موهام درد میکرد. کش مو انداختم سگ بخوره و نشستم ادامه درس مو بخونم. با موهای باز درس بخونید تمرکز تون بیشتر میشه
خورشیدگردون
موهام درد میکرد. کش مو انداختم سگ بخوره و نشستم ادامه درس مو بخونم. با موهای باز درس بخونید تمرکز ت
اینم پند امشب. تا آموزشی دیگر بدرود
تو ایستگاه اتوبوس نشسته بودم یهو یه مرد شاسی بلند سوار اومد جلوم ترمز کرد تو چشام نگاه کرد و یه سوت بلبلی زد و رفت.
خدایا، من پولدار نیستم. خانهی پنت هاوس دار هم ندارم. در منطقهی بالاشهر هم زندگی نمیکنم. تخت خواب هم ندارم. اما ممنون بابت همین حداقلها، همین زندگی کوچک. همین بالش و پتو. بوی نم کولر آبی. آب دادن به شمعدونی. خنکی سرامیک. همین نون و پنیر و سبزی و گوجه. ممنون بابت خندههای مامان.