eitaa logo
شعر انقلاب
3.4هزار دنبال‌کننده
753 عکس
240 ویدیو
4 فایل
انقلاب اسلامی ایران در آینۀ شعر ارسال پیام: @Shaere_Enghelab
مشاهده در ایتا
دانلود
سربازان ولایت سپاه برگ برنده‌ست در برابر غرب همیشه حکم کننده‌ست در برابر غرب برای حمله به دشمن همیشه آماده‌ست شبیه شیر که در کنج بیشه آماده‌ست.. زمان جنگ به صف می‌کند نفرها را زمان سیل به جان می‌خرد خطرها را همیشه در غم و شادی کنار مردم هست و با تمام توان پای کار مردم هست قسم به نور که دوریم از سیاهی‌ها که هست حب علی در دل سپاهی‌ها که ما فدایی اولاد حیدریم همه ابوذریم همه، مالک‌اشتریم همه در انتقام به جنگاوری مختاریم بگو به خصم که ما از حماسه سرشاریم که در وجود کسی جرائت مقابله نیست اگر که پا به زمین نبرد بگذاریم.. خوشا میانۀ میدان شهید عشق شدن در آرزوی رسیدن به وصل دلداریم هراس کشته شدن نیست در دل ما، هان! بیا، ببین، چه شهیدانه گرم پیکاریم به چشم روشن ما التماس بی‌معناست و در مقابل دشمن هراس بی‌معناست.. به سمت حادثه پا در رکاب، ما هستیم همیشه هم‌قدم «انقلاب»، ما هستیم به این امید که در راه حق شهید شویم، که رو سیاه نمانیم، رو سفید شویم که نیست هیچ مسیری از این مقدس‌تر مباد این‌که بمیریم گوشۀ بستر! ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
چارشنبه‌سوری شب، شب چارشنبه‌سوری بود در هر خانه آتشی روشن شهر، کوچه به کوچه‌اش شده بود به نگاه سیاوشی روشن پدرم شمع نیمه‌سوزی بود ناگهان با صدای فشفشه‌ای زوزۀ توپ در سرش پیچید باز تا هفت کوچه آن‌ورتر ضجّه‌های مکرّرش پیچید موج افتاده بود روی موج داد می‌زد که در محاصره‌ایم آن سوی خاکریز ناپیداست غوطه‌ور در میان خون شده‌ایم زیر رگبار دشمن از چپ و راست سر به دیوار بس که می‌کوبید با تمام وجود حس کرده است بارها جنگ پرمخاطره را یا علی گفت، از زمین برخاست رفت تا بشکند محاصره را بچه‌های محلّه دورش را... قهرمانانه دل به دریا زد هرچه را داشت بر زمین انداخت تا نفس‌های آخرش جنگید بعد خود را به روی مین انداخت روی آسفالت دست و پا می‌زد یافتم جسم نیمه‌جانش را روی زانوی مادرم در خون قهرمانانه سر برون آورد باز هم در مصاف خنجر، خون عشق با او سر جنون دارد ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
چارشنبه‌سوری شب، شب چارشنبه‌سوری بود در هر خانه آتشی روشن شهر، کوچه به کوچه‌اش شده بود به نگاه سیاوشی روشن پدرم شمع نیمه‌سوزی بود ناگهان با صدای فشفشه‌ای زوزۀ توپ در سرش پیچید باز تا هفت کوچه آن‌ورتر ضجّه‌های مکرّرش پیچید موج افتاده بود روی موج داد می‌زد که در محاصره‌ایم آن سوی خاکریز ناپیداست غوطه‌ور در میان خون شده‌ایم زیر رگبار دشمن از چپ و راست سر به دیوار بس که می‌کوبید با تمام وجود حس کرده‌ست بارها جنگ پرمخاطره را یا علی گفت، از زمین برخاست رفت تا بشکند محاصره را بچه‌های محلّه دورش را... قهرمانانه دل به دریا زد هرچه را داشت بر زمین انداخت تا نفس‌های آخرش جنگید بعد خود را به روی مین انداخت روی آسفالت دست و پا می‌زد یافتم جسم نیمه‌جانش را روی زانوی مادرم در خون قهرمانانه سر برون آورد باز هم در مصاف خنجر، خون عشق با او سر جنون دارد ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
التیام آمدم کنج خانه بنشینم دور از این ازدحام گریه کنم در دلم داغ‌های بسیار است قصد دارم مدام گریه کنم بر زمین جسم‌های بی‌جانی‌ست که به سوی بهشت در سفرند مانده‌ام از کدام بنویسم مانده‌ام بر کدام گریه کنم! در غم یک‌ رجایی دیگر؟ یا بهشتی، مطهری، مدنی؟ روی جسم کدامشان باید، هم‌نوا با امام گریه کنم؟ دردِ این زخم بین‌ سینۀ ما تا همیشه ادامه خواهد داشت آمدم کنج خانه بنشینم در غمی ناتمام گریه کنم :: ای امام تمام هفتۀ ما! ماه در پشت مِه نهفتۀ ما! بعد از این واجب است وقت نماز هر قعود و قیام گریه کنم خاطراتت همیشه در دل ماست لحظه لحظه مرور خواهی شد آمدم کنج خانه بنشینم از نخستین سلام گریه کنم چاره جز اشک نیست بر این غم گریه تنها دوای زخم من است آمدم کنج خانه بنشینم جهت التیام گریه کنم... ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
چارشنبه‌سوری شب، شب چارشنبه‌سوری بود در هر خانه آتشی روشن شهر، کوچه به کوچه‌اش شده بود به نگاه سیاوشی روشن پدرم شمع نیمه‌سوزی بود ناگهان با صدای فشفشه‌ای زوزۀ توپ در سرش پیچید باز تا هفت کوچه آن‌ورتر ضجّه‌های مکرّرش پیچید موج افتاده بود روی موج داد می‌زد که در محاصره‌ایم آن سوی خاکریز ناپیداست غوطه‌ور در میان خون شده‌ایم زیر رگبار دشمن از چپ و راست سر به دیوار بس که می‌کوبید با تمام وجود حس کرده‌ست بارها جنگ پرمخاطره را یا علی گفت، از زمین برخاست رفت تا بشکند محاصره را بچه‌های محلّه دورش را... قهرمانانه دل به دریا زد هرچه را داشت بر زمین انداخت تا نفس‌های آخرش جنگید بعد خود را به روی مین انداخت روی آسفالت دست و پا می‌زد یافتم جسم نیمه‌جانش را روی زانوی مادرم در خون قهرمانانه سر برون آورد باز هم در مصاف خنجر، خون عشق با او سر جنون دارد ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
سربازان ولایت سپاه، برگ برنده‌ست در برابر غرب همیشه حکم کننده‌ست در برابر غرب برای حمله به دشمن همیشه آماده‌ست شبیه شیر که در کنج بیشه آماده‌ست.. زمان جنگ به صف می‌کند نفرها را زمان سیل به جان می‌خرد خطرها را همیشه در غم و شادی کنار مردم هست و با تمام توان پای کار مردم هست قسم به نور که دوریم از سیاهی‌ها که هست حب علی در دل سپاهی‌ها که ما فدایی اولاد حیدریم همه ابوذریم همه، مالک‌اشتریم همه در انتقام به جنگاوری مختاریم بگو به خصم که ما از حماسه سرشاریم که در وجود کسی جرائت مقابله نیست اگر که پا به زمین نبرد بگذاریم.. خوشا میانۀ میدان شهید عشق شدن در آرزوی رسیدن به وصل دلداریم هراس کشته شدن نیست در دل ما، هان! بیا، ببین، چه شهیدانه گرم پیکاریم به چشم روشن ما التماس بی‌معناست و در مقابل دشمن هراس بی‌معناست.. به سمت حادثه پا در رکاب، ما هستیم همیشه هم‌قدم «انقلاب»، ما هستیم به این امید که در راه حق شهید شویم، که رو سیاه نمانیم، رو سفید شویم که نیست هیچ مسیری از این مقدس‌تر مباد این‌که بمیریم گوشۀ بستر! ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
سجّیل‌باران دوباره آسمانش غرق طوفان می‌شود آری شبی تا صبحدم سجّیل‌باران می‌شود آری.. خدا نابودی آن را بشارت داده در قرآن خدا هر آنچه می‌خواهد فقط آن می‌شود آری پس از عمری ستم این قومِ بدآیینِ کودک‌کش بیابان در بیابان باز ویلان می‌شود آری فرو می‌پاشد از هم هیبت پوشالی خیبر به دست فاتحان با خاک یکسان می‌شود آری شبی که زیر یوغ تیغ موشک‌ها خودش را دید اگرچه دیر، از کارش پشیمان می‌شود آری ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
وعده وعید دشمن سقوط سلسله را برنتافته‌ست ختم به خیر غائله را برنتافته‌ست در راه، عزم قافله را برنتافته‌ست از لحظه‌ای که شور حسینی بلند شد از هر مناره بانگ خمینی بلند شد جنگی که درگرفت پیاپی ادامه یافت وعده وعید سلطنت ری ادامه یافت فتنه به فتنه تا نهم دی ادامه یافت می‌خواستند باورمان را عوض کنند اندیشه‌های برترمان را عوض کنند بالا گرفت دشمنی عمروعاص‌ها در گیر و دار بازی این بی‌حواس‌ها این‌گونه بود قصۀ حق‌ناشناس‌ها: قرآن به نیزه رفت، علی بی‌سپاه ماند باری میان معرکه بی‌تکیه‌گاه ماند آنان که مهر میهن خود را فروختند یک‌جا شکوه بهمن خود را فروختند تنها به ارزنی منِ خود را فروختند از گرد روی آینه بی‌قدرتر شدند در بطن انقلاب بنی‌صدرتر شدند گرچه همیشه در دل جنگ است میهنم آماج تیرهای فرنگ است میهنم بیچاره! گربه نیست، پلنگ است میهنم هرگز مباد خون شهیدان هدر شود خونی که ریختند فراوان، هدر شود در دوستی نفاق به جایی نمی‌رسد آن‌سان که باتلاق به جایی نمی‌رسد این‌گونه اتفاق به جایی نمی‌رسد باری به سنگ خورد حقیرانه تیرشان پایان گرفت بازی شاه و وزیرشان ✍🏻 🏷 | | 🇮🇷 @Shere_Enghelab