#امام_حسن_عسکری_ع_شهادت
ستون خيمه ى اشراق ناگهان لرزيد
به سوگ حضرت خورشيد، كهكشان لرزيد
شكست آه غريبى سكوت صحرا را
زمينِ سامره با بانگ آسمان لرزيد
طنين اشك ملك بود هر طرف جارى
چنين كه عرش خدا نيز آن چنان لرزيد
گلوى سرخ گل از تشنگى ترك برداشت
در التهابِ عطشناك، باغبان لرزيد
غبار كهنه ماتم به رنگ كرب و بلا
نشست در دل سرداب و بى كران لرزيد
در آن فضاى نفس گير بغض زهرآلود
چقدر ناله ى مولاى بى نشان لرزيد
امامِ آينه را تا گرفت در آغوش
شبيه ابر بهارى در آن ميان لرزيد
به نامِ نامىِ موعود، عسكرى برخاست
دعا براى فرج خواند و بى امان لرزيد
قسم به سوره والعصر، صبح آدينه_
به استغاثه ياصاحبَ الزّمان لرزيد
#محمدمهدى_عبداللهى #کانال_شعر_علوی
#قرارگاه_بسوی_ظهور
@Sheroadab_alavi
#امام_حسن_عسکری_ع_شهادت
از زهر، تمام پیکرش میلرزید
پیوسته ز پا تا به سرش میلرزید
افتاد حسن یاد حسن وقتی که
در کوچه به یاد مادرش میلرزید
✍ #زهیر_سازگار
↳
#امام_حسن_عسکری_ع_شهادت
اگر با غصه و غم همندیمی
غبار غم رسد با هر نسیمی
بیا همراه با مهدی بگوئیم
«یتیمی درد بیدرمان یتیمی»
✍ #سیدهاشم_وفایی
↳
#امام_حسن_عسکری_ع_شهادت
کتیبه بر در و دیوار بستند
دل آیینهرویان را شکستند
عزای سامرا داغ مدینهست
حسنها داغدار کوچه هستند
::
ز گلبرگ دو چشمش یاس افتاد
دلش در آتش احساس افتاد
میان کاسهی آبش چه میدید
که یاد حضرت عباس افتاد
::
عزایش رستخیز روضهی ماست
عطش هم اشکریز روضهی ماست
امام از کودک خود آب میخواست
همین جمله گریز روضهی ماست
::
دل و جان در عزایت گریه کردند
فراوان در عزایت گریه کردند
کریم سامرایی، ای حسن جان!
کریمان در عزایت گریه کردند
✍ #میثم_مؤمنی_نژاد
↳