♨️ رخ خورشید
عیب از ما است، اگر دوست ز ما مستور است
دیده بگشای که بینی همه عالم طور است
لاف کم زن که نبیند رُخ خورشیدِ جهان
چشم خُفّاش که از دیدن نوری کور است
یا رب! این پردهی پندار که در دیدهی ماست
باز کن تا که ببینم همه عالم نور است
کاش در حلقهی رندان خبری بود ز دوست
سخن آنجا نه ز «ناصر» بود، از «منصور» است[۱]
وای اگر پرده ز اسرار بیفتد روزی
فاش گردد که چه در خرقهی این مهجور است
چه کنم تا به سر کوی توام راه دهند؟
کاین سفر توشه همی خواهد و، این ره دور است
وادی عشق که بیهوشی و سرگردانی است
مُدّعی در طلبش بوالهوس و مغرور است
لب فرو بست هر آن کس رُخ چون ماهش دید
آنکه مدحت کُند از گفتهی خود مسرور است
وقت آن است که بنشینم و دم در نزنم
به همه کون و مکان مدحت او مسطور است
۱_ حضرت امام(س) در این بیت طعنه به حسینبن منصور حلّاج و مدعیان دیگر میزنند که: به جای دم زدن از حق (ناصر) از خویشتن (منصور) دم میزنند!، معظمٌله در غزل «دعوی اخلاص» فرموده است:بر فراز دار فریاد «اناالحق» میزنی!مدعی حقطلب! انّیّت و اِنّا چه شد؟_
#دیوان_اشعار_امام
#شعر #کانال_شعر_علوی
#قرارگاه_بسوی_ظهور
@Sheroadab_alavi
♨️ مکتب عشق
آنکه دامن میزند بر آتش جانم، حبیب است
آنکه روزافزون نماید دردِ من، آن خود طبیب است
آنچه روحافزاست، جام باده از دست نگار است
نی مُدرّس، نی مُربّی، نی حکیم و نی خطیب است
سِرّ عشقم، رمز دردم در خَم گیسوی یار است
کی به جمعِ حلقهی صوفیّ و اصحابِ صلیب است؟!
از «فتوحاتم[1]» نشد فتحی و از «مصباح[2]»، نوری
هرچه خواهم، در درونِ جامهی آن دلفریب است
درد میجویند این وارستگانِ مکتب عشق
آنکه درمان خواهد از اصحاب این مکتب، غریب است
جرعهای میخواهم از جام تو تا بیهوش گردم
هوشمند از لذّتِ این جُرعهی مِی بینصیب است
موجِ لُطف دوست، در دریای عشقِ بیکرانه
گاه در اُوج فراز و گاه در عمق نشیب است
🗓 19 دی 1365
1 - _فتوحات مکّیه، اثر گرانسنگ شیخ اکبر، محییالدّین محمدبن عربی است._
2 - _مصباح الأنس بینالمعقول و المشهود فی شرح غیب الجمع و الوجود، اثر معروف محمدبن حمزةبن محمد است که حضرت امام(س) تعلیقات عمیقی بر آن نگاشتهاند که بضمیمهی تعلیقات آن بزرگوار بر شرح فصوص الحکم منتشر گردیده است._
#دیوان_اشعار_امام
#شعر #کانال_شعر_علوی
#قرارگاه_بسوی_ظهور
@Sheroadab_alavi
ساقی! از آن خُمِ پنهان، که ز بیگانه نهان است
باده در ساغر ما ریز! که ما محرم رازیم
#دیوان_اشعار_امام
#امام_خمینی (ره)
🌸⃟🌼🎼჻ᭂ࿐✰📚
#کانال_شعر_علوی
#قرارگاه_بسوی_ظهور
@Sheroadab_alavi
➖♦️♥️♦️♥️♦️♥️➖
♨️ می چاره ساز
ساقی! به روی من درِ میخانه باز کُن
از درس و، بحث و، زهد و، ریا، بی نیاز کُن
تاری ز زلفِ خم خم خود، در رهم بنه
فارغ ز عِلم و، مسجد و، درس و، نماز کُن
داوود وار، نغمه زنان ساغری بیار!
غافل ز درد جاه و نشیب و فراز کُن
بر چین حجاب از رُخ زیبا و زلف یار
بیگانهام ز کعبه و مُلک حجاز کُن
لبریز کن از آن مِی صافی، سبوی من
دل از صفا، بسوی بُت ترکتاز کُن
بیچاره گشتهام ز غم هجر روی دوست
دعوت مرا به جام می چاره ساز کُن
🗓 ۲۸ بهمن ۱۳۶۷
#دیوان_اشعار_امام
➖♥️♦️♥️♦️♥️♦️➖
➖❤️♦️❤️♦️❤️♦️➖
♨️ ساحل وجود
عاشق روی توام، دست بدار از دل من
به خدا! جُز رُخ تو، حل نکند مُشکِل من
مهر کوی تو، در آمیخته در خلقت ما
عشق روی تو، سرشته است به آب و گل من
نیست جز ذکر گُل روی تو، در محفِلِ ما
نیست جُز وصل تو، چیز دگری حاصلِ من
پاره کن پردهی اَنوارِ میان من و خود
تا کند جلوه، رخ ماه تو اندر دل من
جلوه کن در جبل قلب من ای یار عزیز!
تا چو موسی، بشود زنده دل غافل من
در سراپای دو عالم رُخ او، جلوه گر است
که کند پوچ همه زندگی باطل من
موج دریاست جهان، ساحل و دریایی نیست
قطرهای از نم دریای تو، شد ساحل من
زد خلیل عالم چون شمس و قمر را به کنار
جلوهی دوست نباشد چو من و آفل من
#دیوان_اشعار_امام
➖❤️♦️❤️♦️❤️♦️➖
♨️ رُخ خورشید
عیب از ما است، اگر دوست ز ما مستور است
دیده بگشای که بینی همه عالم طور است
لاف کم زن که نبیند رُخ خورشیدِ جهان
چشم خُفّاش که از دیدن نوری کور است
یا رب! این پردهی پندار که در دیدهی ماست
باز کن تا که ببینم همه عالم نور است
کاش در حلقهی رندان خبری بود ز دوست
سخن آنجا نه ز «ناصر» بود، از «منصور» است[۱]
وای اگر پرده ز اسرار بیفتد روزی
فاش گردد که چه در خرقهی این مهجور است
چه کنم تا به سر کوی توام راه دهند؟
کاین سفر توشه همی خواهد و، این ره دور است
وادی عشق که بیهوشی و سرگردانی است
مُدّعی در طلبش بوالهوس و مغرور است
لب فرو بست هر آن کس رُخ چون ماهش دید
آنکه مدحت کُند از گفتهی خود مسرور است
وقت آن است که بنشینم و دم در نزنم
به همه کون و مکان مدحت او مسطور است
۱_ حضرت امام(س) در این بیت طعنه به حسینبن منصور حلّاج و مدعیان دیگر میزنند که: به جای دم زدن از حق (ناصر) از خویشتن (منصور) دم میزنند!، معظمٌله در غزل «دعوی اخلاص» فرموده است:بر فراز دار فریاد «اناالحق» میزنی!مدعی حقطلب! انّیّت و اِنّا چه شد؟_
#دیوان_اشعار_امام
#شعر
♨️ مکتب عشق
آنکه دامن میزند بر آتش جانم، حبیب است
آنکه روزافزون نماید دردِ من، آن خود طبیب است
آنچه روحافزاست، جام باده از دست نگار است
نی مُدرّس، نی مُربّی، نی حکیم و نی خطیب است
سِرّ عشقم، رمز دردم در خَم گیسوی یار است
کی به جمعِ حلقهی صوفیّ و اصحابِ صلیب است؟!
از «فتوحاتم[1]» نشد فتحی و از «مصباح[2]»، نوری
هرچه خواهم، در درونِ جامهی آن دلفریب است
درد میجویند این وارستگانِ مکتب عشق
آنکه درمان خواهد از اصحاب این مکتب، غریب است
جرعهای میخواهم از جام تو تا بیهوش گردم
هوشمند از لذّتِ این جُرعهی مِی بینصیب است
موجِ لُطف دوست، در دریای عشقِ بیکرانه
گاه در اُوج فراز و گاه در عمق نشیب است
🗓 19 دی 1365
1 - _فتوحات مکّیه، اثر گرانسنگ شیخ اکبر، محییالدّین محمدبن عربی است._
2 - _مصباح الأنس بینالمعقول و المشهود فی شرح غیب الجمع و الوجود، اثر معروف محمدبن حمزةبن محمد است که حضرت امام(س) تعلیقات عمیقی بر آن نگاشتهاند که بضمیمهی تعلیقات آن بزرگوار بر شرح فصوص الحکم منتشر گردیده است._
#دیوان_اشعار_امام
#شعر