتوان شدهاند و هیچ کلمه و حرفی پیدا نمیشود تا منظور مرا به درستی برساند، خستهام و فقط میخواهم چند لحظهای را در آرامش بخوابم و بعد که بیدار شوم هیچ یادم نیاید .
- سِدنا
Happy birthday 🙂↔️
صدسال هم بگذره من به این دو دبیر هرسال تبریک میگم بس که عزیزن برام.
آقای عذاریان واقعا یه معلم باشخصیتی هستن و خانم موسوی آراستهترین و خوشبرخورد ترین دبیری که دیدم، منم هرو دبیر رو همیشه الگوی خودم قرار میدم💓
ساعت نه گفتم من فقط جمعبندی عربی مونده برم بخوابم که ساعت دو سه بیدار شم هم جمعبندی کنم هم مرور کنم. تازه یهو داداشم شروع کردم به گریه کردن و من از خواب پریدم زود دویدم ببینم چشه دیدم داره بخاطر بستنی ابشده گریه میکنه [🤡] آرومش کردم رفتم برگشتم خوابیدم بعد گفتم گوشی رو هم چک کنم تا گوشی رو باز کردم، ۲۷ تماس بیپاسخ پیدا کردم به شدت دلشوره پیدا کردم بعد تماس همه از یه نفر نبودن، از شماره بودن از مامانم بود از دوستام بودن، زود آنلاین شدم و رفتم ببینم چیشده که متوجه شدم امتحانات شبهنهایی رو مدرسه کنسل کرده [درواقع نمیخواسته بگیره ولی به ما نگفته].