eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
8.3هزار دنبال‌کننده
787 عکس
645 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
حسین پناهی : کودکی‌ام را دوست داشتم، روزهایی که به‌جای دلم سرِ زانوهایم زخمی بود ...❤️‍🩹 ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
هدایت شده از حکایت های بهلول
⭕️دخترتو شب هرجایی نزار بمونه ❗️ چند وقت قبل خواهرم مینا اومده بودن شام خونمون موقع رفتن هی اصرار کرد مامان توروخدا بزار منم با خاله اینا برم اونجا بخوابم پیشِ دخترش !! باباش اصلا راضی نبود تا اینکه بخاطر اصرارای اجازه داد یه بمونه ! اخرشب دیدم چندتا پیامک از دخترم اومده که مامان تور...... ینی قلبم اومد تو دهنم..😭😭 با و ولا همسرمو کردم و رفتیم در خونه ی خواهرم که خدا قسمت نکنه... 💔😱...👇 ❌ادامشو حتما دختردارا بخونن👇 https://eitaa.com/joinchat/953483999Ce1300adfdd
در هوای تو....🥂♥️ ᥫ اشکام رو پاک کردم و نفس عمیقی کشیدم. دیگه وقت گریه و زاری نبود،توی راهی پا گذاشته بودم که میدونستم توش عشق و علاقه ای نیست. اومدم خودم رو نجات بدم و حالا باید تا آخرش میرفتم. هادی به اون پول احتیاج داشت،برادر کوچولویی که خودم بزرگش کرده بودم و حس میکردم مادرشم. قلبم خون گریه میکرد اما ظاهرم رو درست کردم و به طرف اتاق کارش رفتم. با اینکه میدونستم قراره غرورم له تر از این بشه در زدم و چند لحظه بعد صداش بهم اجازه ورود میداد. توان وایسادن نداشتم اما هوران مقاوم تر از اون حرفا بود. جلوی میزش وایسادم،حتی خجالت میکشیدم  توی چشماش نگاه کنم اما بِر و بِر زل زدم بهش و بدون مقدمه گفتم: -باشه...قبوله فقط پول و اولش میگیرم یه تای ابروش رو بالا داد و با حالت پیروزمندانه ای تکیه زد به صندلی کارش: -تو نمیتونی بهم دستور بدی الانم وقتت تموم شده گفتم از ۱۲ بگذره پولی بهت نمیدم با اون دو تا گوی تریاکی زل زده بود بهم و من زیر اون نگاه داشتم له میشدم. توی چشماش خیره شدم  و نفهمیدم کی اشکام روی گونه هام ریختن: -برای اینکه راضی بشی میخوای التماس کنم؟ برای اینکه  غرورت ارض..ا بشه میخوای بیشتر از این‌ تحقیرم کنی؟ باشه ...از منکه دیگه چیزی نمونده تو بردی کاپیتان اگه زانو بزنم راضی میشی؟ فقط بگو چکار کنم که پول و بدی ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
در هوای تو...🥂♥️ ᥫ نیشخندش دل سنگ رو هم آب میکرد،دل شکسته هوران رو که هیچ. صندلی رو عقب کشید و به جلوی پاهاش اشاره کرد: -پس منتظر چی هستی؟ یکم برای چیزی که میخوای تلاش کن چونه م از بغض لرزید،سنگدل هیچ رحمی نداشت. به عقب برگشتم و به در نگاه کردم،اگه میرفتم هادی چی میشد؟ اون بچه جلوی عابر بانک منتظر پول بود. خودم درد خم..اری کشیده بودم و میدونستم الان چه حالی داره. دوباره صدای ایزد بود که توی گوشم پیچید : -اگه پول نمیخوای وقت منو نگیر نفسی گرفتم و سرم رو به علامت باشه تکون دادم. اون میدونست بهش احتیاج دارم و داشت اذیتم میکرد. دستم رو به میز گرفتم تا پس نیفتم. با قدمای لرزون میز رو دور زدم و توی دلم با خودم و غرورم جنگیدم. جلوی پاهاش که وایسادم سر بالا نگرفتم تا نگاه تحقیر آمیزش رو نبینم. چشمام رو بستم و زانوهام رو خم کردم. مقابل پاهاش زانو زدم و با صدایی که از اعماق چاه میومد لب زدم: -لطفا...بهم پول بده نگاه پیروزش رو ندیده هم حس میکردم،نیشخندش رو هم میدیدم: -واسه چی میخوای؟ من پول واسه چیز الکی نمیدم میدونی واسه این پول چند ساعت پرواز کردم؟ تو هم باید برای به دست آوردنش زحمت بکشی و درست خرج کنی ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روابطه ای که پسرها... ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
جدی جنس قلب آدمی از چیه که گنجایش این همه غم و غصه رو داره و نمی‌ترکه؟