eitaa logo
شِیخ .
14.8هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
173 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و تبلیغات: @Oo_Parvaneh_oO کپی؟ خیر فوروارد کنید لطفا .
مشاهده در ایتا
دانلود
پائیز را . . . نه برای غروب‌های شاعرانه‌اش ، نه برای هوایِ دل‌انگیزِ مشفقانه‌اش و نه برای آسمانِ نیلگونِ هنرمندانه‌اش بلکه برای درسِ بزرگِ جاودانه‌اش دوست می‌دارم . . . پائیز رسمِ ایستادگی را به من آموخت . فصلی که در آن ، چه بسیار بودند آدمهایی که از جانِ عزیزِ ارزشمندشان‌ گذشتند تا ظلم ، چنان برگ‌های پائیزی از درختِ تنومندِ تاریخِ ریشه‌دارِ ایران به زمین بیافتد و زیر پا لِه شود. پائیزی که به من آموخت ، سبزیِ سلامتی ، سبزیِ اصالتی و سبزیِ رو به راهی و راستی و درستی ، هنگامی که به زردیِ فساد و مریضی کشیده شد ، باید از میان برداشته شود . پائیزِ عزیزِ سوزناک ، به من آموخت که می‌شود برای رسیدن به آرمان‌های ارزشمند ، گرگ و میشیِ هوا را هر روز به تکاپو و تلاش و دویدن گذراند . درست شبیه دانشجوهای پیرو خطِ امامی که هر طلوعِ خورشید را با پخشِ اعلامیه و چاپ و تکثیر سخنان امام به غروب خورشید پیوند می‌زدند ‌. . پائیز را نه برای خودش ، که برای رسیدنِ زمستانی دوست دارم که صاحبِ ماهی باعظمت به نامِ بهمن است . من پائیز را برای بهمن و بهمن را برای پیروزی و پیروزی رو برای برهم زدنِ نظامِ مستبد و این جوشش و تغییر عظیم را برای برپایی نظام جمهوری اسلامی دوست دارم ‌. من ، انقلاب را دوست دارم :) | نام اثر : ‌من‌ پائیز را دوست دارم.
‌ همه‌ی ماها که عمری حسرتِ حضور در بهمن ۵۷ را خوردیم! ماها که به جبر زمان در دفاع مقدس نبودیم و توفیق مدافع حرم شدن نداشتیم، حالا وقت جهاد در دفاع از نظام است! حقیقی و مجازی . . . ‌
بوستانِ علم و ادب ، خانه‌ی دومِ کودکانِ با احساس ، محلِ کسبِ دانش و سرایِ پُر از عشق در میانِ دوستان و همکلاسی‌ها . مدرسه ، پایگاهِ معنویت و دانش است.
مشتی ... گنده تر از امام خمینی نیستی که ! بعضی وقتا وسط یه سری بحثا بگو « نمی‌دانم ، اطلاعی ندارم » ‌
- فاقد کپشن .
‌ این روزها خیالم آشفته‌ی افکاری‌ست که یقینا هر انسانی باید درباره‌اش بیاندیشد و بعد خویشتنِ خویش را با آنچه که حق است برابر کند . ‌
تواضع ، فروتنی ، درهم شکستنِ غرور ، نابودیِ عُجب در درونِ دل آدمی ... همه‌ی اینها واژگانی هستند که در دایره‌ی دغدغه‌مندِ فکرم چرخ می‌خورند و من را به تفکر وا داشته اند . ‌
‌ به راستی چه چیز ما را به خودپسندی و برتربینیِ کاذب کشانیده است . مگر نه آنکه همه چیز از خداوند است .؟ مگر نه آنکه اعتقاد ما این است که هذا من فضل ربی ؟ پس غرور برای چه ؟ برای که ؟ ‌