eitaa logo
شِیخ .
14.8هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
170 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و تبلیغات: @Oo_Parvaneh_oO کپی؟ خیر فوروارد کنید لطفا .
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ دوست دارم ساعت‌ها از چیزهایی که توی ذهنم میگذره حرف بزنم. اما این روزها بیشتر به فکر نیاز دارم.
‌ ولی مهربونی خانمهایی که توی دوران انقلاب قد کشیدن و جنگ رو به چشم دیدن توی یک حد و مرتبه‌ی ویژه ای قرار داره. زنگ زدم به یکی از همسران شهدای زنده ( جانبازان )، طوری پشت تلفن با من گرم و لطیف و مهربون صحبت کرد که من همینجوری قلبم داره برای دیدنش میتپه ... ‌
‌ اسم کوچیکم رو به حاج خانم گفتم. گفتم من جای دختر شما هستم و لازم نیست با نام خانوادگی صدام بزنید. بی هیچ مکثی گفت : من فدای دخترم بشم ‌‌‌‌... میخواستم بگم نه حاج خانم خدانکنه. این همه سال شما از آرامشتون‌ گذشتید و سختی های عجیبی رو به جون خریدید که ما امروز توی امنیت و آرامش و آسایش زندگی کنیم. حالا وقتشه ما مثل پروانه دور شمع وجود شما بگردیم و تصدقتون‌ بشیم‌. . اما نتونستم این حرفهارو بهش بزنم چون بغض عجیبی نشسته بود توی گلوم! چقدر ما به این همسرانِ فداکار مدیونیم و چقدر بیخیالیم نسبت به رسالت‌هامون :) خوشحالم که فردا قراره حاج خانومو ببینم و گونه‌های رنج کشیده‌اش رو ببوسم . ‌
‌ یجوری حالم خوبه که انگار بعد از سالها از یه کشور غریب برگشتم به وطن :) ‌‌
‌ از اولین صبحی که چشم گشودم و فهمیدم که من هم یک طلبه هستم؛ تا همین لحظه خیال میکنم که یک رویای طولانی را به نظاره نشسته ام :) هر صبح برایم تکرار دل انگیز عشق به حوزه است. قلبم می‌تپد. چنان عاشقی که هرچه از عمر رابطه اش با معشوق میگذرد، بیش از پیش شیفته و دلباخته‌ی‌ او میشود. زیبایی این راه، زیبایی هفت آسمان است. شاید اگر روزی از من درباره‌ی اعجاز هستی بپرسند بی مقدمه بگویم: حوزه و تنها حوزه... ‌
‌ چون بعضی طلبه ها، امید و آرزو و انگیزه ندارن و مثل یک آب راکد گوشه و کناری در حال گذر عمرن، دلیل بر بد بودن این مسیر نیست! از آدم‌های اشتباهه این راه فاصله بگیرید :) ‌
شِیخ .
این سه روز کجا بودم؟
‌ امسال میشه هفتمین‌ سالی که توفیق پیدا کردم توی طلیعه‌ی حضور به عنوان مجری خدمت کنم :) خدایا شکرت ‌. ‌
اینجا، صدای معجزه به گوش می‌رسد. ۳۶۵ روز پیش، به عنوان یک طلبه، با کاروانی ۲۰۰ نفره متشکل از طلاب استان سمنان راهی شهر مقدس قم شدم! نه برای حیات، بلکه برای سفری دو سه روزه! آمدم و دل دادم به خانم حضرت معصومه س، از عمق جان طلب کردم که روزی روزگاری در شهر او زندگی کنم و حیاتم را در این اتمسفر بهشتی ادامه دهم. خیال نمیکردم چند ماه بعد، آرزویِ بزرگم به حقیقت برسد و من بشوم طلبه ای که ساکن قم است. حالا هم در برنامه ای که پارسال اجرا شد حضور دارم! اما نه به عنوان مسافر، به عنوان یک طلبه‌ی قمی... بی شک از او هرچه که بخواهید میدهد. نا سلامتی اخت الرضاست ع :) ‌
‌ خیلی سخته که همزمان هم بخوام از این جمع معنوی لذت ببرم و هم بخوام برای شما روایت کنم ! ولی طلیعه حضور، خاطره‌ی وصف نشدنی و خیلی زیباییه..‌. ‌
‌ برای منی که چندین ساله طلبه هستم، دیدن شوق و ذوق و معنویت طلاب جدید الورود، خیلی تذکر مهمیه. انگار یه هشداره برای اینکه بیدار بشم و قدر طلبگی رو بدونم! ‌‌‌
كل الذي أوجعني، صنعني. هر آنچه مرا به درد آورد، مرا ساخت.