گر بود اختیار جهانی به دستِ من
میریختم تمام جهان را به پای تو...
#ابوالقاسم_حالت
@sher_shams
جان به کف،
خنده به لَب،
شعله به دل،
شور به سر؛
جان فدا
در ره جانانهی عشقیم هنوز...
- #مولانا
@sher_shams
..
.
چه فایده ای دارد ...
نگرانِ من باشی ،
ولی از من دفاع نکنی؟
خیلی دوستم داشته باشی،
اما من را نفهمی؟
جایِ خالیم را حس کنی،
اما سراغم را نگیری؟
چه فایده ای دارد در بینِ وسایلت باشم اما مهمترینشان نباشم ...!
#نزار_قبانی
@sher_shams
.
..
در این شب سیه که فرو مرده شمعِ ماه
ای مه، چراغِ کلبه من باش ساعتی...
#رهی_معیری
💠 #شب_بخیر
@sher_shams
این شفق است یا فلق؟ مغرب و مشرقم بگو
من به کجا رسیده ام؟ جان دقایقم بگو
آینه در جواب من، باز سکوت میکند
باز مرا چه میشود؟ ای تو حقایقم بگو
جان همه شوق گشته ام طعنه ناشنیده را
در همه حال خوب من، با تو موافقم بگو
پاک کن از حافظه ات شور غزل های مرا
شاعر مرده ام بخوان، گور علایقم بگو
با من کور و کر ولی، واژه به تصویر مکش
منظره های عقل را با من سابقم بگو
من که هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو
یا به زوال میروم یا به کمال میرسم
یک سره کن کار مرا بگو که عاشقم بگو ..
#محمدعلی_بهمنی
@Sher_shams
Homayoun.Shajarian.-.Sarnevesht.(128)Homayoun.Shajarian.-.Sarnevesht.(128).mp3
زمان:
حجم:
6M
گُل بِکاریم...از دلِ گِل ، گُل برآریم
در زمستان ، در بهاران ، زیر باران
گل بکاریم گر بخواهیم گر نخواهیم باغبان روزگاریم...
#همایون_شجریان
#موسیقی
@Sher_shams
یا رب تو مرا به نفس طناز مده
با هرچه به جز تُست مرا ساز مده
من در تو گریزان شدم از فتنه ی خویش
من آن توام مرا به من باز مده
#مولانا
@Sher_shams
یک اشتباه و یک دهه در خود فرو شدن
با زهرخندِ آینهها رو به رو شدن
این سهم یا سزای تو امّا، جزای من
محکومِ تا همیشهٔ رازِ مگو شدن
حتی به رستخیز زبان وا نمیکنم
آسوده باش، نیست مرامم دو رو شدن
ده سال با دروغ تو خوش بود حالِ من
حالا چه سود میبری از راستگو شدن؟
ایهام و استعاره و تمثیل و نقطهچین
آسان که نیست شاعرِ چشمانِ او شدن...
#محمدعلی_بهمنی
@Sher_shams
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
#سعدی
@Sher_shams