2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بِسمِ رَبِّ الشُّهداء...
"باید در مسیری که شروع کردهایم پیش برویم، یا بگذار کربلای جدیدی رخ دهد."
این جمله یکی از آخرین جملات یحیی سنوار است، رهبر جنبش مقاومت اسلامیِ فلسطین: حماس.
تو بگو این چه سِرّیست که قلبهای ما
هر بار، برای ایستادنِ قلبهایی خون میشوند که همخونمان نیستند، و چشمهامان هربار، برای بسته شدنِ چشمهایی خیس میشوند که هرگز در هم خیره نشدهاند؟
در من زنی نشسته در کنجی و پیوسته مویه میکند. با یک دست گلویم را فشار میدهد تا غصه از زبانم بیرون نزند و با سرانگشتانِ دست دیگرش نمِ زیر پلکم را میگیرد. زنی سیاهپوش و ماتمزده که با تور سفید قلبِ چاک چاکام را وصله میزند و با دستهای لرزانش پیراهنِ سبزِ حریر تنم میکند و موهایم را حنا میبندد.
در من زنیست، عزادار و تکیده، که با صدای خشدار از گریهاش، هنوز بغل گوشم رجز میخواند و وامیداردم حماسه بنویسم.
زنی که به جای من، به جای تمام بغضهای فروخوردهام، به جای تمام گریههای فرو نشاندهام، به جای تمام عزاداریهای نکردهام، هر روز و بیصدا درونم میبارد و عزای تکنفره میگیرد، تا مباد حرامیان اشکِ چشمی از ما ببینند، در سوگِ از دست دادنِ پارههای تنمان...
زنی در من سیاه پوشیده و اشک میریزد، کِل میکشد و حماسهی عزا میخواند. تو بگو این چه سِرّیست...
"زمین از زمان یک نفس بی اسرائیل طلبکار است و ما از زندگی یک شهادت، یک پایان شیرین! ما و زمین باید در این راه قدم برداریم، هر کدام زودتر به آرزویش رسید، مبارک است."
#حماسهی_عزا
#شهید_یحیی_سنوار
______________
@AlefNoon59
Valayar - Mah Banoo (320).mp3
زمان:
حجم:
8.6M
🌸
ماه بانو!
دﻟﺖ از ﻏﻢ دنیا ﻧﮕیره که ﻣﻦ اینجام
ﻟﺎﻟایی میخوﻧﻢ واﺳﻪ ﺧﻮاب ﭼﺸﺎت
ﻛﻪ ﻏﻤﻰ ﻧﺸﻴﻨﻪ ﺗﻮی ﻧﺎز ﻧﮕﺎت
🍃
ﻣﺎه ﺑﺎﻧﻮ!
ﻣﺜل ﻣﺮﻫﻢ ﭘﺎﻛﻰ روی ﻫﻤﻪ زﺧﻤﺎم
ﺗﻮ ﻛﻨﺎرﻣﻰ از ﻏﻢ دﻧﻴﺎ رﻫﺎم
از ﺳﺘﺎره ﻫﺎ ﻗﺼﻪ ﻣﻰ ﺧﻮﻧﻰ ﺑﺮام
🌸
ﺷﺒﻬﺎ اﺑﺮ ﺳﻴﺎه، واﺳﻪ ﺣﺴﺮت ﻣﺎه
ﮔﺮﻳﻪ ﺳﺮ ﻣﻴﻜﻨﻪ،ﭼﺸﻤﻮ ﺗﺮ ﻣﻴﻜﻨﻪ
ﺗﺐ ﻋﺎﺷﻘﻰ ﺑﺎز
ﺷﺒﺎﻣﻮﻧﻮ ﺳﺤﺮ ﻣﻴﻜﻨﻪ
🍃
ﺑﺪون اﻳﻨﻮ ﻓﻘﻄ
ﺑﺪون اﻳﻨﻮ ﻓﻘﻄ ﻛﻪ ﺧﻮدم ﺗﺎ اﺑﺪ ﭘﺸﺘﺘﻢ ﻳﻪ ﺗﻨﻪ
ﻃﻌﻢ اﺳﻢ ﺗﻮ، ﻃﻌﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﻣﻨﻪ
وﻗﺘﻰ ﺗﺎرﻳﻜﻪ ﺷﺐ
ﺳﭙﻴﺪه ﻣﻴﺰﻧﻪ
🌸
وﻗﺘﻰ ﺧﻮاﺑﻪ ﭼﺸﺎت ﻣﺜﻪ دﻳﻮوﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻴﺮه ﻣﻴﺸﻢ
آرزوﻣﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻰ ﻫﻮاﺗﻮ ﻧﻔﺲ ﺑﻜﺸﻢ
آﻫﺎی ﻧﻮر ﭼِﺸَﻢ!
🍃
💌
یک عمر در به درش بودند.
در به درِ پسری که در اردوگاه خان یونس به دنیا آمده بود...
و نمی دانستند کسی که از اول عمرش آواره به دنیا آمده، دنیا را خانه نمی بیند و دل به تیر و تخته ی زهوار دررفته ی آن نمی بندد.
#یحیی_سنوار
💌
🌱«بازیگرِ نقش اولِ مرد»
✨عزیزم!
لطفا همینجوری که داری با دور تند قصص انبیا را جلو چشممان ورق میزنی و چکه چکه تاریخ را می چکانی توی تقدیرمان که ناکام نمیریم به حرف هایم گوش کن؛
می خواستم بابت خلق هنرمندانه درامِ باشکوه «یحیی» و انتخاب بازیگر نقش اول مرد دست هایت را ببوسم و اعتراف کنم که به مخیله ام قد نمی داد که بشود از خانه متروک و پر از خاک و خُل و خِرت و پِرت طبقه دوم چنین پایان شورانگیزی ساخت.
از همه اجزا و عناصر صورت خاکیش، از سوراخ بزرگ سمت چپ پیشانیش تا حمایل خشاب و حتی ساعتِ مچیش نمی شد به همین سادگی ها گذشت.
پشت صحنه نمایش یحیی آدمهائی ایستاده بودند که یک شبه بزرگ شدند؛
زنی پا به ماه می گفت می خواهد اسم مسافری که توی راه دارد را بگذارد «سنوار».
دیشب چشم هایمان خیس بود، غبار فرو ریختن ساختمان روی صورتمان گِل شده بود و امروز همه مان بوی عطر یحیی می دهیم...
یادم می ماند که قهرمان های نقش اول فیلم های تو، مرزهای تبیین را، با خون جابهجا کردند.
✍️طیبه فرید
https://eitaa.com/tayebefarid