eitaa logo
شِیخ .
12.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
164 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و رزرو تبلیغات : @Oo_Parvaneh_oO
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ یکی از ویژگی های بارز دهه نودی ها، شجاعت بی حد و مرزشونه. غالبا خیلی اهل نظر دادن هستن. در نهایت کار خودشونو میکنن. از اینکه یکاری رو بکنن و بزرگترها دعواشون کنن یا جریمه بشن نمیترسن‌‌. لباس دلخواه خودشونو می‌پوشن. کلاس که علاقه دارن ثبت نام میکنن. و بقیه کارهایی که حداقل ما دهه هشتادی شجاعت و جسارت انجامش رو نداشتیم؛ انجام می‌دن. این چند روز که با دهه نودی ها وقتم میگذره، بیشتر پی به این قضیه بردم. این ویژگی، هم خیلی خوبه، هم خیلی بد. ما بزرگترها باید این خصلت رو برای بچه ها مدیریت کنیم. و راهنماییشون‌ کنیم تا در جهت درست استفاده کنن. ولی خب نعمتیه! شجاعت، هدیه ای از طرف خدا به بندهاشه که باید در راه حق و حقیقت استفاده‌اش کنن.
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دختر ورزشکار و شجاعِ من رها خانم . دیروز میگفت: خاله، من خیلی تلاش کردم و این روزها به جای اینکه به فکر چیزهای بیخود باشم، به اهدافم فکر میکنم و بخاطرشون میجنگم. ‌
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر به ما می‌گفتند تنها برای خاطر همین یک پیرمرد به این آبادی بیایید. ما می‌آمدیم و برمیگشتیم.
شِیخ .
اگر به ما می‌گفتند تنها برای خاطر همین یک پیرمرد به این آبادی بیایید. ما می‌آمدیم و برمیگشتیم.
‌ گفتند او سالهاست پیر و ناتوان، کنج خانه افتاده است. نه مسجدی رفته در این سال‌ها نه روضه ای شنیده. شما بیایید تا حاج آقا برایشان ذکر مصیبتی بخواند. رفتیم. پیرمرد گوش هایش سنگین بود و شیخ علی با صدایی بلند روضه می‌خواند. عشق به اباعبدالله الحسین از چشمهای بغض آلود آن پدرِ پیرِ مریض احوال و رنج دیده مشخص بود. بیش از همه ما که نظاره گرِ این هیئتِ کوچک دو نفره بودیم؛ اشک میریختیم. شاید در این هفت شب، این محفل ساده‌ی دلی، بیش از هرچیز به جانمان نشست. آخر، میزبان آن مردی کهن سال بود که با این احوال مریض و رنج های عظیم؛ عشق به حسین ع را از یاد نبرده بود. کاش، خدا سلامت را به جان او که یقینا عزیز فاطمه س است؛ بازگرداند :) الهی آمین..
بنا نبود که عاشق کنی و محل ندهی زِ کم محلی معشوق زار باید زد . یا اباعبدالله ... ‌
امروز در قلبِ روستا و سر شلوغی های غیرقابل انکار، مطالعه‌‌ی کتاب - یک عاشقانه‌ی آرام - رو به پایان رسوندم :)
‌ مولای من حسین ع اگر شما نبودید حیات چه معنایی داشت؟ که شما تمام عمر و هستی ما هستید (: ‌
‌ تو این شبها، جای خیلی‌ها خالیه(: حاج قاسم ، آیت الله رئیسی ، سردار حاجی زاده و خیلی‌هاااای دیگه. چطور میشه با این همه غم دووم‌ آورد؟ ‌‌
و امشب، بازگشتم به وطن. به آغوش حرم و شهری که در گوشه گوشه‌اش نام حسین علیه السلام جاری‌ است. موکب های اطراف حرم، عجیب حال و هوای عراق را برای آدمی تداعی می‌کنند. حب الحسین یجمعنا یقینا (: