تنهادرشـریف.
*پلان سوم/
صبح با ویوی ابدی هتل بیدار شدم و ساعتها محو زیبایی بودم
رفتیم حرم و زیر بیرق مولا نونپنیر و خیار خوردیم
یکشبه جمعیت دو برابر شد ولی نمیشد با یه بار زیارت دل بکنیم، منو فاطمه خانوم رفتیم تو صف ولی خداحافظی نکردیم گفتیم یاعلی زود زود بطلب مشتی💘
چهار ساعت دنبال یه غذای مزاج پسند بودیم ولی یافت نشد ، با عصبانیتِ گرسنگی رفتیم برای اولین پیادهروی به سوی کربلا*
•سومین تجربهی اولین تجربهی کربلا: مسیر پیادهروی واقعا عالی بوده😭
با هر گوشه و کنارش دلم رفت و مطمئنم قراره با دلتنگی دق کنم
کلی دوست گوگولی پیدا کردم از جمله آقای جود
عکس بچههای میناب با ما همراه شد قسمت منم همایون رنجبری🥲
^امروز بالای هفتبار فلافل خوردیم
الانم تو موکب مشغول استراحتیم تا اذان صبح دوباره بریم در مسیر بهشت.