پیمان
ایران ایران غمین و ویران هرگز!
ایران ایران اسیر دیوان هرگز!
پیمان پیمان خدا و ایران با هم
سستی سستی، شکست پیمان هرگز!
✍🏻 #محمدرضا_سنگری
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
کفنپوشان
به گوشم میرسد شیپور جنگ و بانگ چاووشان
به میدان میبرم شعر جدیدم را کفنپوشان
مبادا چشم من یک لحظه هم رو به هدف بسته
مبادا نام من یک لحظه هم در خیل خاموشان
دلم اسپندوار از داغهایی تازه میسوزد
غرورم آتشی تیز است در سوگ سیاووشان
چه زنهایی که در وقت وداع با شهید خود
کمر خم کردهاند اما نیامد خم به ابروشان
شبیه کوه خواهد ایستاد این خاک پر گوهر
اگر از سنگ خون جاری، اگر از صخره خون جوشان
غبار صحنه وقتی اندکی خوابید میبینند
چه کرده غرش شیرِ وطن با لشکر موشان
✍🏻 #فاطمه_عارفنژاد
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
پیروز نبرد
کانون دلاوران با ایمان است
این کشور نستوه که ما را جان است
تردید نمیکنیم، باور داریم
پیروز بزرگ این نبرد ایران است
✍🏻 #فاطمه_نانیزاد
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
هیهات منا الذله
مثل ایران سخت باش و مثل ایران ساده باش
ما همه یکبار میمیریم، پس آزاده باش
ما همه یک خانواده بر سر یک سفرهایم
باقری باش و سلامی باش و حاجیزاده باش
رود باش و سمت دریا راه خود را باز کن
هموطن همریشه همخون در مسیر جاده باش
پیش ظالم، سر فرود آوردن اوج ذلّت است
پیش مظلومان ولی تا میشود افتاده باش
پشت در پشت همیم و دست در دست همیم
در دل طوفان، شبیه سروها اِستاده باش
میتوانی پرچم تسلیم برداری ولی
آنکه با سیلی جواب دشمنش را داده باش
این مرام حضرت مولاست هنگام نبرد
روزها شمشیر باش و نیمهشب سجّاده باش
زیر لب تکرار کن «هیهات منّا الذّلّه» را
حاج قاسم باش و یک پایان فوقالعاده باش
✍🏻 #ابراهیم_زمانی
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
تقدیم به دانشمندان هستهای ایران اسلامی
نامتان تا همیشه جاویدان
چون بلندای پرچم ایران
بادها از شکوهِ غیرتتان
میوزند از سهند تا تفتان
یادتان لحظه لحظه جاری باد
در غزلهای رود رودِ وطن
ای که از اقتدارتان چون کوه
با شکوه است نام میهن من
سبلان، قرص ایستاده اگر
خاطرش جمع از حضور شماست
دل دریایی خزر بیشک
جلوهای از دل صبور شماست
بندهٔ این و آن نبودن را
سروها از شما میآموزند
چشمههای وطن پر از تپشاند
به شمایان که چشم میدوزند
سبز سبز است تا همیشه وطن
تا شما بیدریغ بارانید
هر نفس گرمِ مهر با مردم
دشمنان را هماره طوفانید
فکرتان نور، ذکرتان روشن
در افقهای بیکران ظهور
محو گمنامی شما میهن
این برومند نامدار غیور
✍🏻 #میثم_یوسفی
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
ای نام همیشه قهرمان! ای ایران!
همبسته و متحد بمان ای ایران!
تا سایۀ اولاد علی بر سر توست
با شور حسینیات «بخوان ای ایران...»
✍🏻 #سعید_تاجمحمدی
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
ای نام همیشه جاودان، ای ایران!
بشکوهتر از کوه بمان ای ایران!
از جنس حماسه روضهای برپا کن
وقت رجز ماست، بخوان «ای ایران»
✍🏻 #حامد_طونی
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
وفاق
اهل وفاقم، با قشون دشمن اما نه
با شعلههای فتنۀ اهریمن اما نه
با دستهای آشنا بر شانهام آری
با مار پیچیده به دور گردن اما نه
با هر نسیمِ خاکسار و خاضعم همدل
با نعرۀ طوفان دزد و رهزن اما نه
بر هر که میخواهی بیا منّت گذار ای شمع
بر ماه تابان و همیشه روشن اما نه..
وحدت به عشق تار و پود پرچمم آری
سازش به دور پارههای میهن اما نه
✍🏻 #زهرا_سپهکار
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
وعده وعید
دشمن سقوط سلسله را برنتافتهست
ختم به خیر غائله را برنتافتهست
در راه، عزم قافله را برنتافتهست
از لحظهای که شور حسینی بلند شد
از هر مناره بانگ خمینی بلند شد
جنگی که درگرفت پیاپی ادامه یافت
وعده وعید سلطنت ری ادامه یافت
فتنه به فتنه تا نهم دی ادامه یافت
میخواستند باورمان را عوض کنند
اندیشههای برترمان را عوض کنند
بالا گرفت دشمنی عمروعاصها
در گیر و دار بازی این بیحواسها
اینگونه بود قصۀ حقناشناسها:
قرآن به نیزه رفت، علی بیسپاه ماند
باری میان معرکه بیتکیهگاه ماند
آنان که مهر میهن خود را فروختند
یکجا شکوه بهمن خود را فروختند
تنها به ارزنی منِ خود را فروختند
از گرد روی آینه بیقدرتر شدند
در بطن انقلاب بنیصدرتر شدند
گرچه همیشه در دل جنگ است میهنم
آماج تیرهای فرنگ است میهنم
بیچاره! گربه نیست، پلنگ است میهنم
هرگز مباد خون شهیدان هدر شود
خونی که ریختند فراوان، هدر شود
در دوستی نفاق به جایی نمیرسد
آنسان که باتلاق به جایی نمیرسد
اینگونه اتفاق به جایی نمیرسد
باری به سنگ خورد حقیرانه تیرشان
پایان گرفت بازی شاه و وزیرشان
✍🏻 #محمد_شکریفرد
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی | #وطن_فروش
🇮🇷 @Shere_Enghelab
یادتان باشد
فصلهای پیش از اینم را فراموشی مباد
انقلاب سرزمینم را فراموشی مباد
ناجوانمردیست هر کس پشت بر میهن کند
روی بر بیگانۀ همزاد اهریمن کند
فکر دل بستن به دشمن نیست جز سودای مرگ
سر فرود آوردن است این شیوهها در پای مرگ
یادتان باشد که ما در فصل توفان زیستیم
زندگی را زیر پرواز شهیدان زیستیم
هشت فصل از عشق را در خاک و خون جولان زدیم
پنجهها در پنجههای سرکش توفان زدیم
یادتان باشد برادرها که خاکستر شدند
پرتوی بودند نامیرا که رخشانتر شدند
شبچراغ خانه آناناند در شبها هنوز
خاطراتی سرخ در تقویم این دنیا هنوز
در نماز آبها شد منعکس تصویرشان
بست قامت تا قلمها در پی تحریرشان
در گلوی درهها پیچید چون آواز موج
انعکاسی روشن از آیینۀ تکبیرشان
وسعت میدان خون را تا خلیج فارسی
سیر کرد از خاک میهن شیهۀ شمشیرشان
بیقضا و بیقدر رفتند با آهنگ دل
غیرتآوازان به سوی آخرین تقدیرشان
مینویسد همچنان مانا به روی سنگها
خویش را آوازهای سرخ عالمگیرشان
✍🏻 #شیرینعلی_گلمرادی
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی | #شهدا
🇮🇷 @Shere_Enghelab
نثار خاک ایران
سنگ است دلی که مست جانان نشود
بار است سری که ماه تابان نشود
سوغاتی گور و تحفهٔ مرداب است
خونی که نثار خاک ایران نشود
✍🏻 #محمد_مرادی
🏷 #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
زنی به نام وطن
بیا بیا که بخوانیم شعرهایش را
و بشنویم زبان غزلسرایش را
زنیست آنکه اساطیر گفتهاند از او
زنیست آنکه نوشتند ماجرایش را
زنی به نام وطن صبح زود میخواند
به گوش مسجد هر شهر ربنایش را
چه مادرانه در آغاز روز میبندد
به روی بازوی هر پهلوان دعایش را
روانه میشود و میرود به لاهیجان
که باز دم بکند صبح زود چایش را
سری به کوه دماوند میزند حتما
و خواهرانه اتو میکند قبایش را
به سمت شهر ابرکوه میرود بشکوه
به دست سرو کهن میدهد عصایش را
به قم میآید و کنج رواق آیینه
پر از هوای حرم میکند هوایش را
به سوی نقش جهان، راستای مسگرها
میان دیگ مسی میپزد غذایش را
نشسته پای غزلهای تیشۀ فرهاد
شنیده از نفس بیستون صدایش را
دوباره آمده برنو به دست تا لب مرز
که باز اهرمن آورده اژدهایش را
به حافظیه و خوبان پارسیگویش
رسانه مژدۀ رندان پارسایش را
اذان ظهر شد و مسجد نصیرالملک
شنیده است صدای خدا خدایش را
نشسته بعد اذان پشت دار قالیچه
که رج به رج همۀ شهر و روستایش را...
کشیده نقشۀ زیبایی از شب اروند
و بافته بَلَم و لنج و ناخدایش را
شبیه نقشۀ گلریز قالی تبریز
چه خوب بافته ایران و جایجایش را
غروب مویهکنان میرود به چزابه
دوباره روضه گرفتهست کربلایش را
وجب وجب همۀ دشت فکه را گشته
مگر بیابد از این خاک آشنایش را
شب است، میرود آرام روی کوه سهند
که بشنویم همه شور لایلایش را
دوباره بقچهای از درد دل بغل کرده
که باز گریه کند مشهدالرضایش را
مرور میکند از خاطرات گوهرشاد
صدای چادر در خاک و خون رهایش را
مرور میکند از داغ شیخ فضلالله
تکانِ صندلیِ دار پیش پایش را
مرور میکند از دورۀ رضاخانی
وفور قحطی و دزدان بیحیایش را
مرور میکند اندوه رفتن بحرین
و کودکانِ از آغوش خود جدایش را
گذشته دورۀ تاریک گوشهگیر شدن
نگاه کن که ببینی بروبیایش را
که تار مویی از او کم نمیشود دیگر
بغل گرفته شهیدان جانفدایش را
::
وطن! به زندگی مادرانهات سوگند
جهان بدون تو گم میکند صفایش را
اگر بهای شکوفایی تو جان من است
بگیر جان مرا، میدهم بهایش را
مرا هجا به هجا در بغل بگیر وطن
شبیه دفتر شعری که بیتهایش را
✍🏻 #فائزه_امجدیان
🏷 #شعر_پایداری | #ایران_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab