خواستم بگم بيا منو ببر حبس كن تو بغلت.
نگفتم. دكتر گفته نگم. گفته تمرين بی حرفی كنم. گفته نگاه كنم و ساكت بمونم تا نفسای تندم دوباره آروم بشه. بهت نگفتم. هيچی نگفتم.
ولی خوب بود اگه حبسم ميكردی تو بغلت. خسته ام خيلی. خوابم نميبره شب ها. اگه خوابم ببره خواب ميبينم موهاتو ريختی رو صورتت ميخندی. نميشه كه. نميشه. راست ميگه دكتر. هيچی نگفتن بهتره از نصفه گفتن.
زياد بخند، زياد برقص ماهی جان. همين ديگه. همين ...
•حميدسليمی
تو از کی عاشقی؟
اين پرسش آيينه بود از من
خودش از گريهام فهميد
مدتهاست؛ مدتهاسـت ...🤍
•فاضل نظری
- حس میکنم گم شدم تو زندگیم.
+ تبریک میگم، حالا میتونی از هر جایی که دوست داری خودتو پیدا کنی.
•پونه مقیمی