eitaa logo
شعر انقلاب
15.3هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
346 ویدیو
7 فایل
🇮🇷 انقلاب اسلامی ایران در آینۀ شعر 🇮🇷
مشاهده در ایتا
دانلود
طبل تو خالی! در اعماق خلیج تا همیشه‌‌فارس جا دارد همان قُلدُر که قد کل دنیا ادعا دارد چه می‌فهمد؟ شهادت نزد ما شیرین‌تر از شهد است چه باک این ملتی را که هوای کربلا دارد نمی‌دانی، بدان! ما پای آب‌و‌خاک خود هستیم همان خاکی که حالا چند میلیون جان‌فدا دارد بیا نزدیک‌تر ای طبل تو خالی! که نیل اینجاست ببین موسای ما در آستین دست خدا دارد برای تفرقه انداختن سعی تو بیهوده‌ست که ایران گوش بر فرماندهِ کل قوا دارد حسابت با کرام‌الکاتبین افتاده است این‌بار که خون این همه مظلوم بی‌شک خون‌بها دارد.. ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
خاک جوان‌مردان گلستان است بر بستان ایمان، آتش شیطان نخواهد گشت ایران هرگز از این شعله‌ها ویران به غیر از اهتزاز و اوج و عزت نیست تقدیرش که با دست اباالفضل ایستاده پرچم ایران ندارد حزن و بیمی مؤمن از دیروز و از فردا که خوانده «اَنتُمُ الاَعلَون» را هر روز در قرآن حسین است و یقین و شور «بسم الله مجریٰها» چرا باید گریزد کشتی این مردم از طوفان؟ به خون بسته‌ست با دلدار عهد از کربلا این قوم ندارد -آن‌که سر داده‌ست و جان داده‌ست- بیم از نان رشید و تنگسیری هست و حاجی‌زاده و همّت پر است از پهلوان تا هست این خاک جوان‌مردان به غیر از قعر از آب و قبر از خاکش نخواهی دید اگر باور نداری باز هم این گوی و این میدان ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
طوفان خشم خشم ما چونان سپند در شرار افتاده‌ای‌ست یا که طوفان به دشت کارزار افتاده‌ای‌ست نیست ما را باکی از تهدید جنگ‌افزارها کاین سلاح کهنه، نیرنگ ز کار افتاده‌ای‌ست زردرویی را به نام ارغوان سر بشکنید کاین زمان، این سکۀ از اعتبار افتاده‌ای‌ست آتش‌افروز سیه‌کردار کج‌پندار را خشم ما چون شعلۀ در خارزار افتاده‌ای‌ست.. اشک خون‌آلود من در کوچ سرخ لاله‌ها شبنم سرخ به دامان بهار افتاده‌ای‌ست زین میان جان گران‌بار و تب‌آلود «فرید» سنگ سنگین در آغوش مزار افتاده‌ای‌ست ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
دلدادگان انتظار اشک را پیوند باید زد به لبخندی دگر دوستان! دارد قیامت می‌شود چندی دگر می‌رسد سیمرغ و زالی، می‌رسد رودابه‌ای رستمی دیگر می‌آید از دماوندی دگر رستمی دیگر می‌آید با کتاب و ذوالفقار مژده باید داد ایران را به فرزندی دگر منتظر باشید ای دلدادگان انتظار آرزومندی می‌آید، آرزومندی دگر می‌توان با خنده‌خنده پشت شیطان را شکست می‌توان گریاند شیطان را به لبخندی دگر صدهزاران چاله و چاه از سرِ ما رد شده‌ست دیگر از بندی نمی‌افتیم در بندی دگر.. ناخداوندان دنیا از قیامت غافل‌اند این جهان جز کدخدا دارد خداوندی دگر ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
«اقلیت!» راست گفته‌ای! تو: نماد «اکثریتی» من: همیشه در شمارۀ «اقلیت». سال‌هاست، من از هیاهوی عبوس‌هایِ پر افادۀ شبیهِ تو شکسته‌ام وَ غریب و سر به‌زیر در صفوف چند ده میلیونیِ این اقلیت نشسته‌ام آن اقلیت که در جهان تو از نگاهِ هم‌پیالگان تو: روستایی‌اند بی‌سواد و بی‌سیاستند چون مخالفِ شکست‌خورده‌های مانده در توهّمِ ریاستند آن اقلیت که رانتی‌اند چون مقابلِ کوتوله‌های چندسانتی‌اند آن اقلیت که جان به کف نهاده‌اند آن اقلیت که بر خلاف دوستان پشتِ میز تو در مسیرِ هر شبِ وطن عابرِ پیاده‌اند صاف و ساده‌اند مثل تو به غرب و شرق، دل نداده‌اند آن اقلیت که روز جنگ بی‌درنگ مرد و زن، جوان و پیر مثل کوه با شکوه در شمال و در جنوب این وطن به کوچه آمدند آن اقلیت که شصت... نه! هزار درصدند! راستی! تو که پاسدار اکثریتی! (اکثریتی که مردمان کوچه‌اش؛ هیچگاه در دلش وجود خارجی نداشته‌ست اکثریتی که بارها و بارها پا به روی پرچم وطن گذاشته‌ست؛ اکثریتِ حقیر نان به نرخ روز خور؛ اکثریت همیشه غرغرو آن هماره خواب‌های خرخرو اکثریت شکم‌پُرِ هتل‌نشین اکثریتِ همیشه مار توی آستین اکثریتِ سپرده دل به حافظانِ اپستین) کی؟ کجا؟ در خوشی و ناخوشی؛ پابه‌پای مردم وطن قدم زدی؟ افتخارِ اکثریت چهاردرصدی! ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
«سقوط» در مسیر استحاله از بشر به سنگ از عروج شعر تا حضیض واژه‌های رنگ‌رنگ همچنان سقوط می‌کنی دلخوشی به آفرین این و آن دلخوشی به حرف‌های سطحی قشنگ! سال‌های سال قبل شاعر حماسه بوده‌ای راوی سرودهای نام و ننگ این زمان ولی سکوت کرده‌ای گیج و منگ! شرم داری از تلفّظ «شهید» ننگ داری از روایت امید تا بشویی آن گذشته را گاه می‌خزی پشت سنگری از شعارهای ضدّ جنگ! ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
ای کاش تو هم... تا چند بر این گردن، هر سوی بگردی؟ ای کاش که می‌خوردی از امروز به دردی ای سر! بنشین گوشه‌ای و خوب بیندیش یک عمر بر این خاک چه کردی؟ چه نکردی؟ دل از تو چه می‌خواست به‌جز مصرع سرخی؟ دارایی تو چیست به جز دفتر زردی؟ باید بشوی همدم خون، خون گلویت حیف است که دلگرم شوی با دم سردی حیف است که بر بالشی آرام بگیری ای کاش شوی دست به دامان نبردی ای کاش تو هم حرّ شوی و لحظۀ آخر مردانه بیارامی بر زانوی مردی ✍🏻 🇮🇷 @Shere_Enghelab
در جستجوی کربلا باید به دنبال صدایی در خودم باشم در جستجوی کربلایی در خودم باشم حالم به‌هم‌خورده از این «ابن‌سیاهی»ها باید به فکر روشنایی در خودم باشم بعد از هزار و سیصد و خورشید عاشورا باید به فکر جابه‌جایی در خودم باشم زینب شوَم در سعی زنجیر و صفای خون میراث‌دار کربلایی در خودم باشم باید سراپا زخم باشم، بگذرم از خویش تا صاحبِ خون خدایی در خودم باشم غمگینم و از غم بساط گریه‌ام جور است باید شب ماتم‌سرایی در خودم باشم :: هر شب گرفتار بلایی در خودم هستم چشم انتظار کربلایی در خودم هستم حال غریبی دارم و از داغ لبریزم محتاج تغییر هوایی در خودم هستم گاهی ابوسفیانی‌ام... گاهی یزیدی... گاه، در جستجوی نینوایی در خودم هستم روز و شبم ویران‌تر از ویرانۀ شام‌ست هر شب عزادار عزایی در خودم هستم حسِّ غریبی دارم از خشکیدن لب‌ها دنبال ردِّ چشمه‌هایی در خودم هستم هر شب گلویم را به زیر نیزه می‌گیرم هر شب به دنبال منایی در خودم هستم... ✍🏻 🇮🇷 @Shere_Enghelab
«داستان کربلا» کربلا شهر قصه‌های دور نیست کربلا اتفاق روزگار قبل یا صدای سنج و طبل یا فقط حکایت تنور نیست کربلا داستان روز و روزمرّه‌های ماست هر نظر به آب و آفتاب هر نظر به کوچه و گذر به در هر نظر به پیرهن به خویشتن هرکجا که چشم وا کنیم، کربلاست ✍🏻 🇮🇷 @Shere_Enghelab
در راه، عزیزی‌ست... صبحی گره از زمانه وا خواهد شد راز شب تار برملا خواهد شد در راه، عزیزی‌ست که با آمدنش هر قطب‌نما، قبله‌نما خواهد شد ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
قلب‌های منتظر با خودش آرامش و امن و امان آورده است باز کن در را برایت میهمان آورده است یک بغل گل، یک بغل نان، یک بغل صلح و صفا کوری چشم حسودان، توأمان آورده است تا که بشناسیش در گرد و غبار فتنه‌ها از شهیدان، داغ سرخی را نشان آورده است مثل رودی سربلند از سدّ تحریم مدام دشمنانش را از اعجازش به جان آورده است نام: «جمهوری اسلامی ایران»... شهرتش، لرزه بر بتخانهٔ مستکبران آورده است در هوایش هر نفس چون بوی باران تازگی‌ست گوش کن یک آسمان صوت اذان آورده است عصر، عصر انقلاب قلب‌های منتظر... این خبر را آفتاب از جمکران آورده است ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
سرود صبح امروز بهترینی و عمری‌ست لشکرت جنگیده است در پی فردای بهترت خواندند نه فلک به شب غم سرود صبح تا سر زد از افق به جهان مهر خاورت امروز اگرچه مثل علی در نبرد کفر صف بسته است لشکر شیطان برابرت ایران من! مترس که پیروز می‌شوی پشت و پناه باشد اگر دست حیدرت مهرت فروغ دیدۀ حق‌باوران شده‌ست کورند مردمی که ندارند باورت هر لاله‌ات شده‌ست شهیدی که تا ابد با ریشه‌های خویش گرفته‌ست در برت از چشمه‌ای که سر زده از خون هر شهید جوشیده است نسل شهیدان دیگرت آری نمرده‌اند شهیدان و تا هنوز خالی نمانده است دمی پشت سنگرت هر کوهت آرشی‌ست که بر قلّۀ سپهر شد پاسدار دامن سردارپرورت.. تا بشنود از آن سخن عشق را جهان پاینده باد رفعت الله اکبرت هرگز نمی‌شوی به شب گم‌شدن دچار تا آفتاب هشتم عشق است رهبرت نام تو عشق! نام تو جان است ای وطن تنها نشاید این‌که بنامیم کشورت ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab