میبینم همتونم که یه تراپیست دارید. فکر کنم فقط منم که با دریچه کولر حرف میزنم.
آمایا، اگه این موضوع رو به خاطر بسپاری، به تو کمک میکنه زمانی که یه نفر دیگه رشد میکنه، دلخور و خشمگین نشی؛ بلکه از این ماجرا استقبال کنی و برای اون آدم خوشحال باشی. موهبتهای یه نفر دیگه میتونه کلید گنجهی موهبتهای ما باشه.
این ساعت از شب توانایی اینو دارم که برا تبلیغ نشدن کفش تن تاک توسط تلویزیون گریه کنم.
خورشیدگردون
این ساعت از شب توانایی اینو دارم که برا تبلیغ نشدن کفش تن تاک توسط تلویزیون گریه کنم.
بهتون گفته بودم وقتی بچه بودم بین اسکیچرز آمریکایی و کفش تن تاک کدومو انتخاب کردم؟ آفرین تن تاک
اون روزا اسکیچرز خیلی گرون نبود. یادمه ۲۵۰ اینا بود و تن تاک ۵۰ تومن اینا، میشد اسکیچرز خرید ولی تن تاک خریدم و انصافا دو سال پوشیدم و راحت بود برام. رضایت مشتری
فرنگیسا اسم چند تا از بچهای میناب که شهید شدن رو میگید منو مبین میخوایم کتاب کودک بخریم و اول صفحه کتاب رو اسم بچها رو بنویسیم
با مبین قرار شد بستنی قیفی بخریم و گفت من بستنی که مزه شیرش غالب باشه دوست ندارم و رفت به آقا بستنی فروش گفت بستنیاتون مزه شیر میده؟ آقا بستنی فروشم شروع کرد به تعریف کردن که شیر اصل هست شیر گاو اصل و مزه شیر عالی میده و تو یه قاشق بستنی ریخت که بچشیم و مبین بهش گفت این مزه شیر میده من دوست ندارم و فرار کردیم.
قبلش میخواستیم از یه جا دیگه بستنی ایتالیایی بخریم حتی کارت رو در آوردم از تو کیف که حساب کنیم اما همون لحظه موود مون تغییر کرد و فرار کردیم.
ساعت ۱۰ شب بود و اتوبوس معلوم نبود بیاد یا نه. تو ایستگاه اتوبوس بودیم که یهو یه سمند اومد جلومون و رو شیشه ماشینش زده بود صلواتی تا پیروزی و آهنگای تجمعی گذاشته بود و آینههای ماشینش لباس پرچم ایرانی پوشیده بودن.
سریع ۳ تا مرد پریدن بالا و راننده که دید این مردا نذاشتن ما سوار شیم بهشون گفت آقااا، خانوم بذار سوار شه و اونا پیاده شدن و ما رفتیم.