eitaa logo
شعر انقلاب
3.4هزار دنبال‌کننده
753 عکس
240 ویدیو
4 فایل
انقلاب اسلامی ایران در آینۀ شعر ارسال پیام: @Shaere_Enghelab
مشاهده در ایتا
دانلود
میدان شهادت عالم و فاضل و فرزانه و آزاداندیش خالص و مخلص و شایسته و وارسته ز خویش دژ مستحکم ایمان، دژ مستحکم دین متفکّر، متکلّم، متخلّق به یقین آن‌که خوش‌صحبت و خوش‌سیرت و خوش‌غیرت بود مَحرمِ راز محمدتقی بهجت بود همه‌جا صحبت ایثار و دِماء شهداست و دماء الشّهدا ذِیل مداد علماست ای که تکریم تو تکریم همه خوبی‌ها ای تو در زمرۀ «لا نَعلمُ إلّا خَیرا» دشمنان علی امروز وقیح‌اند همه اشعث قِیس و زیاد بن ابیه‌اند همه به مصاف آمده‌ای یک‌تنه با خنّاسان دین به ابلیس فروشان و نمک‌نشناسان در دل سفسطه‌بازان به شجاعت رفته آیت‌اللهِ به میدان شهادت رفته یار و غمخوار علی، میثم تمّار علی أینَ عمّار علی نه، خود عمّار علی مرد میدان گلاویز شدن با شُبَهات نه فقط خمس و زکات و نه فقط صوم و صلات! فقه و تفسیر و سکوت و سخنش درس‌آموز مرد اسلام سیاست، یل اسلامِ به‌روز فیلسوف طرُق معرفت توحیدی خوابْ‌آشفته‌کنِ فلسفۀ تقلیدی اعتقادی که در اسلام پیِ سلطنت است غلط اندر غلط اندر غلط اندر غلط است آن‌که کرده‌ست میان حق و باطل اُتراق، اعتدالش نتوان گفت؛ نفاق است نفاق راه حق را غم پیدا و نهان بسیار است طعنه و سرزنش و زخم زبان بسیار است او که در دین خداوند، سر از پا نشناخت راه را جز به تولّی و تبرّی نشناخت مَسلکش راهگشا، معرفتش مفتاح است فاش، علامه محمدتقی مصباح است بانگ مردان غیور است اگر می‌شنوید شیهۀ اسب ظهور است اگر می‌شنوید راه اگر راه حسین است، خدا ما را بس گرد و خاک سفر کرب‌وبلا ما را بس آنچه آرامش دل‌هاست مهیّاست هنوز سایۀ چادر پُر وصلۀ زهراست هنوز ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
نور چشم حزب الله این خبر سخت بود، سنگین بود تا شنیدیم، بی‌قرار شدیم روح علامه تا خدا پر زد داغ دیدیم، داغدار شدیم نفسش گرمی دل یاران خطبه‌اش راز خشم دشمن بود سال‌ها نور چشم حزب الله سال‌ها خار چشم دشمن بود استوار و شکوهمند و صبور مهربان و صمیمی و ساده مثل یک کوه، سربلند و رشید مثل یک آبشار افتاده نه در این راه عافیت‌طلب و نه در این راه منفعت‌بین بود گفت «جان‌ها فدای دین» آری همۀ عمر خادم دین بود در دل فتنه‌ها به ساغر ما جامی از کوثر ولا می‌ریخت بعد هر زخم در پیالۀ ما جرعه‌ای از خم «شفا» می‌ریخت روح او در بدن نمی‌گنجید عاقبت سوی دوست عازم شد شب جمعه «به سوی او» پر زد رفت و همراه حاج قاسم شد قلمش، خطبه‌های مستندش، بود عمری سلاح علامه بی‌شک از کربلا شروع شده راه سردار، راه علامه آن یکی هم‌مسیر با عباس این یکی هم‌مسیر با زینب السلام علیکَ یا عباس السلام علیکِ یا زینب ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
اَینَ عمّار ای چشم! از آن دیدۀ بیدار بخوان ای اشک! از آن چشمِ گهربار بخوان یک سالِ تمام، اَینَ مالک خواندی! آرام مگیر! اَینَ عمّار بخوان ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
عزیزِ سفرکرده کجاست آن که دلش چشمه‌سار حکمت بود کجاست آن که رخش آبشار رحمت بود کجاست آن که وجودش نثار قرآن شد کجاست آن که دلش آشنای عترت بود کجاست آن که به یک عمر چون طلیعۀ صبح صبور و صالح و صدیق و با صلابت بود قسم به آیه «اللهُ نور» مثل صباح چراغ باور و مصباح هر هدایت بود شب از طهارت روحش هزار خاطره داشت مگر که نافلۀ او هزار رکعت بود؟ چه عاشقانه گره خورد کربلا و نماز به سجده‌هاش که با عطر مهر تربت بود شب از ستارۀ اشکش فروغ کثرت داشت اگرچه پرتویی از آفتاب وحدت بود «وَ مَن یُهاجِر» قرآن در او تجلی کرد مجاهدانه همه عمر گرم هجرت بود همیشه در سر او شوق کار خالص بود همیشه در دل او آرزوی خدمت بود جهان دین و سیاست همیشه اذعان داشت سیاستش همه آیینۀ دیانت بود غبار فتنه چو برخاست او چنان عمار بصیر و صاحب فکر و بلندهمت بود شکست هیمنۀ فتنه‌های دوران را به آن کلام که لبریز از صراحت بود نشان اهل جهان داد پایداری را همان که اسوۀ ایثار و استقامت بود چه عاشقانه در این فاطمیه رحلت کرد کسی که در دلش از فاطمه محبت بود مگر قرار نهاده‌ست با سلیمانی برای سیزده دی که روز رحلت بود اگرچه ماتم او موجب تأثر شد، اگرچه ضایعۀ رحلتش خسارت بود، همیشه در دل تاریخ نام او باقی‌ست که آن عزیزِ سفرکرده بی‌نهایت بود ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
عمّار ولی اَلسَّلام ای خادم اسلام و قرآن، اَلسَّلام ای عَلَم در عِلم، ای علامۀ عالی‌مقام علم را از نور مصباح هدایت یافتی هرچه در توحید داری از ولایت یافتی در هجوم فتنه‌ها یار ولی بودی و بس در تمام عمر عمّار علی بودی و ‌بس فلسفه، اخلاق، عرفان و کلامت یک طرف آن حمایت‌های دائم از امامت یک طرف این ولایت‌محوری مشهور عام و خاص بود آبرو و اعتبارت در کف اخلاص بود تو به منطق پرده از روی نفاق انداختی تو به جدّ و جهد، دِینت را به دین پرداختی ما که در آثار تو خیر فراوان دیده‌ایم هرکجا جای تو خالی بود خسران دیده‌ایم سرنوشتت آنچه عمری می‌نوشتی می‌شود با شهیدان روح پاک تو بهشتی می‌شود تو شهیدی زنده بودی، غربتت مشهود بود شاهد مظلومی تو مهدی موعود بود ای دل دریایی‌ات، همواره «صَبّارٌ شَکور» حکمت و علم تو از سرچشمۀ «اَلعِلمُ نور».. اعتلای علمی‌ات را تا قیامت، قم گواه «يَرفَعِ اللَّهُ الّذِينَ آمَنُوا مِنكُم...» گواه همدم علامه و تفسیر المیزان شدی در حریم اهل‌بیت آکنده از قرآن شدی.. طرح نو آوردی و سقف فلک بشکافتی نقشۀ این راه را، «طرح ولایت» یافتی «راه حق» تو صراط المستقیم انقلاب رسم تو خط امام و مکتبت اسلام ناب فرقه‌ای که طالب اسلام امریکایی‌اند با وجود منطقت محکوم بر رسوایی‌اند باید اکنون در زکات علم تو همت گماشت با همه آثار تو توفیق حشر و نشر داشت ای مقاوم در هجوم فتنۀ خناس‌ها ای دلت مجروح از دست ولی‌نشناس‌ها در مصاف خصمِ قرآن، تیغ برهان داشتی تو مدادی افضل از خون شهیدان داشتی ای قلم در دست تو تفسیری از «ما یسطرون» ای عروجت معنی «انا الیه راجعون» داغ ما در سالگرد حاج قاسم تازه شد داغ رهبر در غم هجر تو بی‌اندازه شد اینک «اَلحِقنی بِنور عِزّکَ الاَبهَج» بخوان با امام عارفان همصحبت بهجت بمان شاهد اوج جهاد و اجتهادت حیدر است در جنان اجر تو «جامی از زلال کوثر» است.. ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
اَینَ عمّار ای چشم! از آن دیدۀ بیدار بخوان ای اشک! از آن چشمِ گهربار بخوان یک سالِ تمام، اَینَ مالک خواندی! آرام مگیر! اَینَ عمّار بخوان ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
میدان شهادت عالم و فاضل و فرزانه و آزاداندیش خالص و مخلص و شایسته و وارسته ز خویش دژ مستحکم ایمان، دژ مستحکم دین متفکّر، متکلّم، متخلّق به یقین آن‌که خوش‌صحبت و خوش‌سیرت و خوش‌غیرت بود مَحرمِ راز محمدتقی بهجت بود همه‌جا صحبت ایثار و دِماء شهداست و دماء الشّهدا ذِیل مداد علماست ای که تکریم تو تکریم همه خوبی‌ها ای تو در زمرۀ «لا نَعلمُ إلّا خَیرا» دشمنان علی امروز وقیح‌اند همه اشعث قِیس و زیاد بن ابیه‌اند همه به مصاف آمده‌ای یک‌تنه با خنّاسان دین به ابلیس فروشان و نمک‌نشناسان در دل سفسطه‌بازان به شجاعت رفته آیت‌اللهِ به میدان شهادت رفته یار و غمخوار علی، میثم تمّار علی أینَ عمّار علی نه، خود عمّار علی مرد میدان گلاویز شدن با شُبَهات نه فقط خمس و زکات و نه فقط صوم و صلات! فقه و تفسیر و سکوت و سخنش درس‌آموز مرد اسلام سیاست، یل اسلامِ به‌روز فیلسوف طرُق معرفت توحیدی خوابْ‌آشفته‌کنِ فلسفۀ تقلیدی اعتقادی که در اسلام پیِ سلطنت است غلط اندر غلط اندر غلط اندر غلط است آن‌که کرده‌ست میان حق و باطل اُتراق، اعتدالش نتوان گفت؛ نفاق است نفاق راه حق را غم پیدا و نهان بسیار است طعنه و سرزنش و زخم زبان بسیار است او که در دین خداوند، سر از پا نشناخت راه را جز به تولّی و تبرّی نشناخت مَسلکش راهگشا، معرفتش مفتاح است فاش، علامه محمدتقی مصباح است بانگ مردان غیور است اگر می‌شنوید شیهۀ اسب ظهور است اگر می‌شنوید راه اگر راه حسین است، خدا ما را بس گرد و خاک سفر کرب‌وبلا ما را بس آنچه آرامش دل‌هاست مهیّاست هنوز سایۀ چادر پُر وصلۀ زهراست هنوز ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
چشم‌های ندبه‌خوان خار چشم دشمنان بود و بهار دوستانش یک بهار تازه در خود داشت هر دم بوستانش در سکوت بی‌کران‌ها دل ربود از آسمان‌ها چشم‌های ندبه‌خوانش، گریه‌های بی‌امانش کوه بود و با صلابت، استوار و باشهامت باد و طوفان لحظه‌ای حتی نداد از جا تکانش دشت بود و بی‌نهایت، باغ بود و باطراوت سبز بود و سبز حتی زردی فصل خزانش شد گواه ما براهین الهیات چشمش شد سلاح ما میان عرصه‌ها تیغ بیانش.. روشن است و جاودانه، آبی است و بی‌کرانه تا همیشه کهکشانش، تا همیشه آسمانش ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
طرحی از ولایت برای شرح تو، شعرم اگرچه کوتاه است همین روایت کم، قربة الی الله است صریح‌لهجه! پر از منطق است گفتارت برای هر که بریده‌ست، هر که گمراه است خطیبِ قبلِ نمازم! بیا که هر واژه میان فتنۀ شب‌ها، هنوز چون ماه است نگاه روشن تو طرحی از ولایت زد به صد دلیل مبرهن، نوشت: این، راه است.. به یُمنِ آن قلمِ سرخِ برتر از خون است اگر که فاصله‌ای بین راه تا چاه است و خط به خط، همۀ آن نوشته‌ها اینک به‌رغم ظلمت شب، امتداد مصباح است ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
عطر الهی هر شب عبادت می‌چکید از چشم‌هایش تا آسمان می‌رفت اشراق دعایش از صبح تا شب فکر و از شب تا سحر ذکر پر می‌شد از عطر الهی انزوایش باران شدن را یادمان می‌داد نم‌نم اخلاق می‌بارید از حال و هوایش از فلسفه، از فقه، از اخلاق و عرفان از حجره‌های علم می‌آید صدایش روحی که تا افلاک را طی کرده باشد دنیا چه جذابیتی دارد برایش؟ او رود بود و مرگ هم دریای او بود او رود بود و مرگ می‌شد ابتدایش :: وقتی شنیدی عطر مصباح‌الهدی را یادی کن از ما قدر بوسه بر عبایش... ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab