«کهیعص»
در کنار موکبی نشستهام
به آسمان نگاه میکنم
در خیال خود
با مرکّب و قلم
روی برگهای ابر و باد
مینگارم آیۀ شریفهای:
«کاف هاء یاء عین صاد»
این حروف سادۀ مقطّعه
راز و رمز عاشقیست
کاف کربلاست
-دشت آزمون و ابتلاست-
هاء و یاء
رمزی از هلاکت و یزید
-طبق آیههای وعده و وعید-
عین رمزی از عطش
حرف صاد را به روی برگههای ابر و باد میکشم
صاد اوج نالۀ قلم
اوج استغاثۀ مرکّب است
صاد صبر زینب است
✍🏻 #سیدمهدی_موسوی
🏷 #شعر_عاشورایی | #زیارت_اربعین
🇮🇷 @Shere_Enghelab
پا در رکاب عشق
اراده کن که جهانی به شوق راه بیفتد
به سینۀ همه، آن شور دلبخواه بیفتد
پیادهها همه پا در رکاب عشق تو باشند
و سایۀ علمت بر سر سپاه بیفتد
بجوشد از دل سنگش هزار چشمۀ زمزم
نگاهتان که به هر سنگ روسیاه بیفتد
کسی که روضه به روضه شکست پای غم تو
چطور باز در اندیشۀ گناه بیفتد؟
عجیب نیست که در گیر و دار حنجر و خنجر
گذار این همه عاشق به قتلگاه بیفتد
زمان زمان غریبی عشق نیست مبادا
دوباره لشکر دشمن به اشتباه بیفتد!
✍🏻 #فاطمه_عارفنژاد
🏷 #زیارت_اربعین
🇮🇷 @Shere_Enghelab
«قاب عکس»
پیرزن
قاب عکس یک شهید را بغل گرفته است
هر دو، مادر و پسر
پابهپای هم به فکر مقصدند
چادر سیاه مادر شهید
قالبیست رو سپید، چون غزل
قاب عکس را اگر ضمیمهاش کنیم
این غزل
مستزادی از زبان مادر است:
«ای شهید من، فدایی حرم، جوان من
بینشان من
با تو رنگ آسمان گرفته کاروان من
آسمان من
مایۀ غرور و سربلندیام، ببین منم
پارۀ تنم
ای حماسهساز مرز و بوم بیکران من!
پهلوان من
پابرهنه آمدم بدانی اربعینیام
تا ببینیام
تا یقین کنی فدای زینب است جان من
مهربان من»
✍🏻 #سیدمهدی_موسوی
🏷 #زیارت_اربعین | #مادر_شهید
🇮🇷 @Shere_Enghelab
جغرافیای عشق
تیغ است و آتش است و هزاران فدایی است
هر جا که نام اوست هوا کربلایی است
زیباتر از شکفتن لبیک یا حسین
این هممسیر بودن و این همصدایی است..
از هیچکس سؤال نکن ساکن کجاست
از قلب غرب آمده یا آسیایی است
اینیک سفیدپوست و آنیک سیاهپوست
فرقی نمیکند، دلشان نینوایی است
جای قرارِ هر پرِ در باد دربهدر
آغوش بازِ آن حرم کهربایی است
ای ابرهای در حرکت! اجتماعتان
عاشقترین پدیدۀ جغرافیایی است
✍🏻 #اعظم_سعادتمند
🏷 #زیارت_اربعین
🇮🇷 @Shere_Enghelab
حب الحسین یجمعنا
جاده در پیش بود و بیوقفه
سوی تقدیر خویش میرفتیم
در صفوف پیادگانِ بهشت
موج در موج پیش میرفتیم
شعرِ کشف و شهودمان در راه
غرق تصویر و فکر و عاطفه بود
وصل، ابعاد تازهای مییافت
اربعین، بهترین مکاشفه بود
تا مقام خلوص و یکرنگی
راه کم مانده بود و من مشتاق
پیِ هر گام جلوهگر میشد
کوچهباغی به ساحت اشراق
قصد کردم کمی درنگ کنم
موکب برگزیدهای دیدم
روی دیوارهای کاگلیاش
پرچم داغدیدهای دیدم
نقش خورشیدِ ترمهکوب شده
روی پرچم دل مرا میبُرد
چشمهای به خون نشستۀ او
زائران را به کربلا میبرد
بغض کردم کمی جلو رفتم
میزبان آمد و تبسم کرد
بیتکلف درست مثل خودم
عربی فارسی تکلم کرد
گفتم: اشلونک، ایها الساقی؟
- حرفها داشت در دل تنگش -
گفت: شُکراً! مرا هوایی کرد
استکانهای چای پررنگش
گوشهای دنج چای نوشیدم
غرق در بغض و حیرت و نجوا
به خودم آمدم... یکی میگفت:
«موکب اهل سنت است اینجا»
بغض آنقدر پافشاری کرد
که سرانجام گونهام تر شد
لحن نجوای من عوض شده بود
حیرتم با جنون برابر شد
سر بیتن هنوز هم بر نی
داشت آیاتی آشنا میخواند
لبِ خورشیدِ ترمهکوب شده
اهل توحید را فرا میخواند
✍🏻 #علیرضا_سالکی
🏷 #زیارت_اربعین | #وحدت_اسلامی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
شهادت
دوباره اشک و روضه، شور و هیأت
هوای پر زدن، شوق زیارت
اگر تا کربلا رفتی دل من
مشو راضی به کمتر از شهادت
✍🏻 #یوسف_رحیمی
🏷 #زیارت_اربعین | #شهادت
🇮🇷 @Shere_Enghelab
شور اربعین
بعد از هزار و سیصد و اندی سال
اهریمن از نگین تو میترسد
شمشیر کین هنوز به قربانگاه
از حلق نازنین تو میترسد
آن آتشی که خیمهگهت را سوخت
گرم است همچنان به خردسوزی
چون کاهدان، بساط فریب اما
از آه آتشین تو میترسد
شیپور مکر و سفسطه و تحریف
امروز نیز در کف رندان است
بانگش رسیده تا به فلک اما
از منطق متین تو میترسد
تزویر، از صراحت رفتارت
زور و زر از تبلور ایثارت
توجیه، از فصاحت گفتارت
تردید، از یقین تو میترسد
خودکامهگان تجسم آن سنگاند
سنگی که خورده بود به پیشانیت
خونت هنوز مانده به دامانش
اما خود از جبین تو میترسد
آن نی که در سفر سر خونینت
آیات وحی بر سر آن میخواند
در کوی و برزن است هنوز اما
از صوت دلنشین تو میترسد
امروز اگرچه مغرب ویرانگر
تسخیر کرده است ثریا را
با گنبد دفاعی پولادین
از عزم آهنین تو میترسد
تا نشنود بشر کلماتت را
اصحاب شر به هلهله مشغولاند
چون لشکر یزید ولی دشمن
از بانگ پرطنین تو میترسد..
سوی تو آمدند پی پابوس
مردم ز شرق و غرب چو اقیانوس
زین رو سپاه سفسطه و سالوس
از شور اربعین تو میترسد
✍🏻 #افشین_علا
🏷 #شعر_عاشورایی | #زیارت_اربعین
🇮🇷 @Shere_Enghelab
تحفه
دستان پر از سوز دعا را بپذیر
چشمان پر از اشک وفا را بپذیر
ما تحفۀ قابلی نداریم آقا
پاهای پر از تاول ما را بپذیر
✍🏻 #پروانه_نجاتی
🏷 #زیارت_اربعین
🇮🇷 @Shere_Enghelab
آیندۀ روشن
چندیست که جنگ کفر و دین معلوم است
پیوند ظهور و اربعین معلوم است
از پشت همین ابر سیاه غیبت
آیندۀ روشن زمین معلوم است
✍🏻 #مهدی_زارعی
🏷 #شعر_انتظار | #زیارت_اربعین
🇮🇷 @Shere_Enghelab
انتقامی سرخ...
این همه آیینگی از انعکاس آه کیست؟
چشمهها در رودرود غصۀ جانکاه کیست؟
جادههای پیش پا افتاده بسیارند، لیک
ای دل راهی! حواست هست که این راه کیست؟
بندگی یعنی عطش، تنها شدن، بیسر شدن
او که دل شد بندهاش، خود بندۀ درگاه کیست؟
انتقامی سرخ بعد از انتظار سبز ماست
لالههای این چمن در حسرت خونخواه کیست؟
هر کران پژواکی از «هیهات منا الذله» است
این که آتش زد به عالم جملۀ کوتاه کیست؟...
✍🏻 #رضا_یزدانی
🏷 #زیارت_اربعین
🇮🇷 @Shere_Enghelab
خادم خورشید
در عشق، اشارت تو ما را کافیست
لبخند رضایت تو ما را کافیست
ما مفتخریم خادم خورشیدیم
پاداش زیارت تو ما را کافیست
✍🏻 #رضا_اسماعیلی
🏷 #زیارت_اربعین
🇮🇷 @Shere_Enghelab
اربعین امسال
این اربعین حال و هوای دیگری داشت
جای شما خالی... صفای دیگری داشت
در هر قدم یاد شهیدی بود با ما
یاد علمدار «رشید»ی بود با ما
هر زائری از عاشقی میبرد نامی
میداد از سوی «سلامی» هم سلامی
امسال «حاجیزاده» با ما همقدم بود
«فقهی» هم آنجا بود، «مینوچهر» هم بود
«طهرانچی» و «صدیقیِ صابر» رسیدند
چون «باقری» همگریه با جابر رسیدند
«سیدحسن» شد مستجاب «امّن یجیب»ش
آرامش آغوش مولا شد نصیبش
با چشم مردمدار، میآمد سبکبار
«هاشم صفیّالدین» به استقبال زوّار
این اربعین آیات نصر حق عیان بود
نُقل محافل، نَقل موشکهایمان بود
گفتند: نذر گامتان این خاکِ آزاد
این آسمان هم نذر موشکهایتان باد
هر کس که میدید اینهمه شور حسینی
فریاد میزد: رحمت حق بر خمینی
دیدیم همراه ولی بودن چه فخریست
در لشکر «سیدعلی» بودن چه فخریست
ما زخم خوردیم و به ذلت تن ندادیم
در سمت نورانی تاریخ ایستادیم
انگشت ما بر ماشه، چشم ما به میدان
دنیا بداند اهل سازش نیست ایران
میایستد ایرانِ عاشق، پای این عهد
خون «هزار و صد شهید» امضای این عهد
ای غزه! ما پای تو و این درد هستیم
دنیا اگر خالی شود از مرد، هستیم
گیرم در این میدان تک و تنها بمانیم
در یاریِ انسان، تک و تنها بمانیم..
✍🏻 #محمدمهدی_سیار
🏷 #زیارت_اربعین | #مقاومت_اسلامی | #شهدا
🇮🇷 @Shere_Enghelab