eitaa logo
سرای طنز
264 دنبال‌کننده
77 عکس
48 ویدیو
0 فایل
اینجا سرای طنز شبکه نویسندگان است. برای ارسال طنزنوشته‌هاتون با ما در ارتباط باشید👇 @ensane_falsafi
مشاهده در ایتا
دانلود
من فک کنم رمز موفقیتمو 3 بار اشتباه زدم قفل شده کلا 😂😂 سرای طنز با تو طنزیم میشه👇 https://eitaa.com/SatireHall
خیر و خوشی نبینی ترامپ که همیشه و هرکجا مایه ی خجالت و آبروریزیی هستی یعنی کی می خوایی از این کارهات دست برداری آقا بنده بلند شدم رفتم دفتر وجوهات حرم باخودم گفتم حالا که آتیش بازیه بذار منم آتیش بزنم به مالم صد هزار تومان کمک کنم به جبهه مقاومت وصد هزار تومان هم صدقه بدم برای سلامتی مردم کشورم که داغ این شکست روبزارم رودل این ترامپ در به در شده با خودم گفتم بابا مگه من چقدر می خوام عمر کنم بذار دست پر از این دنیا برم باقیات وصالحات برا ی خودم جا بذارم دیدم دو تا خانوم و آقای عرب اونجا نشستن آقاهه رفت جلو گفت که پنجاه میلیون تومان کمک به جبهه مقاومت، بیست و پنج میلیون تومان صدقه برای سلامتی مردم، بیست و پنج میلیون تومن صدقه برای سلامتی زائران که به سلامت به خونشون برگردن،پنجاه تومنم برای سلامتی امام زمان و یارانش که کمک کنند که ان شاالله تو این جنگ سربلند پیروز بیرون بیاییم رسید رو هم قبول نکردبعد خانومه بلند شدبرای ا ینکه یه دفعه خدای ناکرده از آقاهه که شوهرش بود ثواب کم نیاره با همون کارت آقاهه شروع به پرداخت پنجاه میلیون کمک به جبهه مقاومت پنجاه میلیون برای سلامتی امام زمان یارانش که تو این جنگ سربلند پیروز بیایم بیست و پنج میلیون تومان صدقه برای سلامتی مردم بیست و پنج میلیون تومان صدقه برای سلامتی زائران برای رسید هم منتظر نموندن ورفتن گفتم یا خدا حالا من چجوری برم جلو بااینکه ایرانی ام بگم صد هزارتومان تومن جبهه مقاومت صد هزارتومان صدقه آب دهنم رو قورت دادم راست ایستادم آقای پشت میز گفت بفرمایید پرحجم وباصلابت گفتم صدهزااار تومان کمک به جبهه ی مقاومت وصدهزااار توماااان صدقه برای مردم شریف وغیور کشورم اهدا می‌کنم منتظر موندم تا رسیدشم تحویل بگیرم یه خورده این پا اون پا کردم گفتم شاید به خاطر این بخششم غذای حضرت نصیبم بشه خبری نشد گفت بفرمایید بااون کاری که اون دونفر کردن نمک هم شامل حالم نشد چه برسه به غذا ولی چون خلوص نیت داشتمممممممم امروز باشنیدن خبرهای خوب پیروزی یکی ازفامیلامون نفری ۶۰۰ هزاااااااارتومان توکارتمون ریخت تشکر کردم وگفتم برای جشن پیروزی مهمون دارم دوباره شیرینی بریز توکارتم که به بقیه ی هم برسه خلاصه صدقه کارشو کرد فعلا سه برابرشو تحویل گرفتم 😂😂😂 سرای طنز با تو طنزیم میشه👇 https://eitaa.com/SatireHall
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏ترامپ داره چونه میزنه 😂😂😂😂 سرای طنز با تو طنزیم میشه👇 https://eitaa.com/SatireHall
ترامپ یه کاری نکن خیبرمون روبفرستیم در کشورتون رو کلا از جادربیاره اونوقت به جای ایلات متحده آمریکا بشید ولایات متفرقه گاگولا 😂😂😂 سرای طنز با تو طنزیم میشه👇 https://eitaa.com/SatireHall
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام رضا علیه السّلام فرمود : ♦️چون ماه محرم می رسید، کسی پدرم (موسی بن جعفر ع)را خندان نمی دید. و غم و اندوه بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرّم می گذشت ، روز دهم محرّم که می شد ، آن روز ، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود،و می فرمود: این همان روزی است که حسین که درود خداوند بر او باد در آن روز کشته شد. «امالی صدوق ، ص ۱۱۱» https://eitaa.com/SatireHall
با تاسی از اهل بیت علیهم السلام ایام محرم، کانال سرای طنز مطالب خنده‌دار بارگذاری نخواهد نداشت. با تشکر از توجه شما 🙏 التماس دعا 🤲 https://eitaa.com/SatireHall
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در زمان‌های گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی‌تفاوت از کنار تخته سنگ می‌گذشتند؛ بسیاری هم غر می‌زدند که این چه شهری است که نظم ندارد؛ حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه‌ای است و… با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمی‌داشت. نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه‌ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکه‌های طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود: هر سد و مانعی می‌تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد. https://eitaa.com/SatireHall
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ملانصرالدین از محلى رد میشد، دید که سه نفر به دعوا کردن مشغولند. پرسید: چه شده؟ گفتند: هفت عدد گردو داریم. می‌خواهیم بین هم تقسیم کنیم. ملا را بین خودشان قاضی کردند. ملا گفت: خدایی تقسیم کنم یا انسانی؟ گفتند: خوب معلوم است خدایی تقسیم کن. ملا به اولی پنج تا گردو داد، به دومی، دو تا و یک پس گردنی هم به سومی زد! گفتند: این دیگر چه جور تقسیم کردنی بود؟ ملا گفت: اگر به دقت نگاه کنید، خداوند نعمت‌هایش را این‌گونه بین بندگانش تقسیم کرده است ...! عدالت با مساوات یکى نیست. https://eitaa.com/SatireHall
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا