- سِدنا
Happy birthday 🙂↔️
صدسال هم بگذره من به این دو دبیر هرسال تبریک میگم بس که عزیزن برام.
آقای عذاریان واقعا یه معلم باشخصیتی هستن و خانم موسوی آراستهترین و خوشبرخورد ترین دبیری که دیدم، منم هرو دبیر رو همیشه الگوی خودم قرار میدم💓
ساعت نه گفتم من فقط جمعبندی عربی مونده برم بخوابم که ساعت دو سه بیدار شم هم جمعبندی کنم هم مرور کنم. تازه یهو داداشم شروع کردم به گریه کردن و من از خواب پریدم زود دویدم ببینم چشه دیدم داره بخاطر بستنی ابشده گریه میکنه [🤡] آرومش کردم رفتم برگشتم خوابیدم بعد گفتم گوشی رو هم چک کنم تا گوشی رو باز کردم، ۲۷ تماس بیپاسخ پیدا کردم به شدت دلشوره پیدا کردم بعد تماس همه از یه نفر نبودن، از شماره بودن از مامانم بود از دوستام بودن، زود آنلاین شدم و رفتم ببینم چیشده که متوجه شدم امتحانات شبهنهایی رو مدرسه کنسل کرده [درواقع نمیخواسته بگیره ولی به ما نگفته].
فردا تولد یه عزیزیه و من بیشاز سه ماهه دارم براش شعر میسازم. وزنش رو درست کردم، قافیه رو درست کردم، لحن رو ساختم، کلمات رو کنار هم چیدم و هرلحظهش رو به یاد اون بودم. هرچقدر از علاقهٔ شدیدم به این فرد بگم واقعا کم گفتم. اون یه فرد پرتلاش و استوار که توی خیلی از جاهای زندگیم واقعا پشتم بود، هرجا کم آوردم بهجای من بود.💗
- سِدنا
فردا تولد یه عزیزیه و من بیشاز سه ماهه دارم براش شعر میسازم. وزنش رو درست کردم، قافیه رو درست کردم
یهویی تصمیم گرفتم به عنوان سوپرایز
به روی خودم نیارم که تولدشه و ناراحتش کنم 🤡 مریض هم خودتونید 🤡