eitaa logo
شعر انقلاب
3.4هزار دنبال‌کننده
753 عکس
240 ویدیو
4 فایل
انقلاب اسلامی ایران در آینۀ شعر ارسال پیام: @Shaere_Enghelab
مشاهده در ایتا
دانلود
روزگار بی‌طرفی زندگی در حصار بی‌طرفی روزها روزگار بی‌طرفی خانۀ کودکان خراب شده آه با انفجار بی‌طرفی غنچه‌ها را به روی خاک انداخت آتش تیربار بی‌طرفی آن طرف‌تر رسانه‌های سکوت در پی انتشار بی‌طرفی دانه دانه گلوله می‌سازند عده‌ای با شعار بی‌طرفی حنجره حنجره، سکوت سکوت و زبان‌ها دچار بی‌طرفی آسیابِ ستم! بچرخ بچرخ تا ابد بر مدار بی‌طرفی بی‌طرف‌ها همیشه می‌بازند عاقبت در قمار بی‌طرفی آخر ماجرا ولی سرشان می‌رود روی دار بی‌طرفی ✍🏻 🏷 | | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
عطر زیتون‌ عطر زیتون‌های رام الله دارد کوچه‌هایت واژه واژه از دل تاریخ می‌آید صدایت خاک تو سجادۀ موسی و ابراهیم و عِمران رفته بالا، دست در دستِ پیمبرها دعایت ذره ذره خاک تو شد دانۀ تسبیح مریم عطر انفاس مسیحا می‌دهد باد صبایت یک سحر ای کاش «سُبحانَ الَّذی أَسریٰ» بخوانم بین سجده، در حیاط مسجد الاقصی برایت.. یک سبد زیتون برای شاعران می‌چینم آری می‌سرایم از تو و گیسوی در باران رهایت می‌سرایم از قیام سنگ‌ها در دست یک زن از حنابندان خون، از سرخی رنگ حنایت قبلۀ آغاز اسلامی و خود مایل به کعبه مرگ بر هر کس بخواهد از مسلمانی جدایت! أنتُمُ الاَعلَونْ یا شعب الفلسطین المُقاوم وعده داد این را محمد، وعده داد این را خدایت در دلم الله‌اکبر‌های بسیاری‌ست اما صبح پیروزی رهاشان می‌کنم در دشت‌هایت ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
287.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدا را کشتند! برخیز! شکوهِ خشم دریا باشیم موجی که به صخره می‌زند، ما باشیم با غرش بمب‌ها صدا را کشتند! هیهات که ما فقط «تماشا» باشیم ✍🏻 🏷 | | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
صحن انقلاب ابر می‌خواست زائرت باشد آب شد قطره قطره باران شد نور می‌خواست خادمت باشد چلچراغ میان ایوان شد زندگی زیر پای زائرها آروزی قدیمی کوه است سنگی از کوه دوردست آمد عاقبت مرمر شبستان شد حرمت جانْ‌پناه زائرهاست شب شعر تمام شاعرهاست تا به دعبل دو بیت بخشیدی شاعران رزقشان فراوان شد علم، طفلی‌ست پای مکتب تو که سخن‌ها شنیده از لب تو سخنت واژه واژه، حرف به حرف مکتب درس‌های ریّان شد سر به تعظیم تو فرود آورد مرد مغرور صابئی‌مذهب صبح وقتی رسید کافر بود عصر با دیدنت مسلمان شد ماه در دست، راه افتادی تو به ما راه را نشان دادی نقشه را غرق نور کردی و بعد خاکِ پای تو نامش ایران شد کشورم صحن انقلاب شماست چون اباصلت در رکاب شماست نقشه چون غرق آفتاب شماست همه‌ٔ شهرها خراسان شد ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
شمشیرهای فاتح ما کیستیم؟ رود به طوفان در آمده رودی که زنده‌تر شده، دریاتر آمده ما کیستیم؟ تیر و کمان‌های سربلند شمشیرهای فاتحِ از خیبر آمده ما کیستیم؟ آن که نکرده‌ست پا به پا گاهِ نبرد خنجر و سر، با سر آمده در عصر لال بودن دنیا خوشا به ما ماییم حرف تازهٔ از حنجر آمده تقدیر ما قبیلهٔ گل‌ها شهادت است گل در شب گلاب شدن، پرپر آمده باری! شهید می‌شود و ناامید نه هر کس میان معرکه با حیدر آمده ما اشتیاق تا به ابد زنده بودنیم آری! که گفته است که دنیا سرآمده؟ ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
موجیم و دوباره در خروش آمده‌ایم ما خون سپاهیم! به جوش آمده‌ایم سرسبزی سروهای ما پا بر جاست امروز اگر چه لاله‌پوش آمده‌ایم ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
سورهٔ فتح برخیز و ببین شور رجزخوانی ما را در مشت گره کردهٔ ما خشم خدا را طوفان خروشندهٔ دریای غدیریم موجیم! نخواهید که آرام بگیریم این مردن تدریجیِ شیطان رجیم است این وعدهٔ پیروزی قرآن کریم است لبریز شده صبر، دگر وقت تلافی‌ست هر حرف به جز مرگِ شما، حرف اضافی‌ست تاریخ نشان داده شما قومِ فرارید! ما صخرهٔ کوهیم، شما گرد و غبارید! ما سورهٔ فتحیم! شما قومِ شکستید! ترسو صفتان! باز بگوییم که هستید؟! ای قوم پیمبرکُش از وحی گریزان! نفرین ملائک به شما نورستیزان تاریخ پر از خون دل حضرت موساست آن رنج که برده‌ست ز نیرنگ «یهودا»ست ای قوم که لجبازی‌تان سر به فلک زد بر زخم رسولان، همهٔ عمر نمک زد برخاسته اسلام به خون‌خواهی آن‌ها پیشانی‌تان شد هدف تیر و کمان‌ها دیدید که آغازگر جنگ نبودیم ما مثل شما در پی نیرنگ نبودیم کشتید در این خاک اگر کودک و زن را باید که ببینید کنون خشم وطن را تا دختر این خاک، کسی مثل «امامی‌»ست این خانه پر از غیرت سردار سلامی‌ست مشروح خبرها همه سجیل و شهاب است بر روی سرت بارش باران عذاب است ما حزب خداییم و نداریم شکستی باید تو بترسی! تو که گوساله‌پرستی! باید تو بترسی که خدایت بت جنگ است ایمان شما بسته به تعداد فشنگ است ما مؤمن بالغیب، شما منکر نورید ما زندهٔ تاریخ، شما اهل قبورید شمشیر علی آمده بیرون ز نیامش هشدار! که آغاز شده تازه قیامش امروز ببین معنیِ بیچاره شدن را باید بچشی لذت آواره شدن را ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
نسل حسین خون شهدا بدل به سجّیل شده هر موشک ما طیراً ابابیل شده ما نسل حسینیم! بپرس از تاریخ کی صلح به این قافله تحمیل شده؟! ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
قربة الی الدنیا با مال حرام سفره‌هاشان وا بود اسلام میان کفرشان تنها بود هر تیغ که بر پیکر خورشید زدند با نیت قربة الی الدنیا بود ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
دخترم خوب شد شهید شدی و دعاهام مستجاب نشد پیش چشمان شرمسار پدر صورتت ذره ذره آب نشد... ✍🏻 🇮🇷 @Shere_Enghelab
بر اساس یادداشت پدری از اهالی غزه برای دخترانش که اوایل جنگ شهید شدند: دخترم خوب شد شهید شدی زندگی یک دروغ جانکاه است ما شهیدانِ رنجِ زیستنیم زندگی آهِ گاه و بیگاه است پشت دیوارهای مرزی ما دخترم! قحطی مسلمانی‌ست هرچه همسایه را صدا کردیم سر تکان داد و گفت با ما نیست طعم خون می‌دهد تمامی نیل غیرت مصریان ملخ زده است آیه‌های «و یُطعِمونَ طَعام» در گلوی شیوخ، یخ زده است مصرِ فرعون، مصرِ بی‌یوسف نمک زخم‌های کنعان شد شهر اهرام مرگ آباد است شهر ما زنده زنده ویران شد مرزمان بسته است با همه‌جا مرز با آسمان فقط باز است ما زمینگیر این جهان نشدیم کار گنجشک چیست؟ پرواز است دخترم ما اگرچه مجروحیم بار این قصه روی شانهٔ ماست هر شهیدی کتاب تاریخی‌ست و فلسطین کتابخانهٔ ماست دخترم! سبزچشم زیتونی! می‌شود با غمت کنار آمد؟! نه، حواس من از تو پرت نشد هر قدَر موج انفجار آمد زندگی را گرسنگی دزدید خنده را بمب فسفری سوزاند از تو غیر از عروسکت همه رفت از من اما به‌جز دلم، همه ماند دخترم خوب شد شهید شدی و دعاهام مستجاب نشد پیش چشمان شرمسار پدر صورتت ذره ذره آب نشد لااقل سیر بودی آخر عمر مرگ این‌قدرها که درد نداشت زندگی هرچه‌قدر هم بی‌رحم مرگ با ما سر نبرد نداشت اگر امروز زنده می‌ماندی پیش چشمت عروسکت می‌مرد بس‌که با هم گرسنه می‌ماندید بس‌که او غصهٔ تو را می‌خورد اگر امروز زنده می‌ماندی جنگ می‌بست سنگ بر شکمت تا چشیدم گرسنه بودن را شکر کردم برای عمر کمت اگر امروز زنده می‌ماندی سوژهٔ تلخ عکس‌ها بودی طرح یک نشریه در آمریکا شرح یک مرگ بی‌صدا بودی اگر امروز زنده می‌ماندی زیر چشم تو گود می‌افتاد زندگی سیر می‌شد از اشکت به تو از بس گرسنگی می‌داد ما همه روزه‌دار تاریخیم تو ولی صبح روز عید شدی رفتی آنجا که رنج بی‌معناست دخترم خوب شد شهید شدی ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
زنی به نام وطن بیا بیا که بخوانیم شعرهایش را و بشنویم زبان غزل‌سرایش را زنی‌ست آن‌که اساطیر گفته‌اند از او زنی‌ست آن‌که نوشتند ماجرایش را زنی به نام وطن صبح زود می‌خواند به گوش مسجد هر شهر ربنایش را چه مادرانه در آغاز روز می‌بندد به روی بازوی هر پهلوان دعایش را روانه می‌شود و می‌رود به لاهیجان که باز دم بکند صبح زود چایش را سری به کوه دماوند می‌زند حتما و خواهرانه اتو می‌کند قبایش را به سمت شهر ابرکوه می‌رود بشکوه به دست سرو کهن می‌دهد عصایش را به قم می‌آید و کنج رواق آیینه پر از هوای حرم می‌کند هوایش را به سوی نقش جهان، راستای مسگرها میان دیگ مسی می‌پزد غذایش را نشسته پای غزل‌های تیشۀ فرهاد شنیده از نفس بیستون صدایش را دوباره آمده برنو به دست تا لب مرز که باز اهرمن آورده اژدهایش را به حافظیه و خوبان پارسی‌گویش رسانه مژدۀ رندان پارسایش را اذان ظهر شد و مسجد نصیرالملک شنیده است صدای خدا خدایش را نشسته بعد اذان پشت دار قالیچه که رج به رج همۀ شهر و روستایش را... کشیده نقشۀ زیبایی از شب اروند و بافته بَلَم و لنج و ناخدایش را شبیه نقشۀ‌ گلریز قالی تبریز چه خوب بافته ایران و جای‌جایش را غروب مویه‌کنان می‌رود به چزابه دوباره روضه گرفته‌ست کربلایش را وجب وجب همۀ دشت فکه را گشته مگر بیابد از این خاک آشنایش را شب است، می‌رود آرام روی کوه سهند که بشنویم همه شور لای‌لایش را دوباره بقچه‌ای از درد دل بغل کرده که باز گریه کند مشهدالرضایش را مرور می‌کند از خاطرات گوهرشاد صدای چادر در خاک و خون رهایش را مرور می‌کند از داغ شیخ فضل‌الله تکانِ صندلیِ دار پیش پایش را مرور می‌کند از دورۀ رضاخانی وفور قحطی و دزدان بی‌حیایش را مرور می‌کند اندوه رفتن بحرین و کودکانِ از آغوش خود جدایش را گذشته دورۀ تاریک گوشه‌گیر شدن نگاه کن که ببینی بروبیایش را که تار مویی از او کم نمی‌شود دیگر بغل گرفته شهیدان جان‌فدایش را :: وطن! به زندگی مادرانه‌ات سوگند جهان بدون تو گم می‌کند صفایش را اگر بهای شکوفایی تو جان من است بگیر جان مرا، می‌دهم بهایش را مرا هجا به هجا در بغل بگیر وطن شبیه دفتر شعری که بیت‌هایش را ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab