eitaa logo
تنها‌‌درشـریف.
260 دنبال‌کننده
557 عکس
129 ویدیو
0 فایل
مرا از دور تماشا کن، من از نزدیک غمگینم ./ ساخته شده از جزئیاتِ پیرامون ☕ ` نه‌به‌حرف‌دیگران ؛ آبیِ آبی سازمانِ حمایت از مجری‌ها‌ی‌کوچک. *امن و شنونده باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
*پلان اول/ حجم زیادی از اشتیاق ، استرس و افکار عجیب به‌سوی من روانه شده بود دقیقا شبی رو تجربه کردم که از استرس و آدرنالین خوابم نمی‌برد دوست داشتم زودتر صبح‌شه:) هنوز راه‌ نیوفتاده دستم با آبجوش نودل سوخت •اولین تجربه‌ی اولِ اولین سفر کربلا: سوار اتوبوس شدم و سیزده ساعت راه بود جالبه خوشم اومد ، فکر می‌کردم خیلی حالم بد بشه ولی تا همین الان که دوازده ساعت مداوم از تهران راه‌ افتادیم همه‌چیز اوکی بوده خداروشکر (بازم با اتوبوس سفر خواهم‌کرد) هنوز نرسیدیم ، لب‌ لب مرز داریم میریم برسیم به هم‌سفرامون💘
تنها‌‌درشـریف.
*پلان دوم/ اذان صبح رسیدیم مرز و همه‌ی ریلز های شهشانی که تو اکسپلور می‌دیدم‌و از نزدیک لمس کردم با کمی تاخیر بالاخره به هم‌سفران گرام سلام کردیم عراقی‌ها همون اول قلب قلبی‌مون کردن و با زورِ کتک پونصد تا کتلت عراقی عجیب‌المزه برامون لقمه کردن سوار اتوبوس شدیم و از شانس خیلی طلایی‌مون راهِ سه‌چهار ساعته شیش ساعت طول کشید برای ناهار دیدیم بح موکب داره دنبالیچه با برنج میده(گذاشتیم فرار کردیم) دومین تجربه‌ی اولین تجربه‌ی کربلا: رسیدیم جایی که تمام روزای عمرم رو با رویاهاش زندگی می‌کردم و بالاخره دیدمش :)🥲 از گرسنگی شبیه انسان‌های اولیه بودیم که یهو دیدیم یه موکب با صف تهران تا نیویورک داره فلافل چرک میده ،گرفتیم و خداوکیلی مزه‌ی بهشت برین میداد. بعدشم فول انرژی رفتیم روبه‌روی گنبد کلی اکلیلی شدیم و ماچ به امام‌علی😘 الانم اومدیم موکب ‌شپشولی زیر کولر تا یکم دیگه بریم حرم و فقط تماشا کنیم منزلمون‌رو :)
تنها‌‌درشـریف.
*پلان سوم/ صبح با ویوی ابدی هتل بیدار شدم و ساعت‌ها محو زیبایی بودم رفتیم حرم و زیر بیرق مولا نون‌پنیر و خیار خوردیم یک‌شبه جمعیت دو برابر شد ولی نمیشد با یه بار زیارت دل بکنیم، منو فاطمه خانوم رفتیم تو صف ولی خداحافظی نکردیم گفتیم یاعلی زود زود بطلب مشتی💘 چهار ساعت دنبال یه غذای مزاج پسند بودیم ولی یافت نشد ، با عصبانیتِ گرسنگی رفتیم برای اولین پیاده‌روی به سوی کربلا* •سومین تجربه‌ی اولین تجربه‌ی کربلا: مسیر پیاده‌روی واقعا عالی بوده😭 با هر گوشه و کنارش دلم رفت و مطمئنم قراره با دلتنگی دق کنم کلی دوست گوگولی پیدا کردم از جمله آقای جود عکس بچه‌های میناب با ما همراه شد قسمت منم همایون رنجبری🥲 ^امروز بالای هفت‌بار فلافل خوردیم الانم تو موکب مشغول استراحتیم تا اذان صبح دوباره بریم در مسیر بهشت.