داشتم فکر میکردم آدمایی که در طول این سال ها ازشون خوشم میومده و از دور نگاهشون میکردم و آدمای جالبی بودن چه ویژگی های داشتن؟ چرا به نظرم خفن بودن؟
دیدم نقطه اشتراک همشون اعتماد به نفس بوده...
Tsukino…!
بیکاری ؟
بهتر از اینه که درگیر یه سریال جدید بشم و مثل امروز پنج شش تا قسمت اخرو باهم ببینم😔
موقع ناهار عادت دارم فیلم میبینم
خصوصا وقتایی که انیمه میدیدم خیلی حس خوبی بهم میداد وقتی ژاپنی حرف زدنشونو میشنیدم
وای حرف زدن میثریل بچم🥲
خدایا لطفاً کادو تولد شرایط ملاقات با یه پری کوچولو یا بند انگشتی رو بهم بده🥲
از بزرگترین ارزو هام این بوده که یه روز یه موجود کوچولو شبیه انسان تو دستم بشینه و باهاش حرف بزنم..
حتی از بچگی عادت داشتم با بعضی عروسک های خیلی کوچولوم حرف بزنم و تصور کنم که زنده ان و رویام به حقیقت پیوسته...
مشکل اینجاست که یه سری آدما فکر میکنن بقیه متوجه اتفاقات اطراف نمیشن
میدونی؟
بیاین آدما رو خنگ فرض نکنیم
واقعا دلم میخواد این پیام رو به یه سری بدم