eitaa logo
شعر انقلاب
3.4هزار دنبال‌کننده
753 عکس
240 ویدیو
4 فایل
انقلاب اسلامی ایران در آینۀ شعر ارسال پیام: @Shaere_Enghelab
مشاهده در ایتا
دانلود
یا لیتنا کنّا معک برایت هرچه در زیر فلک سوخت در آن سوی فلک بال ملک سوخت هزار و چارصد سال است ما را غم «یا لیتنا کنّا معک» سوخت ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
شهیدپرور اگرچه باغِ پر از لالۀ تو پرپر شد زمین برای همیشه، شهیدپرور شد زمین برای همیشه به قصد یاری تو تمام پاسخ آن پرسش مکرر شد زمین به یمن نفس‌های عاشقانۀ تو پر از طراوت دل‌های دردباور شد چه کیمیا به زمین ریخت حلق تشنۀ تو که خاک در نفس آسمان معطر شد؟! تو ذوالفقار شدی با دو تیغ، در دو نبرد جهاد اکبر تو هم‌رکاب اصغر شد به ظهر واقعه آدم به نام تو بالید اگر چه چشم تمام پیمبران تر شد کنون دوباره تو و کربلا و عاشورا سپاه اندکت اما هزار لشکر شد ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
این روزها... این روزها پر از تبِ مولا کجایی‌ام اما هنوز کوفه‌ای از بی‌وفایی‌ام هم زخم می‌زنم به تو هم دوست دارمت در گیر و دار تیرگی و روشنایی‌ام گم کرده‌ام مسیر تو را در غبار شهر اما اسیر توست دل روستایی‌ام گفتند کربلای زمینی... نیامدم حالا که راه بسته شده من هوایی‌ام این بار چندم است که تا مرز آمدم آه از شکسته‌بالی و بی‌دست و پایی‌ام... پلکم که گرم می‌شود از خواب می‌پرم با سُرفه‌های همسفر شیمیایی‌ام آورده‌ام بضاعت مزجاة قوم را انگشتر «عزیز»م و تسبیح «دایی»‌ام آورده‌ام پناه به شش‌گوشهٔ غمت برگشته‌ام به اصلیَتِ نینوایی‌ام دستت همیشه روی سر ما پیاده‌هاست این اربعین به لطف خدا کربلایی‌ام :: شعر از سرم پرید... دلم پیش موکب است این بار چندم است که یخ کرد چایی‌ام ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
شمر عصر ما از فاجعه‌های داسِ پاییز بگو از غزّه و داغ‌های سرریز بگو از شمر و سنان کربلا گفتی...، خب از شمر و سنان عصر ما نیز بگو داغ عطش است، لاله‌ها را بشمار هاجرها را، هروله‌ها را بشمار از «آخرَ تابعٍ» که خواندی این بار در روضۀ خود حرمله‌ها را بشمار لب‌های پریده‌رنگ دسته دسته هر آرزویی به حسرتی پیوسته ای شعر! تو عباس شو از غزه بگو شمر است و فرات را دوباره بسته غزّه شده طوفانیِ غم، می‌گرید با نوحۀ «ای اهل حرم...» می‌گرید غافل شده‌ایم، شمر این قصه کجاست؟ وقتی عمر بن سعد هم می‌گرید ✍🏻 🏷 | | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
نذر کربلا دلم کجاست تا دوباره نذر کربلا کنم و این گلوی تشنه را شهید نیزه‌ها کنم برآن شدم که بغض سرخ این گلوی خسته را شبی دوباره وقف آن صدای آشنا کنم برآن شدم که دست‌های ناشکیب خویش را فدای آن دو دست پاک از بدن جدا کنم شما اسیر دست‌های پر فریب شب شدید و من برآن شدم به آفتاب اقتدا کنم... مرا به عاشقی، مرا به مرگ سرخ خوانده‌اند دلم کجاست تا دوباره نذر کربلا کنم ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
گل و خنجر بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم با قلم‌موی خیالم نقش در دفتر کشیدم  دیدم اما این قلم‌مو رنگی از جوهر ندارد منّت از مژگان و ناز از دیدگان تر کشیدم کم کم از دشت شقایق صحنه‌ای ترسیم کردم با گلاب اشک خود باغ گلی پرپر کشیدم یک جهان شیدایی و یک آسمان عشق و محبت یک بهشت آزادگی را ساده با جوهر کشیدم.. یک بیابان العطش بین دو دریای خروشان آه سردی از نهاد ساقی کوثر کشیدم سوره‌ای سرشار از هشتاد و چار آیات عزت صورتی قرآنی از هفتاد و دو یاور کشیدم نغمۀ «الموت احلی من عسل» را نقش بر لب انعکاسی از یقین، تصویری از باور کشیدم.. در کنار علقمه پهلوی نخلستان عاشق مشک آب و تک‌سواری تشنه در دفتر کشیدم دست‌های ساقی لب‌تشنه را آنجا ندیدم جام آبی با نماد دست آب‌آور کشیدم یک چمن گل، یک نیستان ناله را وقتی که دیدم  روی موج دجله نقش ساقی و ساغر کشیدم بانگ «هل من ناصری» پیچیده در هفت آسمان‌ها شهسوار عشق را تنها و بی‌یاور کشیدم سینه‌ام آتش گرفت از آه و جانم بر لب آمد روی دست باغبان تا غنچه‌ای پرپر کشیدم صحنۀ تودیع اهل‌بیت وحی آمد به یادم ساق پای اسب را در دست یک دختر کشیدم آتش لب‌های تشنه، برق تیغ و برق دشنه جلوه‌های دلفریبی از گل و خنجر کشیدم.. عصر عاشورا میان موجی از گل‌های پرپر زیر تیغ خارها تصویر نیلوفر کشیدم در میان خیمه‌های سوخته در رقص آتش با کبوترهای سرگردان به هر سو سر کشیدم چهرۀ خورشید را از مشرق سرنیزه تابان ماه را در بستری از خاک و خون، بی‌سر کشیدم در شبی مهتاب و ابری با سرانگشتان لرزان برق چشم ساربان و نقش انگشتر کشیدم در تنوری غرق در نور خدایی در دل شب قرص ماهی را نهان در خاک و خاکستر کشیدم پابه‌پای کاروان در سایه‌سار دیر راهب آه سرد از دل کشیدم، جلوۀ دلبر کشیدم خطبۀ زینب قیامت کرد در حال اسارت شام را چون رستخیز و کوفه را محشر کشیدم پیش چشم زینب آزاده در کاخ ستمگر خیزران و قاری قرآن و طشت زر کشیدم تا شفق هم‌رنگ شد با سینه‌سرخان مهاجر بوم نقاشی به دستم بود و طرح پر کشیدم ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
«کهیعص» در کنار موکبی نشسته‌ام به آسمان نگاه می‌کنم در خیال خود با مرکّب و قلم روی برگ‌های ابر و باد می‌نگارم آیۀ شریفه‌‎ای: «کاف هاء یاء عین صاد» این حروف سادۀ مقطّعه راز و رمز عاشقی‌ست کاف کربلاست -دشت آزمون و ابتلاست- هاء و یاء رمزی از هلاکت و یزید -طبق آیه‌های وعده و وعید- عین رمزی از عطش حرف صاد را به روی برگه‌های ابر و باد می‌کشم صاد اوج نالۀ قلم اوج استغاثۀ مرکّب است صاد صبر زینب است ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
شور اربعین بعد از هزار و سیصد و اندی سال اهریمن از نگین تو می‌ترسد شمشیر کین هنوز به قربانگاه از حلق نازنین تو می‌ترسد آن آتشی که خیمه‌گهت را سوخت گرم است همچنان به خردسوزی چون کاهدان، بساط فریب اما از آه آتشین تو می‌ترسد شیپور مکر و سفسطه و تحریف امروز نیز در کف رندان است بانگش رسیده تا به فلک اما از منطق متین تو می‌ترسد تزویر، از صراحت رفتارت زور و زر از تبلور ایثارت توجیه، از فصاحت گفتارت تردید، از یقین تو می‌ترسد خودکامه‌گان تجسم آن سنگ‌اند سنگی که خورده‌ بود به پیشانیت خونت هنوز مانده به دامانش اما خود از جبین تو می‌ترسد آن نی که در سفر سر خونینت آیات وحی بر سر آن می‌خواند در کوی و برزن است هنوز اما از صوت دلنشین تو می‌ترسد امروز اگرچه مغرب ویرانگر تسخیر کرده است ثریا را با گنبد دفاعی پولادین از عزم آهنین تو می‌ترسد تا نشنود بشر کلماتت را اصحاب شر به هلهله مشغول‌اند چون لشکر یزید ولی دشمن از بانگ پرطنین تو می‌ترسد.. سوی تو آمدند پی پابوس مردم ز شرق و غرب چو اقیانوس زین رو سپاه سفسطه و سالوس از شور اربعین تو می‌ترسد ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
اسوهٔ آزادی و عشق عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز نهضتت مایهٔ الهام جهان است هنوز بهر ویرانی و نابودی بنیان ستم خون جوشان تو چون سیل دمان است هنوز در فداکاری مردانه‌ات ای رهبر عشق چشم ایام به حیرت نگران است هنوز کربلای تو پیام‌آور خون است و خروش مکتبت راهنمای دگران است هنوز تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست از قیام تو پیام تو عیان است هنوز همه ماه است محرم، همه‌ جا کرب‌و‌بلاست در جهان موج جهاد تو روان است هنوز جاودان بینمت استاده به پیکار، دلیر «لا أری الموت» تو را ورد زبان است هنوز باغ خشکیدهٔ دین را تو ز خون دادی آب نه عجب گر که شکوفا و جوان است هنوز تربت پاک تو ای اسوهٔ آزادی و عشق سرمهٔ دیدهٔ صاحب‌نظران است هنوز خون گرمت زند آتش به سیه‌خرمن ظلم که به خون تو دوصد شعله نهان است هنوز انقلاب تو به ما درس فضیلت آموخت نقش اخلاص تو سرمشق جهان است هنوز بر جبین «شفق» این لوحهٔ گلرنگ غروب هرشب از خون تو صد گونه نشان است هنوز ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
ای حماسۀ شگفت گریه می‌کنم تو را، با دو چشم داغدار گریه می‌کنم تو را، مثل ابرِ بی‌قرار گریه می‌کنم تو را، مثل چشمه، مثل رود ای شکفتن فصیح، ای نجابت بهار! گریه می‌کنم تو را، گریه‌ای خرافه‌سوز گریه‌ای ستم‌ستیز، همچو تیغ ذوالفقار عرشیان و فرشیان، از غمت شکسته‌اند انس و جن، شهید حق! در غم تو سوگوار پیش چشم روزگار، کربلای خون توست ای حماسۀ شگفت، ای شکوه پایدار! خطبه‌های خون تو، پشت فتنه را شکست شد ز یُمنِ خون تو، نهضت تو ماندگار غیرت از قیام تو، در زمانه جان گرفت ای حقیقت بلند، ای شکوه کوهسار! کوفه کوفه کوفه تیغ، بر تو صف کشیده‌اند می‌رسی دوباره با، زخم‌های بی‌شمار شمر و خولی و سنان... تیغ‌های ناگهان... در هجوم کوفیان، مانده‌ای تو استوار بر فراز نیزه‌ها، رفته‌ای تو تا کجا؟ تا خدا رسیده‌ای، سربلندِ سربه‌دار! تا ابد قیام تو، سرخی پیام تو درس عِزّت و شرف، می‌دهد به روزگار زنده‌ای امام خون، وارث قیام خون از برای دیدنت، چشم من در انتظار ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
نشناسی اگر... با این‌که دم از خطبه و تفسیر زدی در لشکر ابن سعد شمشیر زدی نشناسی اگر یزید وقت خود را شاید به حسین وقت خود تیر زدی ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
چراغ روشن آکنده‌ام از عشق حسین بن علی تابنده‌‌ام از عشق حسین بن علی شب بود و چراغ مسجدی روشن، گفت: من زنده‌ام از عشق حسین بن علی ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab