این جوشش خون شهیدان است میبینی
عشق است و اعجاز است و ایمان است میبینی
چشمان مظلومان عالم روشن از نورش
اینها شهاب رجم شیطان است، میبینی
این آذرخش از چشم خیس کودکی تشنهست
نفرین ابر و آه طوفان است، میبینی
این ضجّۀ زنهای مانده زیر آوار است
فریاد مردان رجزخوان است، میبینی
آتشفشان شعلههای انتقام است این
این انفجار بغض وجدان است، میبینی
لبخند طهرانیمقدمهاست، موشک نیست
این وعدۀ سرخ شهیدان است میبینی
📝 #زهرا_سپهکار
✅ @ShereHeyat
#امام_کاظم علیهالسلام
#امام_رضا علیهالسلام
#حضرت_معصومه علیهاالسلام
#قصیدهواره
🔹درگاه کریم🔹
خانههای آن کسانی میخورد در، بیشتر
که به سائل میدهند از هرچه بهتر بیشتر
عرض حاجت میکنم آنجا که صاحبخانهاش
پاسخ یک میدهد با ده برابر بیشتر
گاهگاهی که به درگاه کریمی میروم
راه میپویم نه با پا، بلکه با سر، بیشتر
زیر دِین چارده معصومم اما گردنم
زیر دِین حضرت موسَیبنجعفر بیشتر
گردنم در زیر دِین آن امامی هست که
داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر
آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است
با سلامش میکند قم را معطر بیشتر
قم همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین
همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر
قصد این بار قصیده از برادر گفتن است
ورنه میگفتم از این معصومه خواهر بیشتر
من برایش مصرعی میگویم و رد میشوم
لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر
عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم
بودنم را میکنم اینگونه باور بیشتر
مرقدت ضربالمثلهای مرا تغییر داد
هرکه بامش بیش، برفش... نه! کبوتر، بیشتر
چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است
این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر
پیش تو شاه و گدا یکسانترند از هر کجا
این حرم دیگر ندارد حرف کمتر، بیشتر
ای که راه انداختی امروز و فردای مرا!
چشم بر راه تو هستم روز آخر بیشتر
از غلامان شما هم میشود دنیا گرفت
من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر
بر تمام اهلبیت خویش حسّاسی ولی
جان زهرا چون شنیدم که به مادر بیشتر...
بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند...
📝 #حسین_رستمی
🌐 shereheyat.ir/node/565
✅ @ShereHeyat
#شعر_اخلاقی
#حدیث | #رباعی
💠 #امام_کاظم (علیهالسلام)
«مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَصِلَنَا فَلْيَصِلْ فُقَرَاءَ شِيعَتِنَا وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَزُورَ قُبُورَنَا فَلْيَزُرْ قُبُورَ صُلَحَاءِ إِخْوَانِنَا»
هرکس به ما دسترسی ندارد، به شیعیانِ فقیر ما سر بزند و هرکس نمیتواند قبرهای ما را زیارت کند، قبور برادران صالح ما را زیارت نماید.
📗 الكافی، ج۴، ص۶۰
🔹یاری مستمندان🔹
هرکس نتواند که به ما سر بزند
در غربت آسمان ما پر بزند
دستش اگر از مزار ما کوتاه است
پس خانۀ مستمند را در بزند
📝 #خدابخش_صفادل
✅ @ShereHeyat
این است خبر، بیخبران گوش شوید
از صفحهٔ تاریخ فراموش شوید
امروز خبر زندهتر از دیروز است
این خطبهٔ زینب است، خاموش شوید
📝 #محمدمهدی_خانمحمدی
✅ @ShereHeyat
صدا، صدای سحر بود و شب شکافت به آنی
به لحن رعد ادا شد، چه خطبهای! چه بیانی!
نشست اول اخبار و چشم دوخت به تاریخ
برای دشمن ایران کشید خط و نشانی
که: «این پلیدترین دیو، این برادر ابلیس
به سرزمین یلان حمله کرده با چه گمانی؟
به دوش تکتک ما پرچم سهرنگ مقدس
به دست تکتک ما هست تیغ و تیر و کمانی
حبیب و قاسم و عباس اینطرف همه جمعند
اگر که آنطرف قصه هست شمر و سنانی»
صدا، صدای سحر بود و مثل صبح درخشید
شدند مات رجزخوانیاش چه بیخبرانی!
و تیتر شد همهجا: «این صدای روشن حق است»
گشوده راه خودش را شبیه رود روانی
و بعد، خطبه که پایان گرفت و شور که گل کرد
رسید از سر گلدستهها صدای اذانی
📝 #فاطمه_عارفنژاد
✅ @ShereHeyat
#شعر_پایداری
#ایران_اسلامی
#مثنوی
🔹لالهزار غیرت🔹
وارث نور و غرورم، جذبهای عرفانیام
اهل فرهنگ و خرد، اسطورهٔ ایرانیام
جلوهجلوه، معنی باران و خورشیدم هنوز
کوه همّتِ، موج عزّت، برق امّیدم هنوز
از دیار آسمانخیز کیومرث آمدم
با سری سرخ و وجودی خالی از ترس آمدم
عزم پولادین البرز است در دستان من
گاه موشک گاه هم گُرز است در دستان من
داغدار ایرجم، مثل فریدونم هنوز
غرق زخمم، فاتح هنگامهٔ خونم هنوز
با دلم آمیختم اندیشهٔ زرتشت را
خم نکردم زیر بار زورگویان پشت را
چون سیاوش لالهزار غیرت آتش منم
خشم گیوم، عزم بیژن، زَهرهٔ آرش منم
زادهٔ تهمینهام، من از تبار رستمم
در دلیری روز و شب، آیینهدار رستمم
پوزهٔ اسکندران: بر خاک مالان دیدهام
قیصران را زیر پای خویش نالان دیدهام
::
بعد سلمان، نور را در جام باور ریختم
عشق ایران و محمد را به هم آمیختم
با علی در کارزار شوق، همراه آمدم
با حسن در روزهای صبر و غم راه آمدم
رگبهرگ خون حسینی جوش زد در سینهام
عکس اولاد علی تابیده در آیینهام
بارها با آل بوسفیان به هیجا رفتهام
گاه دستهدسته و گهگاه تنها رفتهام
بیرق عباسیان را بر زمین کوبیدهام
روزهایی تلخ... دورانهای شیرین دیدهام
رودکی در رودکی شعر است، سرتاپای من
عاشق فردوسیام، ایران من: دنیای من!
ننگ غوغای مغول را با خرد طی کردهام
با حماسه، اسب مست فتنه را پی کردهام
مثل شعر سعدی و حافظ، بهاری پر گُلم
چشمهساری پر تغزّل، کوهساری پر گُلم
اهل شیراز، اهل دزفول، اهل تهرانم اگر،
اهل ساری، اصفهان، از خاک گیلانم اگر،
زادهٔ قم، مرد خوزستان و یزد و ساوهام
هرکه هستم از تبار داستان کاوهام
کوسهٔ خشم خلیجم، شیر الوندم، ببین
من عقاب آسمانسیر دماوندم، ببین
::
هان بکش ما را حرامی! دشمن جانت منم!
ترسوی پستوگرفته...! مرد میدانت منم!
ای مصیبتزاده! از تیرت نمیترسم بزن!
دیگر از غوغای شمشیرت نمیترسم بزن..
از کفن، از چادر گلگون نمیترسیم ما
لالهزار غیرتیم از خون نمیترسیم ما
از خطر ما را مترسان باغ صدبرگیم ما
مرد داغیم و حماسه، عاشق مرگیم ما
📝 #محمد_مرادی
✅ @ShereHeyat
هدایت شده از انتشارات هیأت امروز
📕 بدمالحسین دفتر ششم
▫️مجموعه نوحههای محرم
🔖 ناشر: #هیأت_امروز
✏️بهاهتمام: دفتر شعر جامعهایمانیمشعر
📜 معرفی کتاب بدمالحسین:
هر سال چند ماه مانده به محرم، شاعران و ذاکران اهلبیت در تلاشاند آثاری تازه بیافرینند و به آستان رفیع سید و سالار شهیدان تقدیم کنند.
در بین آثار مختلفی که در این ایام تولید و ارائه میشود، بهترین آنها، آثاری است که تکبعدی نبوده و همزمان به ابعاد و جنبههای مختلفی توجه داشته باشد. اشعار و نوحههایی که هم شورانگیز باشد و هم شعورآفرین؛ هم حماسی باشد و هم معرفتافزا؛ هم بدیع باشد و هم پاسخگو به نیازهای روز جامعه.
رقم زدن چنین اتفاقی، ملزومات و مقدماتی میطلبد که شاید یک شاعر یا نغمهپرداز، به تنهایی از عهده خلق آن برنیاید.
بحمدالله برای تولید آثاری که در این مجموعه، پیش روی شما قرار دارد؛ این توفیق نصیب شد که با برگزاری جلسات متعدد با حضور کارشناسان، شاعران و نغمهپردازان گرامی؛ موضوعات مورد نیاز جامعه شناسایی و آثاری ارائه شود که بتواند چراغی پیش پای مخاطب روشن کند و او را یک قدم به خیمه سیدالشهدا علیهالسلام نزدیکتر نماید.
👇🏻خرید این محصول با تخفیف ۲۰٪ از طریق وبگاه:
▫️heyat.co/p/4893
👇🏻خرید بسته کتب شعر و مرثیه با تخفیف ۳۰٪ و ارسال رایگان:
▫️www.1542.org/l/dol
|#نوحه
|#محرم
|#شعر_هیأت
📕 انتشارات هیأتامروز
▫️@heyatemrooz_ir
#میثم_تمار
#رباعی
🔹علی علی گفتن🔹
چون نخل، در ایستادگی، خفتن توست
دل مشتری شیوۀ دُرّ سفتن توست
هر چند رطبهای تو شیرین باشد
شیرینتر از آن علی علی گفتن توست
::
آیینهاش از غبارها تار نبود
بر لوح دلش به غیر دلدار نبود
بر دار زبان او بریدند ولی
از گفتن عشق دست بردار نبود
📝 #میثم_مؤمنینژاد
🌐 shereheyat.ir/node/664
✅ @ShereHeyat
#میثم_تمار
#غزل
🔹شوق پرواز🔹
مرد خرمافروش در زندان، راوی سرنوشت مختار است
حرفهایی شنیدنی دارد، سخنانش کلید اسرار است
رطبش طعم نیشکر دارد، تا خدا نیت سفر دارد
از سرانجام خود خبر دارد، شوق پرواز او چه بسیار است!
زخمهای دلش نمک خورده، بارها این چنین محک خورده
از علی گفته و کتک خورده، این برای هزارمین بار است
یاد آن روزهای خوب به خیر! که علی بود و میثم و سلمان
جمعشان جمع بود و میگفتند، رطبت کو؟ که وقت افطار است
در طلوعش غروب پیدا بود، آخر قصه خوب پیدا بود
چوبۀ دار او همین نخل است، لیف خرما طناب این دار است
با زبان علی تکلم کرد، رو به جمع غریب مردم کرد
تا دم مرگ هم تبسم کرد، گفت: این آرزوی تمار است،
که بمیرد فقط به عشق علی «که علی دست قادر ازلیست
رشتۀ ماسوا به دست علیست» سر این رشته ناپدیدار است
رشتۀ اتصال محکم شد، کمر نخل ناگهان خم شد
لحظههای عروج میثم شد، که همان لحظههای دیدار است
📝 #احمد_حسینپور_علوی
🌐 shereheyat.ir/node/3823
✅ @ShereHeyat