سَراشیب.
پیامبر، به زخمیها میگه بلند شید و به جنگ برگردید.
خیلی حرفه
خیلی سنگینه
خیلی سخته
سَراشیب.
به کارهای رفعِ تکلیفگونه فکر کنید.
بابا خدا میگه
ممکنه حتی زخمی شدن هم از تکلیف شما کم نکنه!
سَراشیب.
بابا خدا میگه ممکنه حتی زخمی شدن هم از تکلیف شما کم نکنه!
خشونتآمیزه.
ولی واکنش اون آدما و نتیجهی بعدش، حتی از اونم عجیبتره.
سَراشیب.
خشونتآمیزه. ولی واکنش اون آدما و نتیجهی بعدش، حتی از اونم عجیبتره.
ذبح اسماعیل به دست ابراهیمه.
سَراشیب.
ذبح اسماعیل به دست ابراهیمه.
- از حیثِ نتیجه -
باید تو بازی باشید تا بفهمید خدا رو.
خدا خیلی عجیبه
فکر کردم یه موجود زنده افتاده توی خونه و گیر کرده و داره خودشو به در و دیوار میزنه یا حتی یه آدم عصبانی که با مشت به در میکوبه
بمب بود
سَراشیب.
فکر کردم یه موجود زنده افتاده توی خونه و گیر کرده و داره خودشو به در و دیوار میزنه یا حتی یه آدم ع
این اولین مواجههی نزدیک بود.
واکنش اولیهم ترس نبود
نفهمیدم با چی روبهروام. احتمالا از روی این باور که اینجا امن و امانه و کی با اینجا کار داره.
باور خطرناکیه.
سَراشیب.
هنوز نمیترسم. هنوز ..
نفوذِ ترسو احساس میکنم.
ترس میتونه حاصلِ فهمیدن باشه یا نفهمیدن.
شجاعت هم.